🔺زوزور؛ کلیسایی که از آب گریخت، اما به مقصد نرسید🖋#مریم_اطیابی🔸میراثباشی: کلیسای زوزور را باید از جایی دید که جاده، پس از باران، میان سبزی کوهستان و گلههای گوسفند پیچ میخورد و ناگهان دریاچه سد بارون از پشت پیچ پدیدار میشود؛ آبی آرام میان کوهها و آنسوتر، کلیسایی کوچک که روزگاری قرار بود به آب سپرده شود.🔸اما داستان دیگری رقم خورد. با ساخت سد و خطر غرقشدن کلیسا، در دهه ۶۰ سنگهای بنا را یکبهیک باز کردند، شمارهگذاری کردند و حدود ۶۰۰ متر آنسوتر، در ارتفاعی بالاتر، دوباره برپا کردند؛ گویی بخشی از تاریخ را از دل آب بیرون کشیده باشند.🔸امروز زوزور هنوز ایستاده است؛ کوچک، سنگی و آرام، در میان کوهستانی که پس از باران بوی نم میدهد. از دور پرادعا نیست؛ دیوارهای سنگی، گنبدی جمعوجور و سکوتی که کوهها دورش کشیدهاند. نزدیکتر که میشوی، سنگها دیگر فقط سنگ نیستند؛ هرکدام بخشی از تاریخی چندصدسالهاند.🔸چند گوسفند، بیخبر از تاریخ و میراث جهانی و یونسکو، تا نزدیکی دیوارها میآیند. زنگولهای از دور به صدا درمیآید.🔸اما خبری از گردشگر نیست؛ حتی یک نفر! راه بسته است و ورود نیاز به هماهنگی با مجموعه "آب منطقهای" دارد. پس از هماهنگی راهی میشویم، اما جاده خاکی و رسیدگینشده، خودش مانع دیگری است؛ چند خودرو در گل گیر میکنند.‼️زوزور یکبار از آب نجات پیدا کرد. امروز اما مسئلهاش بیشتر از نجات از آب، تبدیل شدن به یک مقصد گردشگری است.🔸این کلیسا در کنار قرهکلیسا و سنتاستپانوس، در قالب «مجموعههای صومعهای ارمنی ایران»، در سال ۲۰۰۸ در فهرست میراث جهانی یونسکو ثبت شد؛ سه بنای ارزشمند که میتوانند مسیر گردشگری فرهنگی کمنظیری در شمالغرب ایران بسازند. اما ثبت جهانی، بهتنهایی گردشگر نمیسازد.✅برای گردشگر ارمنی، این سفر میتواند دیدن بخشی از میراث ارمنی در جغرافیایی باشد که قرنها با آن پیوند داشته است. برای گردشگر ترکیه، نزدیکی، مسیر زمینی و امکان ترکیب سفر فرهنگی با طبیعتگردی، یک مزیت است. و برای گردشگر ایرانی، زوزور پنجرهای به بخشی کمتر دیدهشده از تاریخ ایران است؛ تاریخی که فرهنگ ایرانی و ارمنی و دیگر فرهنگهای منطقه در آن کنار هم اثر گذاشتهاند.🔸اما مسافر باید بتواند به مقصد برسد، بداند چه داستانی پشت این سنگهاست و دستکم امکاناتی ساده برای توقف داشته باشد؛ آب آشامیدنی، سرویس بهداشتی، تابلوهای راهنما و مدیریت پسماند. خدماتی سبک و سازگار با محیط، نه سازههایی که طبیعت و حریم بنا را مخدوش کنند. حتی میتوان به اقامتگاههای محلی و ماندن در روستای بارون فکر کرد؛ جایی برای دیدن طلوع خورشید و تجربه زندگی در کنار یک میراث جهانی.🔸امروز ناقوس کلیسا خاموش است؛ اما سکوت زوزور هم بخشی از روایت آن است. کافی است کمی بایستی تا دیوارهای سنگی، آدم را به گذشته و کسانی ببرد که روزگاری اینجا دعا میخواندند.🔸نزدیک غروب، در راه برگشت، دو دختر ۱۲، ۱۳ ساله از روستای بارون را میبینم. حرف به زمستان میرسد؛ میگویند چند سال پیش خیلی برف میآمد، یک مدت برف کم بود اما امسال برف خوب بارید.✅بعد حرف جنگ پیش میآید. از دو بمبی میگویند که اطراف ماکو افتاده بود. بعد از آرزوهایشان میپرسم.میگویند جنگ زودتر تمام شود و آدمهای بیشتری به ماکو بیایند.میگویند سالهای قبل مسافر بیشتر بود.🔸حرفشان ساده است، اما معنای بزرگی دارد. برای آنها، گردشگر فقط مسافری نیست که از کنار روستا رد میشود؛ نشانهای است از روزهای آرامتر، از جادهای که دوباره شلوغ میشود و از شهری که دوباره دیده میشود.🔸زوزور یکبار از آب گریخت؛ حالا نوبت آن است که از فراموشی و بیبرنامگی هم نجات پیدا کند؛ تا روزی که مسافر، پس از عبور از آن جاده سبز و پرپیچوخم، فقط یک کلیسای تاریخی نبیند، بلکه به مقصدی برسد که ارزش ماندن داشته باشد.🔸هرچند حسین گروسی رئیس هیأتمدیره و مدیرعامل سازمان منطقه آزاد ماکو نوید این را داده است که در تعامل با آب منطقهای فنسکشی مجزایی برای عبور و مرور گردشگران تعبیه شود اما زوزور تا تبدیل شدن به یک سایت گردشگری ثبتجهانی هنوز فاصله معناداری دارد.🔻لینک عکسها:t.me/mirasbashi/21158?singleinstagram.com…