🗓 روزشمار ۲۷ مرداد ۱۳۳۲📍 ۱ روز تا کودتا📰 آخرین روز؛ آرامش ظاهری، تدارک آخرین ضربه۲۷ مرداد، آخرین رو…
انتشار: 2026/08/18 05:54 UTCدریافت: 2026/08/18 17:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 17:10 UTC
🗓 روزشمار ۲۷ مرداد ۱۳۳۲📍 ۱ روز تا کودتا📰 آخرین روز؛ آرامش ظاهری، تدارک آخرین ضربه۲۷ مرداد، آخرین روز پیش از کودتای ۲۸ مرداد بود؛ روزی که در ظاهر هنوز دولت مصدق کنترل پایتخت را در دست داشت، اما در پشت پرده شبکه کودتا آخرین هماهنگیها را برای اجرای عملیات انجام میداد.شاه از کشور گریخته بود، زاهدی همچنان مخفی بود، شماری از عوامل کودتای نخست بازداشت شده بودند و دولت تصور میکرد با کنترل خیابانها و بازداشت عناصر مشکوک میتواند از تکرار عملیات جلوگیری کند.اما در همان ساعات، شبکهای که در ۲۵ مرداد شکست خورده بود، در حال بازسازی خود برای ضربه نهایی بود.🔻 شاه از بغداد به رم رفتدر نخستین ساعات ۲۷ مرداد، محمدرضا شاه که پس از شکست کودتای نخست به بغداد گریخته بود، به همراه ملکه ثریا با یک هواپیمای تجاری بغداد را ترک کرد و راهی رم شد.شاه در بغداد از صدور بیانیه یا برقراری تماس مؤثر با نیروهای طرفدار خود در ایران خودداری کرده بود. او اکنون در رم به سر میبرد، اما فرمانی که چند روز پیش برای برکناری مصدق صادر کرده بود همچنان در مرکز تحولات سیاسی ایران قرار داشت.در داخل ایران، مخالفان شاه این خروج را نشانه شکست سلطنت میدانستند؛ در حالی که شبکه کودتاگران هنوز فرمان او را مبنای حقوقی اقدام خود معرفی میکرد.🔻 جلسه ریاحی با فرماندهان ارتشحدود ساعت ۱۰:۳۰ صبح، تیمسار محمدتقی ریاحی، رئیس ستاد ارتش، فرماندهان عالیرتبه نیروهای مسلح را در تالار سخنرانی دانشگاه جنگ گرد آورد.ریاحی در این جلسه درباره تحولات روزهای گذشته و تلاش برای براندازی دولت سخن گفت و بر ضرورت حفظ انضباط ارتش و وفاداری آن به دولت قانونی تأکید کرد.برای دولت مصدق، ارتش مهمترین عامل حفظ نظم و جلوگیری از یک اقدام نظامی جدید بود. از همین رو، ریاحی تلاش داشت با آگاه کردن فرماندهان ارشد، مانع از تکرار غافلگیری شب ۲۵ مرداد شود.اما در درون ارتش، همه فرماندهان به یک اندازه با دولت همراه نبودند و همین شکاف، یکی از مهمترین نقاط آسیبپذیر دولت در برابر عملیات روز بعد بود.🔻 بازداشت عوامل کودتا و جستوجوی زاهدیپس از شکست عملیات ۲۵ مرداد، بازداشت و بازجویی از عوامل دخیل در کودتا ادامه یافت. حدود ۳۰ نفر در ارتباط با این ماجرا بازداشت شدند و دولت تلاش کرد شبکه نظامی و سیاسی مرتبط با زاهدی را شناسایی کند.برای یافتن محل اختفای فضلالله زاهدی نیز جایزه تعیین شد.با این حال، زاهدی همچنان خارج از دسترس نیروهای دولت باقی ماند؛ موضوعی که بعدها اهمیت زیادی پیدا کرد، زیرا او قرار بود در عملیات دوم به عنوان نخستوزیر معرفی شود.در مطبوعات نیز این پرسش مطرح بود که اگر زاهدی فرمان نخستوزیری خود را از شاه دریافت کرده بود، چرا تا شب ۲۵ مرداد از اعلام آن خودداری کرده است.🔻 جنگ روانی علیه حزب تودهدر همین روز، جنگ تبلیغاتی پیرامون حزب توده شدت گرفت.شبکه تبلیغاتی کودتاگران تلاش داشت تصویر یک «خطر کمونیستی» را در جامعه پررنگ کند؛ تصویری که میتوانست نگرانی نیروهای مذهبی، طبقات متوسط، بازاریان و حتی بخشهایی از ارتش را افزایش دهد.در برخی گزارشها، از فعالیت شبکههای وابسته به سیا برای ایجاد آشوب و نسبت دادن اقدامات خشونتآمیز به حزب توده سخن گفته شده است. گروههایی در برخی مناطق تهران به تخریب و غارت پرداختند و فضای شهر را بیش از پیش ملتهب کردند.همزمان، نشریات حزب توده نیز با شعارهایی تند علیه سلطنت، از جمله «جمهوری دموکراتیک» و مخالفت با «تاج و تخت»، به میدان آمدند.این همزمانی، به شکل paradoxical، میتوانست به سود تبلیغات کودتاگران تمام شود؛ زیرا آنان میکوشیدند دولت مصدق را در برابر افکار عمومی به عنوان دولتی ناتوان از کنترل خیابان و در معرض خطر کمونیسم معرفی کنند.🔻 تغییرات در فرمانداری نظامی تهراندر همین روز، ابوالقاسم امینی، وزیر دربار سابق، از زندان آزاد شد.همچنین سرهنگ اشرفی، فرماندار نظامی تهران، از سمت خود برکنار و سرتیپ محمد دفتری جانشین او شد.دفتری بعدها در جریان وقایع ۲۸ مرداد نقش مهمی ایفا کرد و به یکی از چهرههای مؤثر در تغییر موازنه نیروهای نظامی در پایتخت تبدیل شد.🔻 جنگ مطبوعاتی؛ هر روز یک روایت از ایرانمطبوعات نیز به یکی از اصلیترین میدانهای نبرد سیاسی تبدیل شده بودند.روزنامههای مخالف دولت و طرفدار سلطنت، فرمان انتصاب زاهدی به نخستوزیری را منتشر کردند و حکومت مصدق را غیرقانونی خواندند.در مقابل، روزنامههای حزب توده از احتمال وقوع «کودتای دوم» هشدار دادند.در این میان، انتشار تصاویر پایین کشیدن مجسمههای شاه در تهران و برخی شهرستانها، فضای سیاسی کشور را بیش از پیش ملتهب کرد.هر گروه، روایتی متفاوت از آینده ایران ارائه میداد؛ اما یک واقعیت برای همه روشن بود:
