هر وجب از خاک این سرزمین روایت زخمی است؛ هر خانهای خاطره عزیزی را در سینه دارد و والدین داغدار، ق…
انتشار: 2026/08/06 06:50 UTCدریافت: 2026/08/10 23:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/10 23:20 UTC
هر وجب از خاک این سرزمین روایت زخمی است؛ هر خانهای خاطره عزیزی را در سینه دارد و والدین داغدار، قامت خمیدهشان را بر سنگینی اندوه استوار داشتهاند. آسیبدیدگان، زندانیان و خانوادههای دادخواه، گواه روزگار تلخی هستند که بر این مردم گذشته است. این، روایت زخمهایی است که نه با گذر زمان، که تنها با حقیقت، آزادی و عدالت التیام مییابند.جنبش «زن، زندگی، آزادی» فریاد نسلی بود که با دستهای خالی در برابر قدرت ایستاد و بهای آن را با جان، آزادی و بینایی پرداخت. فریده صلواتی یکی از همین شاهدان زنده است؛ او در خیابانهای سنندج، روبهروی نیروهای یگان ویژه فریاد میزد: «ژن، ژیان، ئازادی». پاسخ آن فریاد، شلیک گلولههای ساچمهای بود که چشمانش را هدف گرفتند. نزدیک به چهار سال از آن روز میگذرد و هنوز دهها ساچمه در صورت و گردن او باقی مانده است.در تصویر نخست، چهره او ساعاتی پس از جراحت دیده میشود؛ صورتی پوشیده از خون و تورم. در تصویر دوم، او پس از عمل جراحی روی تخت بیمارستان است؛ با امیدی که شاید اندکی نور به زندگیاش بازگردد. این دو تصویر، فاصله میان لحظه خشونت و سالها مبارزه برای درمان را روایت میکنند.ادامه👇
