شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد مستی سرم آمد نور نظرم آمد چیز دگر ار خ…
انتشار: 2026/06/19 18:15 UTCدریافت: 2026/08/15 05:04 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 05:04 UTC
شمس و قمرم آمد سمع و بصرم آمد وان سیمبرم آمد وان کان زرم آمد مستی سرم آمد نور نظرم آمد چیز دگر ار خواهی چیز دگرم آمد آن راه زنم آمد توبه شکنم آمد وان یوسف سیمین بر ناگه به برم آمد امروز به از دینه ای مونس دیرینه دی مست بدان بودم کز وی خبرم آمد آن کس که همیجستم…این غزل روایت لحظهای است که جستوجوی طولانیِ عاشق پایان مییابد و با رسیدن محبوب، جهان برای او رنگی تازه پیدا میکند؛ ترسها میریزند، دردها معنا مییابند و انسان احساس میکند از مرزهای معمول زندگی فراتر رفته است.@molana_shams