🔺آیا مشکل میراث فرهنگی، قوانین آن است یا نبود باور به اقتصاد گردشگری؟🖋#محمد_محب_خداییمعاون اسبق گرد…
انتشار: 2026/07/10 14:22 UTC
🔺آیا مشکل میراث فرهنگی، قوانین آن است یا نبود باور به اقتصاد گردشگری؟🖋#محمد_محب_خداییمعاون اسبق گردشگری کشور🔸در جلسه شورای راهبردی، جناب آقای دکتر صالحی امیری، وزیر محترم میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی، به جلسه مشترک با شهرداران کلانشهرها اشاره کردند؛ جلسهای که در آن، یکی از مهمترین گلایههای شهرداران این بود که ضوابط میراث فرهنگی مانند «ترمز دستی» در برابر توسعه شهرها عمل میکند.🔸اما آیا واقعاً مشکل، میراث فرهنگی است؟🔸اگر ظرفیتهای صنعت گردشگری در ایجاد درآمدهای پایدار برای شهرداریها بهدرستی تبیین و اثبات شود، آیا شهرداریها همچنان برای تأمین منابع مالی به درآمدهای ناپایدار، بهویژه تراکمفروشی و بلندمرتبهسازی در بافتهای تاریخی، روی خواهند آورد؟🔸آیا اگر شهرداریها بدانند که حفظ میراث فرهنگی میتواند خود به یک منبع پایدار درآمد تبدیل شود، باز هم ضوابط میراثی را مانع توسعه خواهند دانست؟🔸به نظر میرسد مسئله اصلی، تغییر مدل برنامهریزی شهری است؛ از «شهر ایدهآل» به «شهر گردشگر». در چنین مدلی، درآمد پایدار جایگزین درآمدهای ناپایدار خواهد شد و در نتیجه، مدیریت شهری با انگیزهای بیشتر، قواعد و ضوابط میراث فرهنگی را خواهد پذیرفت؛ زیرا آنها را نه محدودیت، بلکه سرمایه اقتصادی شهر خواهد دانست.🔸اما سؤال مهمتر این است که آیا خود وزارت میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی توانسته است این باور را در سایر دستگاههای کشور ایجاد کند؟🔸متأسفانه به نظر میرسد وزارتخانه در طراحی ساختار همافزایی با سایر بخشهای حاکمیتی و اقتصادی کشور، آنگونه که باید عمل نکرده و آثار این خلأ در بسیاری از حوزهها مشهود است.🔸در گفتوگویی که با معاون محترم عمرانی وزیر کشور داشتیم، ایشان اشتغالزایی گردشگری را بیشتر در حد شعارهای کلیشهای میدانستند و استان گیلان را مثال میزدند؛ استانی که با وجود قرار گرفتن در میان مهمترین مقاصد گردشگری کشور، همچنان با مهاجرت نیروی کار روبهرو است.🔸آیا این نگاه، نشانه ضعف صنعت گردشگری است یا نشانه ضعف ما در تبیین ظرفیتهای واقعی اقتصاد گردشگری برای مدیران کشور؟🔸نمونهای دیگر، سازمان تأمین اجتماعی است؛ سازمانی که با پوشش حدود ۴۰ درصد جمعیت کشور از طریق بیمهشدگان، مستمریبگیران و خانوادههای آنان، در کنار هلدینگ شستا و مجموعه هگتا، یکی از بزرگترین ظرفیتهای اقتصادی کشور را در اختیار دارد.🔸اما پرسش اینجاست؛ آیا رئیس سازمان تأمین اجتماعی، هگتا را صرفاً یک مجموعه خدمات سفر و اقامت میداند یا آن را یک مجموعه راهبردی برای خلق ثروت، نه فقط در صنعت گردشگری، بلکه در کل اقتصاد تأمین اجتماعی میبیند؟🔸اگر پاسخ این پرسشها منفی باشد، آیا نباید ریشه آن را در نبود یک باور مشترک نسبت به اقتصاد گردشگری جستوجو کرد؟🔸جناب آقای دکتر صالحی امیری، نخستین وزیر میراث فرهنگی، گردشگری و صنایعدستی هستند که با تشکیل شورای راهبردی و بهرهگیری از حضور بزرگان، اندیشمندان و صاحبنظران، فرصتی کمنظیر برای بازاندیشی در مسائل بنیادین این حوزه فراهم کردهاند.🔸آیا شایسته نیست که یکی از نخستین دستورکارهای این شورا، نه صرفاً بررسی برنامهها و پروژهها، بلکه اصلاح همین «باورهای نادرست» نسبت به جایگاه گردشگری در اقتصاد ملی باشد؟🔸اگر هنوز شهردار، استاندار، معاون وزیر، مدیر اقتصادی و حتی رئیس یکی از بزرگترین سازمانهای اقتصادی کشور، گردشگری را موتور خلق ثروت نمیدانند، آیا زمان آن نرسیده است که شورای راهبردی، پیش از هر اقدام دیگری، این خلأ فکری و مدیریتی را هدف قرار دهد؟🔸شاید مسئله اصلی امروز گردشگری ایران، کمبود ظرفیت نباشد؛ کمبود باور به ظرفیتها باشد.instagram.com/miras_bashi@mirasbashi ble.ir/miras_bashi

