چه کسی آغامحمدخان رو اخته(مقطوع النسل) کرد؟!؟#قاجاریه#تاریخ_ایرانراوی #مجید_محمودخانی @meyguon
انتشار: 2026/08/24 20:02 UTCدریافت: 2026/08/24 23:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 23:10 UTC
چه کسی آغامحمدخان رو اخته(مقطوع النسل) کرد؟!؟#قاجاریه#تاریخ_ایرانراوی #مجید_محمودخانی @meyguon
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 41 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — 🌺میگون در گذر زمان🌺
لینک ،گروه #دوستداران_قصران👇👇👇t.me/+SyvpzufwuEc2OGZh
دمی با #حافظ 📖گفتم به باد میدهدم باده نام و ننگگفتا قبول کن سخن و هر چه باد بادسود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دستاز بهر این معامله غمگین مباش و شادبادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچدر معرضی که تخت سلیمان رود به باد--------------------این ابیات درباره رها شدن از وابستگی به دنیا، آبرو، سود و زیان و پذیرفتن ناپایداری زندگی است.حافظ میگوید وقتی سرنوشت چیزی را از انسان میگیرد، نباید بیش از اندازه غمگین شود؛ چون همهچیز در معرض بادِ روزگار است.بیت اول:گفتم به باد میدهدَم باده نام و ننگگفتا قبول کن سخن و هر چه باد بادیعنی: گفتم شراب عشق و بیخودی، آبروی انسان و نام و ننگ او را بر باد میدهد. پاسخ این است که این را بپذیر و خودت را درگیر قضاوت مردم نکن؛ هرچه پیش آمد، بگذار بیاید.بیت دوم:سود و زیان و مایه چو خواهد شدن ز دستاز بهر این معامله غمگین مباش و شاداگر قرار است سرمایه، سود و زیان و داشتههای تو روزی از دست بروند، نه از بهدست آوردنشان بیش از حد شاد شو و نه از دست دادنشان بیش از حد غمگین. این معامله دنیا با انسان است.بیت سوم:بادت به دست باشد اگر دل نهی به هیچدر معرضی که تخت سلیمان رود به باداین بیت بسیار عمیق است. میگوید اگر دل خود را به هیچ چیز دنیا گره نزنی، دیگر چیزی نمیتواند تو را اسیر و پریشان کند.حتی تخت و فرمانروایی حضرت سلیمان که نماد نهایت قدرت و شکوه است در برابر باد روزگار پایدار نماند.خلاصهٔ مفهومحرف اصلی حافظ این است:دل به دنیا، مال، مقام، آبرو و قضاوت مردم نبند؛ چون همه رفتنیاند. چیزی که امروز داری، ممکن است فردا نداشته باشی. پس آزاد زندگی کن، داشتهها را قدر بدان، اما اسیرشان نشو.به زبان امروزیتر:«آنچه آمد، خوش آمد؛ آنچه رفت، رفت. مهم این است که دلت را به چیزهای ناپایدار گره نزنی.»@meyguon
آیا میدانید اولین تلفن همراه در ایران متعلق به ناصرالدین شاه بود؟شکل و شمایل این تلفن همراه ، که در سال 1230 تولید شده است، به تلفنهای همراه امروزی شباهتی ندارد.این تلفن همراه ، در سفرها همراه ناصرالدین شاه بوده و در زمان نیاز به کابلهای کشیده شده بین راه وصل و با مخاطب مورد نظر تماس تلفنی برقرار میشده است. این تلفن دارای راهنمای فارسی بوده و ساخت کارخانه «البیس» شهر زوریخ میباشد.@meyguon
🔴 #مصطفی_ملکیان:🔹علامه طباطبایی درباره دوستی نکتهای لطیف داشتند. میگفتند دوستی مانند لقمهای غذاست؛ یکی دو بار اول، انسان با آگاهی آن را میجود، اما از جایی به بعد، بلعیدن آن ناخودآگاه میشود. ویژگیهای اخلاقی دوست نیز همینگونه است؛ ابتدا فقط خوبیها یا بدیهای او را میبینیم، اما پس از مدتی، همان ویژگیها آرامآرام در وجود ما نفوذ میکند، بیآنکه خودمان متوجه شویم.@meyguon
#ایرج_پزشکزاد:بله، این راست است. من زبان فارسی را عاشقم. عاشقم به زبان فارسی و ادب فارسی. بزرگترین غصهام الان این است که زبان فارسی دیگر نمیتوانم بخوانم. سالهای سال هر صبح با شاهنامه شروع میکردم و با حافظ تمام میکردم روزم را. الان دیگر نه. گرفتاری من این است.meyguon
کمک به کامیونی که دچار حادثه شده بود @meyguon•گاهی جاده را نه پیچهایش تماشایی میکنند، نه کوههای کنار دستش و نه افقِ دوردست سرسبزش...گاهی آنچه جاده را به صحنهای ماندگار بدل میکند، عبور انسانیت از میان آسفالت است.در این ویدئو، کامیونی با ترکیدن لاستیک، میان ماندن و واژگون شدن معلق است...چند ثانیه تا فاجعه بیشتر فاصله ندارد....اما تریلیِ کنار دستش، به جای آنکه از این آشوب برای سبقت گرفتن استفاده کند، مسیر دیگری را انتخاب میکند، خودش را به پهلوی کامیون میچسباند، وزنش را تقسیم میکند و با شانههای آهنیاش، جان انسانی را نگه میدارد که شاید هرگز او را نشناسد.چه تصویر باشکوهی! دو غول آهنی که برای رقابت کنار هم نیستند، برای رفاقت به هم تکیه دادهاند....دنیا بیشتر از آنکه از کمبود سرعت آسیب ببیند، از فقر همدلی رنج میبرد.... سالهاست جادهها را با مفهوم سبقت تعریف کردهایم...با جلو زدن، با رسیدن، با جا گذاشتن دیگری....اما گاهی ارزشمندترین حرکت، نه جلو رفتن که کنار ماندن است. نه عبور کردن، که پناه شدن....انگار بعضیها خوب فهمیدهاند که در جاده زندگی، همیشه برنده کسی نیست که زودتر برسد، گاهی برنده واقعی کسی است که اجازه میدهد دیگری سالم برسد.آنچه جاده را تماشایی میکند، همیشه منظره طبیعت نیست، گاهی تماشای انسانیت است.... آنجا که به جای سبقت، معرفت جریان دارد و به جای رقابت، رفاقت....آری...شُکوه رانندگی، مانور دادن در جاده نیست، مامن بودن در جاده است!رضا صائمی@meyguon


