مرداد و سرخوردگانشبه یاد دکتر کریم سلیمانی دهکردی که در مرداد پر کشیدگرامیداشت دو رویداد انقلاب مشروطیت در ۱۳ مرداد ۱۲۸۵ و کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ هر دو در مرداد، برای من همواره یادآور یک سالگشت دیگر نیز بوده است. آن هم سالگشت دراز آهنگ سرخوردگان از شکست آرمانهای هنوز محقق نشده مشروطیت و نهضت ملی است؛ امسال این سومی به واسطه وقایع اخیر کشور حال و هوای خاصی دارد. گویی ما ایرانیان امروز نیز پس از آنکه فاجعه از پی فاجعه را از سر گذراندیم و هنوز نیز در بطن آن زیست میکنیم با شتاب در حال پیوستن به همان جرگه هستیم. واکنشها اما، همواره از سوی مردمان این دیار یکسان نبوده است.روانِ دغدغهمندان وطن، همیشه زخمیتر و آسیبپذیرتر بوده است شاید به حکم آنکه مفهوم «وطن» را جور دیگری در مییافتند و شاید هم گاهی نزدیک بودن مقصد، ایشان را از شکست بهتزده میکرده است. 🔸سرخوردگان از آرمانهای انقلاب مشروطیت همواره انگیزههای خوبی برای ادامه، داشتند.چرخههای شکست و پیروزی،گویی هنوز آنقدر اعتبار و امید را در خود داشت تا روشنفکر زمانه را به حرکت وادارد. با این حال بعد از فتح تهران، ماجرای پارک اتابک، دعوی اعتدالیون و عامیون و اولتیماتوم روس کسی همچون بهار با آنکه «درد ایران بی دواست» را میسرود همچنان امیدی به ادامه داشت. 🔸در هر حال آمال آزادیخواهانه را اینبار دیگرانی با مشت آهنین جلو بردند و خودشان نیز بتدریج زیر همان مشت له شدند و سرنوشتی بهتر از سرخوردگان مشروطه نصیبشان نشد. گرچه بهار و میرزاده عشقی هنوز با سرودن «جمهوری نامه» در مخالفت با رضاشاه توانی داشتند. 🔸شکست نهضت ملی تأثیرات عمیقتری را بر روشنفکران و آرزومندان رسیدن به نوعی دموکراسی ایجاد کرد.کودتا مُهر پایانی بر مسیر دموکراسی بود و اینبار استبداد با فرمتی مدرن مشت آهنین را به کار میبست. در دوره جدید تمام مولفههای دموکراسی ـ پارلمان ،قانون اساسی، تفکیک قوا، احزاب ،روزنامهها و... ـ ظاهراً حاضر بود. اما همانگونه که هویدا در مجلس بیمحابا در پاسخ به منتقدین میگفت: «قانون اساسی من، منویات علی حضرت است» این استبداد بود که در باطنی تمامیتخواهانه به دنبال تحقق «دموکراسی اقتصادی» دموکراسی غربی را نامناسب به حال ایران و ایرانی میدانست.🔸کودتا ۲۸مرداد ۱۳۳۲ اما بر سر، سرخوردگانش مصائب دیگری را نیز آور کرد. نادر نادرپور یکی از شاعران برجسته ایرانی و از اعضای برجسته حزب توده بود که همراه خلیل ملکی از آن جدا شد و در نهایت تسلیم افیون تریاک شد. 🔸شفیعی کدکنی معتقد است که مرگ و ناامیدی همراه با یافتن تسلی در تریاک، هرویین، حشیش و شراب یکی از مضامین اصلی شعر بعد از کودتا را تشکیل میداد. هنرمندان، آگاهی سیاسی و اندوه خود را در نشئهکنندهجات غرق کردند تا از نکبت ایرانی بگریزند.فتحالله مجتبایی اشکهای جگرسور فریدون توللی یکی دیگر از غولهای شعر و شاعری ایران را به یاد میآورد که او نیز خود را تسلیم افیون کرد. مهدی اخوان ثالث یکی از نمادهای شعر نو ایران، بیست و پنج ساله بود که کودتا شد او در شعر معروفی که «خانهام آتش گرفته»نامیده میشود حال و هوای چنددستگی و ایام سیاه پس از مصدق را به طور جاودانهای به تصویر کشید:خانه ام آتش گرفتست، آتشی جانسوزهر طرف میسوزد این آتش؛ پرده ها و فرش ها را… تارشان با پود…من به هر سو میدوم گریان؛ در لهیب آتش پر دودوز میان خندههایم تلخ و خروش گریهام ناشاداز درون خستهی سوزان؛ میکنم فریاد ای فریاد…خانهام آتش گرفتست؛ آتشی بیرحمهمچنان میسوزد این آتش؛ نقشهایی را که من بستم به خون دل... برای بسیاری، کودتا معادل ایرانی روز نکبت فلسطینیها «روز فاجعه و تاریکی » بود. اخوان در ۱۳۳۵ شاهکار دیگری به نام «زمستان» را منتشر کرد که مرورگر زندگی شبحگون ایرانیها بعد از کودتا بود:سلامت را نمی خواهند پاسخ گفتسرها در گریبان استکسی سربرنیارد کرد پاسخ گفتن و دیدار یاران رانگه جز پیش پا را دید نتواندکه ره تاریک و لغزان استوگر دست محبت سوی کس یازی،به اکراه آورد دست از بغل بیرونکه سرما سخت سوزان است....منبع:ظهور استبداد مدرن در ایران، علی رهنما،ترجمه پوریا پرندوش، نشر نگاه معاصر.✍️داود الهی، دانشجوی دکتری تاریخ ایران بعد از اسلام،دانشگاه شهید بهشتی تهران.
در این روزشمار، ما تلاش کردیم به جای روایتهای کلیشهای، روزبهروز جلو برویم؛ روزنامهها را ببینیم، مواضع نیروهای سیاسی را دنبال کنیم، هشدارها و تصمیمها را کنار هم بگذاریم و نشان دهیم چگونه مجموعهای از اتفاقات کوچک و بزرگ، در نهایت به ۲۸ مرداد رسید.در «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» این پایان کار نیست.ما در این سالها پروندههای متعددی درباره نهضت ملی، دکتر مصدق، ملیشدن نفت، مخالفان نهضت، نقش دربار، نیروهای خارجی، حزب توده، آیتالله کاشانی، مطبوعات و اسناد تاریخی باز کردهایم و این مسیر ادامه خواهد داشت.در ادامه، پروندههای تازهای را باز خواهیم کرد تا فقط خود کودتا را روایت نکنیم، بلکه به سراغ پیامدهای آن برویم: سرنوشت دکتر مصدق و یارانش، محاکمهها و سرکوب پس از کودتا، بازگشت قدرت شاه، تشکیل ساواک، تغییر مناسبات نفتی، تحولات سیاسی و اقتصادی پس از ۲۸ مرداد و در نهایت تأثیری که این حادثه بر مسیر استقلال، آزادی و دموکراسی در ایران گذاشت.۲۸ مرداد یک روز در تقویم نیست؛ یک نقطه عطف است.برای فهم امروز ایران، باید آن روزها را دوباره خواند؛ نه با افسانه، نه با نفرت و نه با نوستالژی، بلکه با سند، روزنامه و پرسش تاریخی.و این دقیقاً همان کاری است که «مصدق به روایت تاریخ و اسناد» ادامه خواهد داد.@mohammadmosaddegh
پایان روزشمار کودتای ٢٨ مردادپرونده «روزشمار کودتای ۲۸ مرداد» با بازگشت محمدرضا شاه پهلوی به ایران در ۳۱ مرداد ۱۳۳۲ به پایان رسید؛ اما آنچه در این روزشمار دنبال کردیم، در واقع پایان یک ماجرا نبود، بلکه آغاز بررسی یکی از مهمترین نقطهعطفهای تاریخ معاصر ایران بود.در این چند روز، تلاش کردیم ۲۸ مرداد را نه بهعنوان یک حادثه منفرد در یک روز، بلکه بهعنوان فرایندی چند هفتهای ببینیم؛ فرایندی که از کشمکشهای سیاسی، اختلافات درون نهضت ملی، بحران نفت و فشار اقتصادی آغاز شد و در نهایت به دخالت سازمانیافته قدرتهای خارجی، فعال شدن شبکههای سیاسی و نظامی داخلی، عملیات تبلیغاتی، استفاده از نیروهای خیابانی و سرانجام ورود ارتش به صحنه انجامید.در طول این روزشمار دیدیم که کودتا یکباره و در صبح ۲۸ مرداد از آسمان نازل نشد. از هفتهها و ماهها پیش نشانههای آن در تهران و شهرستانها دیده میشد: دیدارهای محرمانه کرمیت روزولت با شاه، تلاش برای جلب فرماندهان ارتش، آمادهسازی فرمان عزل مصدق و انتصاب زاهدی، سازماندهی نیروهای سیاسی مخالف دولت و تلاش برای ساختن یک فضای روانی علیه دولت ملی.اسناد بعدی دولت آمریکا نیز اصل دخالت سازمانیافته آمریکا و بریتانیا را دیگر به یک «فرضیه» محدود نمیکنند. اسناد رسمی منتشرشده از سوی وزارت خارجه آمریکا، از طرحی برای برکناری مصدق و جایگزینی دولتی تحت رهبری شاه و نخستوزیری زاهدی سخن میگویند و نقش CIA در هماهنگ کردن نیروهای مخالف مصدق، از جمله بخشهایی از روحانیت، را ثبت کردهاند. اما اگر بخواهیم همه تقصیر را به گردن خارجیها بیندازیم، بخش مهمی از واقعیت را از دست دادهایم.کودتا بدون زمینه داخلی و بدون همکاری بخشی از نیروهای سیاسی، نظامی و اجتماعی ایران نمیتوانست به چنین نتیجهای برسد. اشتباهات سیاسی، جاهطلبیها، اختلافات درون نهضت ملی، بریدن برخی نیروهای سابقاً همراه مصدق از دولت، همکاری بخشی از دربار و ارتش و همراهی برخی گروههای سیاسی با طرح براندازی، به مداخله خارجی امکان موفقیت داد.به بیان دیگر، دخالت خارجی شرط مهم پیروزی کودتا بود، اما خیانت، فرصتطلبی، اشتباه محاسباتی و شکافهای داخلی نیز زمین را برای آن آماده کرد. پژوهشهای تاریخی نیز در کنار نقش آمریکا و بریتانیا، بر اهمیت نیروها و شکافهای داخلی در سقوط دولت مصدق تأکید کردهاند. و شاید یکی از مهمترین درسهای این پرونده همین باشد: هیچ قدرت خارجی بهتنهایی نمیتواند یک جامعه را از مسیر سیاسی خود خارج کند، مگر آنکه در داخل کشور نیروهایی پیدا شوند که حاضر باشند برای رسیدن به قدرت، استقلال سیاسی و قواعد بازی دموکراتیک را قربانی کنند.۲۸ مرداد از این جهت فقط شکست یک دولت نبود. ضربهای بود به تجربه مشروطهخواهی، حاکمیت قانون، ملیگرایی مستقل و تلاش برای انتقال قدرت از مسیر نهادهای انتخابی. پژوهشهای تاریخی، کودتا را نقطه عطفی در بازگشت حکومت اقتدارگرا و عقبنشینی روند دموکراتیک ایران میدانند. پیامدهای آن نیز به ۲۸ مرداد ختم نشد. پس از کودتا، شاه بهتدریج قدرت خود را متمرکزتر کرد و فضای سیاسی مستقل محدود شد. همین تجربه سرکوب و بستهشدن راههای مشارکت سیاسی، در شکلگیری بحرانهای سیاسی دهههای بعد و سرانجام انقلاب ۱۳۵۷ نیز بیتأثیر نبود. البته تاریخ را نمیتوان با یک خط مستقیم از کودتا به انقلاب توضیح داد؛ اما رابطه میان کودتا، اقتدارگرایی بعدی و فرسایش مشروعیت سیاسی سلطنت، در بخش مهمی از ادبیات تاریخی مورد توجه قرار گرفته است. اما شاید مهمترین نتیجهای که باید از این پرونده گرفت، نه حسرت گذشته، بلکه فهم مسئولیت امروز باشد.نهضت ملی ایران به ما یادآوری میکند که استقلال بدون دموکراسی میتواند به اقتدارگرایی منتهی شود و دموکراسی بدون استقلال نیز در برابر فشار قدرتهای خارجی آسیبپذیر خواهد بود. جامعهای که میخواهد آزاد و مستقل باشد، به هر دو نیاز دارد: حاکمیت مردم در داخل و حفظ استقلال تصمیمگیری در برابر قدرتهای خارجی.
🔻 شاهد؛ روایت متفاوت مظفر بقاییاما روزنامه شاهد، متعلق به مظفر بقایی، موضعی متفاوتتر از برخی روزنامههای طرفدار کودتا داشت.تیتر اصلی آن چنین بود:«۳۰ تیر، ۲۸ مرداد؛ آغاز و انجام یک سقوط»و در مطلبی با عنوان:«تهران خونین؛ قیام ژندهپوشان، پابرهنهها و گرسنگان علیه حکومت قلدر مصدق»روایت خود را از حوادث ارائه کرد.با این حال، در مجموعِ مطالب شاهد، میتوان دید که بقایی تلاش داشت حساب خود را تا اندازهای از برخی کودتاچیان جدا کند و در کنار حمایت از سقوط مصدق، به دولت جدید و زاهدی نیز هشدار و نصیحت بدهد.این تفاوت مهم است؛ زیرا جبهه مخالف مصدق را نمیتوان یک جریان کاملاً یکپارچه دانست. در فردای پیروزی، اختلاف منافع و نگاههای متفاوت میان متحدان دیروز و شرکای کودتا نیز کمکم آشکار میشد.🔻 «قیام ملی» یا کودتا؟ آغاز یک مناقشه تاریخیشاید مهمترین اتفاق ۳۱ مرداد، نه در خیابان و نه در کاخ، بلکه در صفحات روزنامهها رخ داد.مطبوعات طرفدار حکومت جدید تقریباً بلافاصله تلاش کردند واژگان و مفاهیم مورد استفاده برای توصیف ۲۸ مرداد را تغییر دهند:کودتا → قیام ملیسقوط دولت → نجات کشوربازگشت شاه → بازگشت شاه به میان ملتمخالفان → خائن و توطئهگردولت مصدق → حکومت قلدر و ضدسلطنتاین جنگ واژهها تصادفی نبود.هر قدرت سیاسی پس از پیروزی تلاش میکند روایت خود را از واقعه تثبیت کند؛ و حکومت جدید ایران نیز از همان نخستین روزهای پس از کودتا، ساختن همین روایت را آغاز کرد.🔻 پایان یک روزشمار؛ آغاز یک فصل تازهبا بازگشت محمدرضاشاه در ۳۱ مرداد، روزشمار ما به نقطه پایانی خود میرسد.ما از روزهای پرالتهاب پیش از همهپرسی آغاز کردیم؛ از اختلافات سیاسی و مذهبی، صفبندیهای مجلس، فعالیتهای دربار، ورود مأموران آمریکایی، تحرکات نظامی و فرمانهای عزل و نصب گذشتیم؛ شکست کودتای نخست در ۲۵ مرداد را دیدیم؛ فرار شاه، سازماندهی دوباره کودتاگران، جنگ روانی، خیابانهای تهران و سرانجام ۲۸ مرداد را دنبال کردیم.و شاید مهمترین درس این ۲۳ روز همین باشد: تاریخ را فقط از زبان پیروزان نخوانیم.📍 @MohammadMosaddeghپایان روزشمار «روایت ۲۳ روزه تا کودتا»
📅 روزشمار ۳۱ مرداد ۱۳۳۲📍 ۳ روز پس از کودتا📰 بازگشت شاه؛ پایان روزشمار کودتا۳۱ مرداد ۱۳۳۲، روزی که محمدرضاشاه پس از شکست کودتای نخست و فرار از ایران، به کشور بازگشت.با بازگشت شاه، مرحله نخست این پرونده تاریخی به پایان میرسد؛ مرحلهای که از روزهای پرالتهاب مرداد آغاز شد، با فرمانهای عزل و نصب، شکست کودتای اول در ۲۵ مرداد، سازماندهی دوباره عملیات و سرانجام سقوط دولت مصدق در ۲۸ مرداد ادامه یافت و اکنون با بازگشت شاه وارد مرحله تازهای شد.از این روز به بعد، دیگر موضوع فقط «چگونگی وقوع کودتا» نیست؛ بلکه داستان بازداشتها، محاکمهها، سرکوب مخالفان، تثبیت قدرت شاه و پیامدهای سیاسی و اجتماعی ۲۸ مرداد آغاز میشود.🔻 شاه ساعت ۱۱:۱۵ به تهران بازگشتروزنامه کیهان گزارش کرد که هواپیمای شاه ساعت ۱۱:۱۵ در فرودگاه تهران به زمین نشست.نخستوزیر، افسران ارشد ارتش و شماری از نمایندگان مجلس در فرودگاه به استقبال شاه رفتند.روزنامه اطلاعات با تیتر:«شاهنشاه به میان ملت خود بازگشتند»تصویری کاملاً متفاوت از ماجرا ارائه کرد و نوشت هنگامی که هواپیمای مخصوص در فرودگاه توقف کرد، نخستوزیر وارد هواپیما شد و دست شاه را بوسید.شاه که شش روز پیش در پی شکست عملیات نخست از ایران خارج شده بود، اکنون در حالی به کشور بازمیگشت که دولت مصدق سقوط کرده و قدرت سیاسی در اختیار دولت زاهدی قرار گرفته بود.🔻 شاه در رادیو؛ روایت تازه از یک بازگشتقرار بود شاه ساعت ۹ شب از رادیو با مردم سخن بگوید.بازگشت او فرصتی بود تا روایت رسمی حکومت تازه از وقایع چند روز گذشته تثبیت شود؛ روایتی که ۲۸ مرداد را نه کودتا، بلکه «قیام ملی» و بازگشت شاه را نتیجه خواست مردم معرفی میکرد.از همینجا، جنگ روایتها وارد مرحله تازهای شد.🔻 مصدق دستگیر شددر همان روز خبر بازداشت دکتر محمد مصدق و همراهانش در باشگاه افسران در مطبوعات منتشر شد.مردی که تا چند روز پیش نخستوزیر ایران بود و در برابر فرمان عزل مقاومت کرده بود، اکنون در اختیار حکومت جدید قرار گرفته بود.با دستگیری مصدق، یکی از مهمترین اهداف کودتاگران تحقق یافت.🔻 خانه مصدق؛ از مقر نخستوزیری تا محل غارتروزنامهها همچنین از چگونگی اشغال خانه دکتر مصدق و توقیف اموال او گزارش دادند.اما آنچه در برخی گزارشها با عنوان «توقیف اموال» بیان میشد، در واقع با روایتهایی از غارت خانه و از میان رفتن بخشی از اموال همراه بود.🔻 آمار قربانیان کودتاروزنامه اطلاعات درباره تلفات روزهای کودتا آماری منتشر کرد:۴۶ نفر کشته، ۵۸ نفر مجروح و ۴۳۳ نفر زخمی.این اعداد، تصویری از خشونتی را نشان میدهد که در روزهای ۲۸ مرداد و حوادث پیرامون آن تهران را فرا گرفت.🔻 تظاهرات در تهران و شهرستانهاروزنامههای این روز همچنان از تظاهرات و تجمعات در تهران و برخی شهرستانها خبر میدادند.اما فضای کشور دیگر فضای روزهای پیش از کودتا نبود. مراکز نظامی و انتظامی در اختیار حکومت جدید قرار گرفته بودند و امکان فعالیت آزادانه نیروهای مخالف بهشدت محدود شده بود.🔻 روزنامه «بختیار»؛ روایت توطئه جمهوریدر میان مطبوعات طرفدار سلطنت، روزنامه بختیار با تیترهایی تند به استقبال بازگشت شاه رفت.این روزنامه در بخشهای مختلف خود تلاش میکرد این روایت را تثبیت کند که مصدق و نزدیکانش قصد برپایی جمهوری داشتهاند.این ادعا در روزهای پس از کودتا به یکی از محورهای مهم تبلیغات ضد مصدق تبدیل شد: اینکه سقوط دولت نه برای بازگرداندن شاه به قدرت، بلکه برای جلوگیری از تغییر رژیم سلطنتی و تأسیس جمهوری رخ داده است.🔻 روزنامه آتش؛ «تثبیت سلطنت»روزنامه آتش به صاحبامتیازی سیدمهدی میراشرافی نیز بازگشت شاه را نشانه تثبیت سلطنت دانست.آتش با اشاره به خروج شاه از کشور، این واقعه را کمسابقه توصیف کرد و نوشت برای نخستین بار در نیمه دوم قرن بیستم، شاهی از کشوری در خاورمیانه خارج شده و سپس با «قیام مردم» بازگشته است.اما در پشت این عبارت، واقعیتی وجود داشت که باید از آن غافل نشد:آتش در همین روز تا آنجا پیش رفت که روزنامه اطلاعات را به «حشیش و تریاک» تشبیه کرد و خواستار جلوگیری از انتشار آن شد؛ نشانهای روشن از شدت فضای مطبوعاتی و تلاش برای حذف صداهای رقیب.در همان شماره، اسامی اعضای کابینه فضلالله زاهدی نیز منتشر شد.