پرسش از دکتر محمد رضا واعظدر گروه اکادمی فلسفه مارزوک.https://t.me/marzockacademyبا درود دوباره اخی…
انتشار: 2026/08/11 20:31 UTCدریافت: 2026/08/14 14:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/14 14:21 UTC
پرسش از دکتر محمد رضا واعظدر گروه اکادمی فلسفه مارزوک.t.me/marzockacademy%D8%A8%D8%A7 درود دوباره اخیرا مقاله ای در مورد الزام آموزش رویکردها و مفاهیم نامتعین و عدم تعین به کودکان در سنین پیش از دبستان و دبستان خواندم ..گو اینکه در سنین نزدیک به بلوغ از این سمت ـ نا آشنایی با روندهای نامتعین در زیست روزمره ـ آسیبی متوجه روح و روان کودکان است. پرسش من این است که به زعم اینکه آموزش در سنین پایین روندی ساختارگرا دارد یا در قالبی ساختارگرا ارائه می شود چگونه باید در این مسیر. تلاش کرد و اصلا این امر در عمل ممکن هست یا خیر؟!🗣به نظرم آموزش عدمتعین به بچه ها به این معنا نیست که آموزش را بی ساختار و آشفته کنیم. اتفاقاً بچه، مخصوصاً در سن پایین، به یک محیط امن و قابلپیشبینی نیاز دارد؛ اما در همان محیط میشود او را کمکم با موقعیت هایی روبهرو کرد که فقط یک جواب قطعی ندارند. مثلاً یاد بگیرد گاهی «نمیدانم» پاسخ کاملاً قابلقبولی است، و یا ممکن است چند نظر مختلف هرکدام دلیلی داشته باشند، با اطلاعات تازه میشود نظرمان را عوض کنیم و همیشه قرار نیست قبل از تصمیم گرفتن صددرصد مطمئن باشیم. بنابراین لازم نیست ساختار را از آموزش حذف کنیم، بلکه بهتر است ساختار را در فرایند حفظ کنیم و نتیجه را همیشه از قبل نبندیم. اتفاقاً گفتوگوی فلسفی با کودکان یکی از بهترین جاها برای تمرین همین وضعیت است،جایی که قواعد گفتوگو روشن است، اما کسی از قبل نمیداند بحث دقیقاً به کجا میرسد.