جستار هفته آکادمی فلسفه مارزوک 🔹جستار هفته : بررسی ساختارِ نظامِ سرمایه داری و شناختِ این نظام و بر…
انتشار: 2026/08/15 09:08 UTCدریافت: 2026/08/17 02:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 02:15 UTC
جستار هفته آکادمی فلسفه مارزوک 🔹جستار هفته : بررسی ساختارِ نظامِ سرمایه داری و شناختِ این نظام و بررسی بحران ها و مسائل و مشکلاتِ این نظام از منظر فلسفی و علمی ... 🔺امروزه تقریبا هر اقتصادی در جهان ، بر پایه سرمایه داری سامان یافته و همین ساختار در تمامی…نقد سرمایهداری در کانون بحثبحران کنونی مالی و اقتصادی، از نظر فیلسوف و جامعهشناس، یورگن هابرماس، بحرانی نظاممند در سرمایهداری جهانیشده است. بااینحال، هابرماس برخلاف دههٔ ۱۹۷۰، دیگر مانند مارکس و انگلس از بازسازی ماتریالیسم تاریخی دفاع نمیکند.نوشتهٔ پیتر لوئوش | ۲۹ مارس ۲۰۱۲«برای نخستینبار در تاریخ سرمایهداری، در پاییز ۲۰۰۸ ستون فقرات نظام اقتصاد جهانیِ مبتنی بر بازارهای مالی تنها با تضمینهای مالیاتدهندگان توانست از فروپاشی نجات یابد. و این واقعیت که سرمایهداری دیگر نمیتواند با نیروی خود بازتولید شود، از آن زمان تاکنون در ذهن شهروندان دولتمدار ریشه دوانده است؛ شهروندانی که بهعنوان مالیاتدهنده باید مسئولیت شکست این نظام را بر عهده بگیرند.»یورگن هابرماس این جملات را در ماه مه ۲۰۱۰ در روزنامهٔ «دی تسایت» نوشت. این بحرانِ نظاممندِ سرمایهداری هنوز نیز پشت سر گذاشته نشده است. آیا مارکس حق داشت؟ اسمائیل راپیچ، استاد فلسفه در دانشگاه ووپرتال، ما را به تأمل دربارهٔ این پرسش فرامیخواند.«در کتاب سرمایهٔ مارکس، شرحی از پویایی بحران در سرمایهداری، یا دقیقتر بگوییم، از پویایی سرمایهدارانهای مییابیم که بهطور دورهای بحرانها را بازتولید میکند. و این موضوع، یعنی بحران اعتباری که امروز به بحران مالی انجامیده است، همین اکنون نیز دوباره актуل است؛ چراکه شرح آن را از پیش در سرمایهٔ مارکس میتوان یافت.»اسماعیل راپیچ در دانشگاه ووپرتال نشستی ترتیب داده بود تا دربارهٔ نقد سرمایهداری، با الهام از آثار یورگن هابرماس، بحث و گفتوگو شود. هابرماس در یکی از نوشتههای نخستین خود دربارهٔ «مسائل مشروعیت در سرمایهداری متأخر» اندیشیده بود و در اثری دیگر به موضوع «بازسازی ماتریالیسم تاریخی» پرداخته بود. یورگن هابرماسِ ۸۲ساله نیز در این همایش در بحثها شرکت کرد.البته خیلی زود اختلاف دیدگاهها آشکار شد: هابرماس تأکید کرد که مارکس برای او یک متفکر کلاسیک است؛ متفکری که هرچند برای نظریهٔ اجتماعیِ خود او اهمیت دارد، اما در کنار متفکران دیگری قرار میگیرد: مارکسیسم همچون «معدنی برای استخراج ایدهها».در مقابل، دانشمندانی دیگر، مانند اینگو اِلبه، فیلسوف جوانِ دانشگاه اولدنبورگ، از خوانشی نو از مارکس دفاع کردند. او کوشید مارکس را در برابر نقد هابرماس احیا کند. اسماعیل راپیچ نیز همچنان بر نظریهٔ کلانِ ماتریالیسم تاریخی پای فشرد:«این نظریهای جهانشمول دربارهٔ تاریخ و جامعه است و من معتقدم که ما همچنان به چنین نظریههای جهانشمولی نیاز داریم. ماتریالیسم تاریخی، بههرحال، مهمترین و تأثیرگذارترین نظریهٔ دو قرن گذشته است. تقریباً هر نظریهٔ اجتماعیِ مهمی نیز در مواجهه و رویارویی با ماتریالیسم تاریخی شکل گرفته است.»پیامدهای این دیدگاهها برای چشمانداز سیاسی نیز به مسیرهای متفاوتی اشاره دارند: اسماعیل راپیچ و دیگران همچنان بر جستوجوی بدیلی برای سرمایهداری و سوسیالیسم دولتی، و بر ایدهٔ راه سوم، تأکید میکنند. در مقابل، یورگن هابرماس در سال ۲۰۰۸، در مصاحبهای، چنین گفت:ادامه دارد...t.me/marzockacademy