میرزا محسن تأثیر تبریزی، وزیر یزد در روزگار شاه سلطان حسین صفوی، ضمن قصاید دیوان خویش (تصحیح امین پ…
انتشار: 2026/08/10 14:36 UTCدریافت: 2026/08/12 01:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 01:00 UTC
میرزا محسن تأثیر تبریزی، وزیر یزد در روزگار شاه سلطان حسین صفوی، ضمن قصاید دیوان خویش (تصحیح امین پاشا اجلالی، مرکز نشر دانشگاهی، ص۴۸-۵۰) در منقبت امام حسین علیهالسّلام قصیدهٔ بلندی دارد که گزیدهای از آن به قرار ذیل است: هر که از عینالیقین بینا درین عبرتسراست/بیگمان داند که این دارالفنا دارالبلاست/ در حقیقت این جهان، راهست و منزل آن جهان/هیچ عاقل در میان راه، آسایش نخواست/ چیده از گلشن شود گلهای خوشبو بیشتر/ آفت دوران نصیب دوستداران خداست/ معنی برجسته را غارت فزونتر میرسد/ هر که را هست امتیازی در جهان اینش سزاست/حقشناسان در جهان دایم مرارت میکشند/ نسبت تلخی به حرف حق به این معنی گواست/ تشنهلب مانند از بحر جهان خاصان حق/ شاهد این مدّعا کمآبی امّالقراست/ نیکبختی را که چشم از رنگ و بو پوشیده است/زخم شمشیر شهادت گلشن خاطرگشاست/ کی دهد هر بیسر و پایی به راه دوست سر/ بردن گوی سعادت مزد چنگ اولیاست/لایق خون شهادت کی بود هر بیجگر/ این حنای پنجهٔ مردانهٔ آل عباست/ شیرمردانی که سر در راه جانان دادهاند/جمله را سردفتر و سرخیل شاه کربلاست/ حجّت حق شاه مظلومان حسین تشنهلب/ کز لب گوهربیان بینور جان، معجزنماست/عالم علم لدنی واقف اسرار حق/ آنکه مجموع خلایق را امام و پیشواست/ در طواف مرقدش از آب چشم زایران/ مزرع سبز فلک تا حشر در نشو و نماست/هر که را ریحان باغ خویش خواند مصطفی/ تربت جانبخش او خوشبوتر از مشک ختاست/ بس که در راهش عزیزان جانفشانی کردهاند/ بوی جان آید ز خاکی کز زمین کربلاست/بیفضیلت ذکر تسبیحی که نه از خاک اوست/ مرحبا خاکی که دایم مظهر نام خداست/ اختران خونینجگر از دانههای سبحهاش/ مِهر را آتش به جان از رشک مُهر کربلاست/ تا شد از لبتشنگان کربلا منع فرات/ گر ز غم آب سیه چشم فرات آرد بجاست/ در عزایش نُهفَلَک در چرخ نخل ماتمیست/ ابر هم یک چشم گریان زین غمِ وحشتفزاست/در زمین و آسمان این کهکشان و جاده نیست/ کز پی ماتم الف در سینهٔ ارض و سماست/نیست تنها از سیهپوشان این ماتم سپهر/ کعبه را هم تا قیامت جامه نیلی زین عزاست/هر سحر بر عارض گلها نه جوش شبنم است/لاله و گل نیز گریان، بهر شاه کربلاست/آنکه میدارد روا سر در ره جانان دهد/ گر به زیر قبّهاش حاجتروا گردد رواست/ در ره دین آنکه هفتاد و دو تن قربان کند/ گر به او بخشند هفتاد و دو ملّت را سزاست/ یا امام المتّقین «تأثیرِ» کارافتاده را/ دستگیری کن که از دست تو چشمش بر عطاست/ گر گنه دارد ولی خرسندیش از مهر تست/هم بدین معنی که میگوید خدای او گواست/ در طریق معرفت او را به حق شو راهبر/ای که هر گمکرده ره را مینمایی راه راست/بهگزین از محمّدرضا ابوئی مهریزی.➕ به کانالهای «میراث مکتوب» بپیوندید:📱 تلگرام: t.me/mirasmaktoob%F0%9F%93%B1 بله: ble.ir/IRANDELEZAMIN📱 ایتا: eitaa.com/miras_maktoob📱 روبیکا: rubika.ir/mirasmaktoob📱 تلگرام میراثنگاشت ایرانی: t.me/Mirasmaktoob_Irani%F0%9F%94%97 حامیان میراث مکتوب:mirasmaktoob.net/hamian/%F0%9F%9B%8D فروشگاه میراث مکتوب:🌐 mirasmaktoob.net

