📸 عکسی نادر از حاج آقا مجلس خادمی اصفهانی، برادر بزرگتر آیةالله حاج آقا حسین خادمی🙏🏻 مرحمتی فرزند…
انتشار: 2026/06/28 20:25 UTCدریافت: 2026/08/15 03:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:08 UTC
📸 عکسی نادر از حاج آقا مجلس خادمی اصفهانی، برادر بزرگتر آیةالله حاج آقا حسین خادمی🙏🏻 مرحمتی فرزندان گرامی ایشان@cheraghe_motaleeh
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 0 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — محسن کمالیان | M. Kamalian
به مناسبت فرا رسیدن «۱۳ تیر»، سالروز درگذشت آیةالله العظمی «شیخ محمدتقی (آقا) نجفی» ...
*آیةالله آقا محمدتقی (آقا) نجفی*فرزند (آیةالله العظمی شیخ محمدباقر نجفی و بانو) سیده زمزم بیگم موسوی عاملی فرزند آیةالله العظمی سید صدرالدین موسوی عاملی بود. عالمی سیاستمدار و رهبر دینی مردم اصفهان در نیمهی اول قرن چهاردهم هجری قمری بود. سال ۱۲۲۵ش، مقارن ۱۲۶۲ق، در اصفهان به دنیا آمد.دروس اجتهادی خود را از حدود سال ۱۲۸۱ق به بعد، در عراق نزد آیات عظام میرزا حسن شیرازی، شیخ مهدی کاشفالغطاء و شیخ راضی نجفی گذراند. همزمان نزد آياتالله سید علی شوشتری و میرزا على خلیلی تهرانی، عرفان و اخلاق و ریاضتهای شرعیه آموخت. از پدرش و آیةالله شوشتری، اجازهی نقل حدیث داشت. بسیار باهوش بود و خوشحافظه بود. گویا قبل از سال ۱۲۹۰ق به اصفهان بازگشت. بعد از درگذشت پدرش در سال ۱۳۰۱ق، زعامت دینی مردم اصفهان را متصدی شد. اشتغال عمدهاش، تدریس و اقامهی جماعت و رسیدگی به وضع اجتماعی و سیاسی جامعه. محل اقامهی جماعتش ابتدا مدرسهی ملا عبدالله بازار بود و سپس مسجد شاه. جلسات تدریسش نیز همانجا منعقد میشد. بیشتر فقه میگفت، مقداری هم تفسیر و کلام. شاگردان زیادی تربیت کرد. آیاتالله سید جمالدین گلپایگانی، حاج آقا حسین بروجردی، سید حسن روضاتی، ملا محمد جوادی صافی گلپایگانی و سید حسن نجفی قوچانی، از مشاهیر شاگردانش بودند. فتوایش همواره موافق رأى مشهور فقهاء بود. عاشق اهل بیت (ع) و از مهمترین مروجين مراسم عزدارای و روضهخوانی بود. شخصیت اجتماعی و سیاسیاش، تدریجاً بر جایگاه علمیاش غلبه یافت. هم علیه استبداد ایستاد هم عليه استعمار، هم عليه انحرافات دینی. از همان ابتدا با مظالم ظلالسلطان در حکومت اصفهان درگیر و غالباً پیروز میدان بود. بر اجرای حدود و «امر به معروف و نهی از منکر» مراقبت فراوان داشت. در جریان جنبش تنباکو به سال ۱۳۰۹ق، اولین عالم کشور بود که به مقابله با شاه و دولت برخاست. میرزای شیرازی نیز ظاهراً به توصیهی او بود که فتوای تحریم استعمال تنباکو را صادر کرد. سال ۱۳۱۶ق، از تأسیس شرکت اسلامیه حمایت همهجانبه کرد تا وابستگی شهروند ایرانی به محصولات خارجی به حداقل برسد. در برابر فعالیت فرقههای انحرافی بابیه و بهاییه هوشیار بود و دو بار طی سالهای ۱۳۰۸ و ۱۳۲۱ق، تحرکات آنها را با قاطعیت سرکوب کرد.هر دو بار توسط شاه به تهران احضار شد و هر دو بار با عزت و اقتدار بیشتر به اصفهان بازگشت. جایی که ضرورت میدانست، از تکفیر و تفسیق افراد ابا نداشت. در جریان جنبش مشروطیت به سال ١٣٢٤ق، اگرچه باطناً با آزادیخواهان همراه نبود، اما عملاً موضع بیطرفی اتخاذ کرد و مواضع مشروطهخواهیاش در حداقل ضرورت بود. در عقل و کفایت و تدبیر، ضربالمثل مردم روزگارش بود. خوشنفس بود و مهربان و متواضع و مردمدار، خود را در غم و شادی مردم سهیم میدانست. نسبت به مسلمان و غیرمسلمان، جزبابیها و بهائیها، دوست و حتی دشمن، احساس مسئولیت داشت. متمول بود و در همان حال بسیار سخاوتمند. در رفع نیاز گرفتاران کوشا بود. در برابر شدائد روزگار، بسیار صبور و مقاوم بود. در برابر مخالفینش بردبار بود و اهل گذشت. مردم او را پناهگاه خود میدانستند. در حد پرستش، محبوب دل طبقات مختلف اجتماع بود. تألیفات متعددی از خود به یادگار گذاشت که «دلائل الأحكام»، «تعليقات على فرائد الأصول»، «مفتاح السعادة» و «اشارات ایمانية» نمونههایی از آن است. طبع شعر داشت و اشعاری در زبان فارسی از وی باقی مانده است. ۶۸ ساله بود که در اصفهان درگذشت و در مقبرهای به نام خودش، کنار امامزاده «احمد» به خاک سپرده شد. روز رحلتش، ۱۳ تیر ۱۲۹۳ش، مقارن ۱۱ شعبان ۱۳۳۲ق بود.
آیةالله سید محمدجواد صدرعاملیفرزند آیةالله آقامجتهد، فرزند آیةالله العظمى سيد صدرالدین موسوی عاملی بود. از بزرگان فقها، مجتهدين ، مدرسین و رهبران دینی اصفهان، در نیمهی اول قرن چهاردهم هجری قمری بود. همچنین از بزرگان اهل عرفان، عالم معنا و سیر و سلوک این شهر بود. سال ۱۲۳۵ش، مقارن ۱۲۷۳ق، در اصفهان به دنیا آمد. دروس اجتهادی را در اصفهان و سپس نجف، نزد آیات عظام شیخ محمدباقر نجفی، شیخ محمدحسین نجفی، میرزا حبیبالله رشتی، آقا رضا همدانی، آخوند خراسانی، سید اسماعیل صدر، شیخالشريعه اصفهانی و شیخ محمدحسین کاظمی، تلمذ کرد.بسیار باهوش و دقیقالنظر بود. تا جایی که شیخالشریعه اصفهانی، رسالهی خود، «بطلان عمل به احتیاط در برخی فروع فقهی» را، در پاسخ به اشکال علمی وی بود که نگاشت.با اتمام تحصیلات به اصفهان بازگشت. از یاران نزدیک پسرعمهاش، آقا نجفی بود. دههها در مدرسهی ملا عبدالله بازار، همچنین مکرراً به جای آقا نجفی، در مسجد شاه، اقامهی جماعت کرد. مدت سی سال مرجع قضا، حل مشکلات و پناه مردم بود. از جمله مؤسسین «انجمن صفاخانهی اصفهان» بود و در مجلهی آن «الاسلام»، مقالات متعددی را در پاسخ به شبهات اعتقادی مبلغین مسیحی نوشت. از پیشگامان «گفتگوی اسلام و مسیحیت» بود. رسالههای متعددی را در فقه، اصول و کلام، نگاشت؛ مثل سه رسالهی «شبههی محصوره»، «اجتهاد و تقلید» و «جبر و تفویض» که متأسفانه همه، خطی باقی ماندند. ۷۲ ساله بود که در اصفهان درگذشت و در «صحن تکیهی مادر شاهزاده» واقع در «قبرستان تخت فولاد» رخ در نقاب خاک کشید. به امام حسین (ع) دلبستگی فراوان داشت و روز رحلتش، دهم ماه محرم سال ۱۳۴۷ق، مقارن ۸ تیر ۱۳۰۷ش بود.
💢 تخریب بقعه همسر علامه طباطبایی و مرحوم سیدحسین قاضی یار و همراه همیشگی علامه در قبرستان نوعلامه طباطبایی و مکتب نظری و عملی او میراث عظیمی برای ایران و شیعه است که هر کسی که با فرهنگ ایرانی و شیعی آشنایی اندکی داشته باشد اهمیت و سهم این مکتب را بهخوبی میداند. حتی کسانی که تخصصی در این زمینه ندارند نیز با این نام آشنا بوده و امروزه آوازه این پیر فرزانه از مرزهای ایران فراتر رفته و سازمانهای جهانی نیز سعی در حفظ و توجه به آن دارند. اما چگونه است که در شهر قم که پایگاه حوزه شیعی و محل سکونت این بزرگوار است هیچ توجهی به حفظ آثار برجا مانده از این میراث عظیم نمیشود؟ تخریب دو بقعه به جا مانده از این مکتب که محل مراجعه افراد بسیاری بوده و حکم زیارتگاه برای مشتاقان آن پیر فرزانه داشت چرا باید صورت بگیرد؟ آن هم به صورت شبانه و ناگهانی و به صورتی که علاقهمندان فرهنگ و تمدن ایرانی و شیعی فرصت اعتراض نیافته و با عمل انجام شده مواجه شوند؟در میان آثاری که در مورد علامه طباطبایی و زندگی و مکتب او نگاشته شده آنقدر درباره این دو نفر - صاحبان این دو بقعه - صحبت شده که جای تردید و تاملی نمیگذارد. شاید بیش از یکصد کتاب و مقاله درباره جایگاه همسر علامه و اهمیتی که در موفقیت این بزرگوار داشته است نگاشته شده است. همچنین درباره یار و همراه همیشگی علامه، مرحوم سیدحسین قاضی که بقعه هر دو اینها در این تخریب ناگهانی نابود شده است. میلیونها نفر با زندگی همسر علامه آشنایی دارند و آن را به عنوان نمونهای از زن موفق مطالعه نموده و زندگی خانوادگی علامه و این همسر را به عنوان الگویی از زندگی متعالی در تمدن ایرانی و شیعه برگزیدهاند. به همین دلیل است که پیوسته مشتاقان علامه و مکتب فکری او به این دو بقعه مراجعه نموده و در اثر توجه زائران، تبدیل به بخشی از میراث فرهنگی و فکری شده بود.اکنون تخریب این دو محل آن هم به این صورت و خردکردن سنگ قبر و رفتارهایی از این قبیل چه دلیل و توجیهی میتواند داشته باشد؟آیا مسئولان شهر، وقتی عکس دختر علامه را مشاهده میکنند که بر روی خرابهها نشسته نباید احساس شرم و خجالت کنند؟آیا فقط وهابیها در بیتوجهی به این میراثهای عظیم باید سرزنش شوند و اگر ما چنین کنیم نباید هیچکس پاسخگوی رفتار زشت مسئولان باشد؟محمدحسین قدوسی۱۴۰۵/۰۴/۰۷#قبرستان_نو#همسر_علامه_طباطبایی#سید_حسین_قاضی#بنیاد_قم_پژوهی🔷 ارتباط با دانشگاه #طلوع_مهرواحدخواهران|قمپژوهی|کانوننویسندگانمرکز مشاوره |مهارتافزایی|قرارگاهفرهنگی

