📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: هندسهٔ سگی (بخش اول)◾️نویسنده: علی شروقی◾️نوبت چاپ: اول◾️محل چاپ: کانال تلگر…
انتشار: 2026/07/13 17:50 UTCویرایش: 2026/07/31 23:46 UTCدریافت: 2026/08/07 07:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 07:55 UTC
📚معرّفی کتاب📗نام کتاب: هندسهٔ سگی (بخش اول)◾️نویسنده: علی شروقی◾️نوبت چاپ: اول◾️محل چاپ: کانال تلگرامی نویسنده◾️ناشر: بینا◾️سال چاپ: ۱۴۰۵◾️تعداد صفحات: ۲۷۴◾️معرفیکننده: محسن احمدوندی«هندسۀ سگی» رمانی است از علی شروقی که هفتۀ گذشته آن را در کانال تلگرامیاش منتشر کرد (اینجا). این رمان گویا پنجمین رمان شروقی است. من تا پیش از این، گفتگوها و یادداشتهای شروقی در حوزۀ ادبیات داستانی را دنبال کرده بودم، اما داستانی از او نخوانده بودم و خواندن این رمان مرا بر آن داشت تا دیگر رمانهایش را هم بخوانم.«هندسۀ سگی» زندگی یک مهندس عمران شصتساله به نام خسرو امیری را روایت میکند که زن و فرزندانش ترکش کردهاند و به دلیل زیرابزنی کارگری افغانی از کارش اخراج شده و به همین خاطر تب افغانستیزی به جانش افتاده است و میخواهد کشور را از وجود افغانهای مهاجر پاک کند.ماجراهای رمان با دریافت حکم اخراج خسرو از سوی صاحبکارش آغاز میشود. خسرو سالهاست که پیش حاجی پولدار و پرنفوذی که شرکت ساختوساز دارد، مشغول به کار بوده است. او از طریق یکی از همدانشگاهیهای قدیمیاش به اسم میثم، به حاجی وصل شده و توی کار ساختوساز افتاده است؛ اما به علت اینکه با منشی حاجی ـ که حاجی باهاش سر و سری داشته است ـ روی هم ریخته، اخراج شده است. عامل اخراج خسرو کارگر افغانیای به اسم نذیر بوده است. او بوده که از خسرو و خانم منشی عکس و فیلم گرفته و پتۀ آنها را روی آب ریخته است.نویسنده در ادامه به گذشته برمیگردد تا ما را با خسرو بیشتر آشنا کند. پدر خسرو معمار بوده است و برای همین پسرش را به ادامۀ تحصیل در رشتۀ عمران تشویق کرده تا بتواند نقشههایی را که طراحی کرده با هم اجرا کنند. به همین دلیل خسرو رشتۀ عمران را برای ادامه تحصیل در دانشگاه برگزیده است. اواسط دانشگاهِ خسرو، پدرش متوجه میشود که به سرطان معده مبتلاست و خودش را از پشتبام مجتمع البرز که خودش نقشهاش را کشیده، به حیاط پرت میکند و خودکشی میکند. خسرو بعد از فارغالتحصیلی، استاد دانشگاه میشود و با یکی از دانشجویانش به اسم سارا ازدواج میکند. ازدواج آنها هم به این صورت است که خسرو در ناآرامیهای ۱۸ تیر ۱۳۷۷ در خیابان انقلاب سارا را از مهلکه نجات میدهد و همین موجب صمیمیت بیشتر بین این دو میشود و در نهایت به ازدواجشان منجر میگردد. ماحصل این ازدواج دختری به نام ساناز و پسری به نام سامان است. خسرو و سارا بعد از پانزده سال زندگی مشترک ـ به دلیل هرزگیهای خسرو ـ از هم جدا میشوند. خسرو بعد از جدایی از همسرش به مجتمع البرز برمیگردد تا راز نقشههای خطخطی که پدرش به جا مانده کشف کند.خسرو اهل سیاست و سیاستبازی نیست و معتقد است برای اصلاح امور باید روی فرهنگ متمرکز شد و تا فرهنگ درست نشود، چیزی درست نمیشود. او سالها پیش به دوستانش گفته که از جریان اصلاحات آبی گرم نمیشود و بعدها تاریخ درستی سخنش را تأیید کرده است. او به جنبش «زن، زندگی آزادی» هم خوشبین نیست و معتقد است که عاقبتی نخواهد داشت، فقط مردم هزینههای هنگفتی میدهند و نتیجۀ خاصی هم عایدشان نخواهد شد.خسرو معتقد است افغانها به زودی کشور را به اشغال خود درمیآورند. او وظیفۀ خودش میداند که ایران را برای افغانها ناامن کند تا از این طریق مجبور شوند به افغانستان برگردند. او وقتی هم که پیش حاجی کار میکرده، در هر پروژه به دنبال افغانزدایی و اخراج افغانها بوده است. یکی از دلایلی که نذیر زیراب خسرو را پیش حاجی میزند، تلافی همین افغانستیزی او بوده است. البته نفرت خسرو از افغانها فقط به ماجرای نذیر برنمیگردد، بلکه میراثی است که از پدرش به او رسیده است. پدر خسرو هم میهنپرست و افغانستیز بوده است. او بارها برای خسرو از حملۀ افغانها به ایران در اواخر عهد صفویه و آسیبهایی که به ایران زدهاند سخن گفته است. پدر خسرو عاشق نادرشاه افشار بوده است، زیرا او بوده که افغانها را از کشور بیرون رانده است. برای همین هم خسرو آرزو دارد نادر دورانِ خود باشد تا همۀ افغانها را از دم تیغ بگذراند و روح پدرش را شاد کند. روح پدر خسرو گاهگاهی بر خسرو نازل میشود و با او سخن میگوید و خسرو بعد از مدتها تأمل در نقشههای پدرش راز آنها را کشف میکند. بهزعم او پیام نقشههای پدر هشدار به نابودی میهن از سوی افغانهاست.مجتمع البرز چهار طبقه و چهار واحد دارد، طبقۀ اول متعلق به پدر خسرو بوده و حالا خالی است. در یک طبقه مردی به نام قبادی زندگی میکند. در یک طبقه هم خانم دلاوری و پسرش مهیار و در طبقۀ چهارم هم خسرو ساکن است.📗شعر، فرهنگ و ادبیات@mohsenahmadvandi


