توقف برنامه اینترنتی «آزاد» به اتهام نشر اکاذیبمهدی احمدی، مدیر و میزبان گفتوگوهای رسانه «آزاد» در…
انتشار: 2026/08/17 18:35 UTCدریافت: 2026/08/19 01:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 01:55 UTC
توقف برنامه اینترنتی «آزاد» به اتهام نشر اکاذیبمهدی احمدی، مدیر و میزبان گفتوگوهای رسانه «آزاد» در یوتوب از توقف این برنامه خبر داد و نوشت: پیرو ابلاغیه با اتهام «نشر اکاذیب» دیروز و امروز جهت تفهیم اتهام به دادسرا مراجعه کردم. مطابق دستور مقام قضایی، من با قرار کفالت آزاد شدم، اما رسانه «آزاد» تا اطلاع ثانوی از انتشار هر گفتوگویی منع شده است.✅ @mellimazzhabi
پستهای تلگرام — ملی مذهبی
مجلس و دولت باید از فرمانده فراجا بخاطر تاخیر در صدور گواهینامه موتورسیکلت زنان سوال کنندشرق نوشت: هشتم بهمنماه سال گذشته هیئت دولت، با ابلاغ مصوبهای با امضای محمدرضا عارف، چراغ سبز موتورسواری زنان را روشن کرد و حتی برای شهروندان پیامکی مبنی بر نهایی شدن صدور گواهینامه موتورسواری زنان ارسال شد.پس از آن نیز معاون حقوق بشر و امور بینالملل وزارت دادگستری و معاون قوه قضاییه ضمن بیان اینکه منع حقوقی برای موتورسواری زنان وجود ندارد، اعلام کردند که صدور گواهینامه نیازی به تصویب قانون یا آییننامه جدید ندارد. وزارت کشور نیز در مرداد ۱۴۰۵ اعلام کرد موانع قانونی و فقهی این موضوع برطرف شده و نظر مثبت فقها هم جلب شده است.علیرغم طی شدن تمام فرایندهای حقوقی و قانونی و همچنین مصوبه صریح دولت برای صدور گواهینامه زنان، اجرای این قانون در پیچوخم جاده انتظامی گیر کرده است.گزارش کامل:avash.ir/n/UtL @Avash_media ✅ @mellimazzhabi
سفر به کشورهای عربی منطقه (بخش اول) #با_تاریخ برای افزایش تحرک در حوزه منطقهای، از تاریخ ۸۴/۳/۱۵ تا ۸۴/۳/۲۳ سفری به کویت، امارات، یمن، عربستان و عمان داشتم. این سفر منطقهای پس از آن بود که اروپاییها یکی، دو بار به کارشناسان ما گفته بودند کشورهای منطقه فشار زیادی بر ما وارد میآورند و مرتب به امریکاییها نیز پیام میدهند که برنامه هستهای ایران برای ما خطرناک است و لذا لازم است شما بهنحوی آنها را ساکت یا قانع کنید. بر چنین مبنایی این سفر را از کویت آغاز کردم. در کویت نگرانی از حمله به نیروگاه بوشهر و آلودگی منطقه، ناشی از این حمله وجود داشت. من گفتن مرکز غنیسازی ما در وسط ایران است، اگر بر فرض مشکلی پیش آید، مرکزیت کشور با آن مواجه میشود، نه خلیج فارس که بیش از هزار کیلومتر فاصله دارد. مسلما ما برای جان مردم خودمان بیشتر ارزش قائلیم! به آنها گفتم اولا آنها جرئت حمله به ایران را ندارند و فعلا در همین عراق و افغانستان درماندهاند. در ضمن، مواد هستهای ما زیر کوه است و حمله نظامی به آنها صدمهای نمیزند. آنها میگفتند به تکنولوژی روسی بکار رفته در نیروگاه بوشهر اعتماد ندارند. من توضیح دادم که نیروگاه بوشهر زیر نظر آژانس بینالمللی انرژی هستهای است و بیشتر لوازم حفاظتی آن هم غربی است و مشکلی از این بایت وجود ندارد. بعد هم به نخست وزیر، شیخ صباح گله کردم از اینکه این چه رسم همسایگی است؟! چرا مدام غربیها را علیه برنامه اتمی ما تحریک، میکنید؟ او قسم خورد که چنین کاری را نکردهاند. گفتم یادتان رفته است در جنگ عراق علیه کویت، چقدر به شما کمک کردیم و پناهندگان شما را پذیرفتیم و قبل از کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، عراق را محکوم کردیم. وی ضمن تشکر فراوان از دولت ایران، مجددا بر اینکه کویت در این زمینه اقدامی نکرده است، تاکید کرد.برگرفته از کتاب امنیت ملی و دیپلماسی هستهایخاطرات حسن روحانی@Akhbare_mahestan✅ @mellimazzhabi
🔹تریتا پارسی:fxtwitter.com/tparsi/status/2090239409811… بر این باور است که بازی را به نفع خود برگردانده است. او نفوذ و کنترل ایران بر تنگه هرمز را دچار رخنه کرده و در نتیجه، وضعیت موجود هزینههای بیشتری را نسبت به آمریکا بر ایران تحمیل میکند.برای نخستین بار از زمان آغاز جنگ، کاخ سفید به این نتیجه رسیده که زمان به نفع آمریکا در جریان است.اما درست به همین دلیل، احتمال وقوع دور دیگری از جنگ وجود دارد. با فرض درست بودن ارزیابی آمریکا، پرسش مهمتر این است که ترامپ قصد دارد با این اهرم فشار تازهیافته چه کند. اگر واشنگتن آسیبپذیری ایران را به عنوان فرصتی برای گرفتن تسلیمِ کامل به جای مذاکره برای یک توافق پایدار تفسیر کند، نتیجه آن به احتمال زیاد دور دیگری از جنگ خواهد بود نه پایان دادن به درگیری. تهران پیش از این نشان داده است که وقتی میان تسلیم و تنشزدایی/تشدید درگیری مخیر شود، گزینه دوم (تشدید درگیری) را انتخاب خواهد کرد. بنابراین قرار دادن دوباره ایران در برابر همین دوپایه، بعید است به نتیجه متفاوتی منجر شود.تراژدیِ رقص مرگبار میان واشنگتن و تهران دقیقاً در همینجا نهفته است. رویکرد «همه یا هیچ» (برد مطلق) آمریکا باعث میشود که وقتی ایران ابتکار عمل را در دست دارد، توافق غیرقابل قبول باشد. وقتی هم که ابتکار عمل به سمت واشنگتن میچرخد، ایالات متحده بر این باور میرسد که چیزی کمتر از تسلیم کامل تهران ملموس و قابل پذیرش نیست.🔸برای خواندن تحلیل کامل به لینک زیر مراجعه کنید:tritaparsi.substack.com/p/has-trump-turne… به این فرسته درX:x.com/FGhoddoussi/status/2090243824706535… @mellimazzhabi
🔸از بازار تا صف 🔹چگونه فاصله گرفتن قیمتها از واقعیت اقتصادی، بازار را به صف، سهمیه و تخصیص تبدیل میکند؟سجاد بیاضیاقتصاد ایران امروز فقط با «گرانی» روبهرو نیست؛ با مسئله عمیقتری نیز مواجه است: در بخشهایی از اقتصاد، قیمت دیگر نمیتواند نقش طبیعی خود را ایفا کند. قیمت قرار است کمیابی را نشان دهد، مصرف را تنظیم کند، تولید را تحریک کند و سرمایه را به سمت فعالیتهای سودآور هدایت کند. وقتی این علامت برای مدت طولانی سرکوب میشود، کمیابی از بین نمیرود؛ فقط شکل دیگری پیدا میکند: صف، سهمیه، قرعهکشی، تخصیص، مجوز و بازار غیررسمی.این یادداشت ادعا نمیکند که همه مشکلات اقتصاد ایران از قیمتگذاری ناشی میشود. تحریم، جنگ، تورم، کسری بودجه، ضعف سرمایهگذاری، مشکلات بانکی و نااطمینانی هر کدام سهم خود را دارند. اما اگر با یک زاویه مشخص به مجموعهای از این اتفاقات نگاه کنیم، یک الگوی مشترک دیده میشود: فاصله گرفتن قیمت اداری از واقعیت اقتصادی و سپس تلاش برای مدیریت کمبود از طریق سازوکار اداری.قیمت فقط یک عدد نیستوقتی قیمت یک کالا بالا میرود، فقط مصرفکننده را تحت فشار قرار نمیدهد. این افزایش قیمت همزمان دو پیام میدهد: مصرف آن کالا گرانتر شده و تولید آن میتواند سودآورتر باشد. به همین دلیل، قیمت یکی از مهمترین ابزارهای هماهنگی در اقتصاد است.اما اگر دولت قیمت را پایینتر از سطحی نگه دارد که شرایط اقتصادی اقتضا میکند، تقاضا معمولاً بالا میرود و عرضه هم لزوماً افزایش پیدا نمیکند. آن وقت سؤال مهمی شکل میگیرد: چه کسی باید کالای کمیاب را دریافت کند؟اگر پاسخ قیمت نباشد، پاسخ دیگری باید پیدا شود. اینجا صف متولد میشود.صف خودرو، صف دریافت وام، صف تخصیص ارز، صف نهاده و حتی خاموشیهای برنامهریزیشده، همه میتوانند شکلهای متفاوت یک مسئله واحد باشند: کمیابی وجود دارد، اما قیمت اجازه ندارد آن را مدیریت کند.ارز؛ وقتی یک دلار چند قیمت پیدا میکندبازار ارز نمونه روشنی از این وضعیت است. در مرداد ۱۴۰۵، نرخ حواله دلار در مرکز مبادله در محدوده ۱۵۰ هزار تومان قرار داشت، در حالی که دلار در بازار آزاد نزدیک ۱۹۰ هزار تومان معامله میشد. این فاصله به معنای وجود دو قیمت برای یک منبع کمیاب است.در چنین شرایطی، مسئله فقط «قیمت دلار» نیست. سؤال مهمتر این است که چه کسی به دلار ارزانتر دسترسی دارد؟وقتی ارز با نرخ پایینتری تخصیص مییابد، طبیعی است تقاضا برای آن نرخ افزایش پیدا کند. بنابراین بخشی از انرژی اقتصادی از تولید و تجارت به سمت گرفتن سهمیه، مجوز و دسترسی به ارز ترجیحی حرکت میکند.در اینجا قیمت از یک ابزار اقتصادی به یک ابزار اداری تبدیل میشود. به جای اینکه بازار بگوید چه کسی حاضر است هزینه واقعی ارز را بپردازد، نظام تخصیص تصمیم میگیرد چه کسی ارز ارزان دریافت کند. هر جا بین دو قیمت فاصله وجود داشته باشد، احتمال شکلگیری رانت نیز افزایش پیدا میکند.بنزین؛ ارزان بودن قیمت، گران بودن هزینهدر بازار انرژی نیز همین منطق دیده میشود. ایران سالها بنزین را با قیمت بسیار پایینتر از قیمت منطقهای و هزینه فرصت آن عرضه کرده است. در پایان ۱۴۰۴، برای مصرفکنندگان پرمصرف نرخ سوم ۵۰۰۰ تومان در کنار نرخهای یارانهای ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومان تعیین شد؛ تصمیمی که دولت هدف آن را کنترل مصرف و کاهش قاچاق اعلام کرد؛ اما مسئله بنزین فقط قیمت در جایگاه نیست.بنزین ارزانتر میتواند مصرف را بالا نگه دارد، انگیزه صرفهجویی را کاهش دهد، خودروهای پرمصرف را جذابتر کند و در صورت وجود اختلاف شدید قیمت با کشورهای همسایه، قاچاق را سودآورتر کند. در نتیجه، قیمت پایین امروز میتواند فردا خودش را در قالب مصرف بیشتر، قاچاق، فشار بر منابع عمومی و سرمایهگذاری ناکافی نشان دهد.اینجا یک تفکیک مهم لازم است: حمایت از خانوار با ارزان نگه داشتن یک کالا برای همه مردم یکسان نیست. دولت میتواند از خانوار آسیبپذیر حمایت کند، بدون آنکه لزوماً کل اقتصاد را به مصرف بیشتر یک کالای یارانهای تشویق کند.ادامه یادداشت را در سایت «اخبار مهستان» بخوانید.🆔@Akhbare_mahestan✅ @mellimazzhabi
در گرامیداشت زهرا رهنورد؛ متولد روز کودتاامروز، ۲۸ مردادماه، یادآور کودتای ننگینی است که با طراحی و هدایت سیا و همراهی اوباش به رهبری شعبان جعفری، علیه دولت ملی دکتر محمد مصدق و نهضت ملیشدن نفت صورت گرفت. اوباش حکومتی، صدها نفر را کشتند یا زخمی کردند و شهربانی صدها نفر را بازداشت کرد. محمدرضا شاه که ایران را از سر نومیدی و هراس ترک کرده بود به ایران بازگشت و پس از بازداشت نخستوزیر قانونی کشور، او را به حبس و حصر فرستاد. شاه و حامیان داخلی و خارجیاش سپس به نابود کردن هرچه یادآور نهضت ملی ایران و دکتر مصدق بود روی آوردند: طرفداران نهضت را با برچسبهای گوناگون از کار بیکار کردند، بسیاری را سالها در زندانها نگه داشتند، احزاب و تشکلهای سیاسی برخاسته از متن جامعه را سرکوب کردند، و روز کودتا را جشن ملی اعلام کردند. دکتر مصدق پس از برگزاری دادگاهی فرمایشی که رأی آن از پیش معلوم بود و ارائة دفاعیهای که ماندگار شد، سه سال در زندان بهسر برد. وی ده سال پایانی عمرش را در ملک خود در احمدآباد در حصر خانگی گذراند و سرانجام در ۱۴ اسفندماه ۱۳۴۵ در سن ۸۴ سالگی درگذشت. محمدرضا شاه گمان کرده بود دیگر نامی و یادی از مصدق باقی نخواهد ماند. اما در سال ۱۳۵۷ زمانی فرارسید که در آخرین تلاشهای او و دولت آمریکا برای حفظ سلطنت بیاعتبار پهلوی دست یاری به سوی یاران و طرفداران مصدق دراز کرد؛ استمدادی بینتیجه که سرانجام آن درهم پیچیده شدن طومار سلطنت پهلوی از ایران بود. چند دهه بعد، پس از انتشار بخش مهمی از اسناد محرمانه سیا درباره آن کودتا، مقامات رسمی آمریکا به دست داشتن در آن اعتراف کردند و برخی نیز از مردم ایران عذرخواهی کردند. ۲۸ مردادماه اما همچنین یادآور تولد زنی نیز است که در سال ۱۳۲۴ پا به عرصة وجود گذاشت. زهره کاظمی که پس از انتخاب آزادانه و آگاهانة راهش، نام خود را به زهرا رهنورد تغییر داد؛ بانویی فرهیخته، هنرمند، قرآنپژوه، مدیری کارآمد، و یار و همراه آخرین نخستوزیر ایران، میرحسین موسوی. شخصیت فرهنگی و هنری و سیاسی رهنورد مستقل از رابطة همسریاش نیز درخشان و ستودنی است و میرحسین نیز هیچگاه استقلال او را خدشهدار نساخت. اما شاید گزاف نباشد گفته شود که این زادة ۲۸ مردادماه، بیش از هر چیز با مقاومتش در مقابل کودتای انتخاباتی ۱۳۸۸ شناخته شده است. پس از هجده ماه حضور تاریخی شهروندان معترض در خیابان، دستگاه سرکوب در ظاهر موفق به خاتمه بخشیدن به اعتراضات شد و میرحسین موسوی و زهر رهنورد و نیز مهدی کروبی و همسرش به محصور شدند و دستگاه تبلیغاتی حکومت، ۹ دیماه را روز پیروزی مردم بر فتنه اعلام کرد. این زوج سرافراز اینک بیش از پانزده سال است که در زندان خانگی بهسر میبرند. بهرغم درخواستشان برای شرکت در یک دادگاه علنی، سیدعلی خامنهای از پذیرش آن امتناع کرد. جرمشان، پاسداری از حقوق شهروندان ایرانزمین است و بس، نه ادعایی برای خود دارند و نه هوای قدرت و شوکت. هشتادویکمین سال تولد این بانوی قهرمان را به او و همسرش میرحسین، دختران شجاعان، و همراهانی که هیچگاه او را فراموش نکردهاند، تبریک میگوییم.@Kaleme✅@mellimazzhabi
مشکل " داریوش" نیست، مشکل " آینه" استمجتبی نجفی داریوش اقبالی آهنگی خوانده که اتفاقا من به عنوان یکی از طرفداران هنر او از نوجوانی تا اکنون ارتباط ضعیفی با آن برقرار میکنم؛ به عبارتی فاصله کیفی آهنگ با کارهای برجسته اش زیاد است. اما چرا یک عده ای او را آماج حملات قرار داده اند؟ این همان جایی است که من به داریوش نه صرفا به عنوان یک هنرمند مستقل که به عنوان شهروند کنشگر مدنی علاقه مند میشوم.او خواننده یکی از سیاه ترین دورانهای تاریخ ما یعنی دهه شصت بوده. انقلابی که در همان نقطه آغازین با سیاست حذف و اعدام شکست خورد و آهنگ داریوش، روایت این تاریکی و افشاگر تاریکخانه هایی است که در آنها " انسان" رعایت نشد. صدای داریوش در آن دوران یکی از محکم ترین و مستقل ترین راویان ستم است. همین داریوش بعدها ایران " گشته ویران"، " تشنه آزادی"" خسته از شلاق استبدادی" خواند و از بچه ها خواست رهایی این گربه از استبداد را چشم انداز فردای خود قرار دهند و یا جایی گفت" کی میاد دست توی دستم بذاره تا بسازیم این خونه رو دوباره" و اینجا ایران به مثابه خانه غمها و شادهای گذشته و امید آینده پدیدار شد.و داریوش ما فقط داریوش سیاسی نبود، او زیباترین آهنگها را برای عشقهای شکست خورده، حسرت های به دل مانده، زخم های نوشونده خواند. " شقایق جای تو دشت خدا بود، نه تو گلدون نه توی قصه ها بود" و اونجا که میخوند اونکه رفته دیگه هیچوقت نمیاد" بیان عالی از تجربه های بسیاری بوده. و اهمیت صدای او همین است که به تجربه های شکست و ناامیدی، امید و رویای سوژه ایرانی پیوند خورده و صدای او در قلب زندگی ماست.داریوش فقط از سیاهی و اعدام نمیگفت یکجا هم امید بود، عشق به آینده بود، به خصوص جایی که فریاد " دوباره میسازمت وطن" را سر داد. صدای داریوش بیان همه ساحتهای سیاسی و عاطفی زندگی ایرانیان بوده و هست، روایت غم، عشق، امید، شکستهای فردی و جمعی، و مهم تر از همه وطن پرنده در خون، خانه ویران شده، چشم انتظار ایستادگی ایرانیان بازنمایی شده. داریوش در اعتیاد فرورفت و علیه اعتیاد مبارزه کرد و در " بنیاد آینه" دیگر نه فقط داریوش خواننده ساحتهای عاطفی و سیاسی مان که کنشگر مدنی، منجی بسیاری از ایرانیان اسیر اعتیاد رویت پذیر میشود. بسیاری اعتیاد سابق او را اسباب تمسخر کرده اند اما برخاستن ققنوس وارش از خاکستر اعتیاد را انکار و مهم تر تعهدش برای آزادی بسیاری از جوانان از چنگال اعتیاد را نادیده میگیرند. و چه زشت است که یک انسان را با بحرانش بکوبی و به جای تمجید از سیر تکاملی اش، او را سرزنش کنی.اما مشکل این لشکرهای مهاجم با آهنگ جدیدش چیست؟ اگر نقد فنی مانند من دارید درست، اما با محتوای آن چه مشکلی دارید؟ او گفته توهم توطئه، دشمن انگاری مخالف، عدم به رسمیت شناختن نگاههای متفاوت، فحاشی و تغذیه از آبشخورهای معرفتی استبداد، بد است. چرا به شما برخورده؟ داریوش همیشه حکومت را با آهنگهایش نواخته، اما همیشه نگاهی هم به ساختارهای منحط فرهنگی داشته و ابتذال و شبیه شدن اپوزیسیون به حکومت را هم نقد کرده. شما با این مشکل دارید؟ اگر با اینها مشکل دارید مشکلتان با داریوش نیست، با آینه ای است که زشتی هایمان را هم يادآور میشود. داریوش هم مقدس نیست، انسان است حامل اشتباه و خطا. از جمله موضع شتابزده اش درباره وکالت به رضا پهلوی. اما او یکی از مستقل ترین هنرمندانی بوده که نان صدا و هنرش را خورده تا آویزان شدن به قدرت چه داخلی یا خارجی. مشکل در همان مستقل بودن و مستقل ماندن است، در عدم دنباله روی از موجهای پوپولیستی، مخالفت توامان با جنگ و استبداد، مخالفت همزمان با ساختار منحط قدرت و ساختارهای فرهنگی که آبشخور استبدادند. گناه از داریوش نیست از استقلال داریوش از نمادهای استبداد در تاریخ ایران است. مشکل از آینه روشنگر است که با سنگ خردش میکنید.t.me/modjtabanajafifrance/2848%E2%9C%85 @mellimazzhabi

