روزنامه سازندگی/ پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵/ یادداشت روز فریدون مجلسی (تلطیف از سازندگی)در میانه بحرانی که…
انتشار: 2026/07/16 15:08 UTC
روزنامه سازندگی/ پنجشنبه ۲۳ تیر ۱۴۰۵/ یادداشت روز فریدون مجلسی (تلطیف از سازندگی)در میانه بحرانی که بار دیگر روابط ایران و آمریکا را به نقطهای پرتنش رسانده است، تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که بسیاری از خسارتهای تحمیلشده بر کشور، نه صرفاً محصول فشار خارجی، بلکه نتیجه اشکال در نگاه داخلی به نحوه مواجهه با این فشارها بوده است. امروز نیز دو رویکرد متفاوت در برابر یکدیگر قرار گرفتهاند؛ رویکردی که بر دیپلماسی، محاسبه هزینه و فایده و حفظ منافع ملی تأکید دارد و رویکردی که پاسخ به هر بحران را در تقابل و گسترش میدان درگیری جستوجو میکند.امنیت بیش از آنکه میدان نمایش احساسات باشد، عرصه محاسبه واقعیتهاست. در روابط بینالملل، کشورها نه با آرزوها، بلکه با توان اقتصادی، ظرفیت نظامی، قدرت فناوری و میزان تابآوری اجتماعی خود سنجیده میشوند.هر تصمیمی که این واقعیتها را نادیده بگیرد، حتی اگر با انگیزههای آرمانخواهانه اتخاذ شود، میتواند هزینههایی بر جامعه تحمیل کند که جبران آن سالها زمان ببرد.واقعیت آن است که در هر جنگی، نخستین قربانی امنیت ملی و دومین قربانی مردم هستند. آنچه در میدان نبرد نابود میشود، تنها تجهیزات نظامی نیست؛ زیرساختهای برق، آب، ارتباطات، حملونقل، تولید، سرمایهگذاری و در نهایت آرامش روانی جامعه نیز آسیب میبینند. هیچ ملتی از طولانی شدن یک درگیری نظامی سود نمیبرد و هیچ اقتصادی در سایه ناامنی امکان رشد ندارد. از همین رو مسئولیت سیاستمداران تنها پاسخ دادن به یک اقدام خصمانه نیست، بلکه جلوگیری از گسترش بحرانی است که میتواند آینده یک ملت را تحت تأثیر قرار دهد.تاریخ نیز بارها این درس روشن را پیش روی ما قرار داده است. جنگها معمولاً با شعار پیروزی آغاز میشوند، اما با فهرستی بلند از ویرانیها، هزینهها و فرصتهای از دسترفته پایان مییابند. از جنگ جهانی دوم تا ویتنام و عراق، هیچیک از طرفهای درگیر نتوانستند هزینههای انسانی و اقتصادی جنگ را بهطور کامل جبران کنند. بنابراین اصرار بر اینکه هر بحران الزاماً باید با تشدید تقابل پاسخ داده شود، بیش از آنکه یک راهبرد سیاسی باشد، نوعی نادیده گرفتن تجربه تاریخی است.البته تأکید بر دیپلماسی به معنای نادیده گرفتن امنیت ملی یا چشمپوشی از حقوق کشور نیست. هیچ دولتی نمیتواند نسبت به تهدیدهای خارجی بیتفاوت باشد، اما تفاوت بزرگی میان دفاع از منافع ملی و گرفتار شدن در چرخه بیپایان تنش وجود دارد. سیاست موفق، سیاستی است که بتواند بدون آنکه کشور را درگیر فرسایش دائمی کند، امنیت و منافع ملی را حفظ کند. هنر حکمرانی امروز دقیقاً از همین نقطه معنا پیدا میکند؛ انتخاب مسیری که کمترین هزینه و بیشترین دستاورد را برای مردم به همراه داشته باشد.امروز بیش از هر زمان دیگری، ایران به اجماع داخلی و اولویت دادن به منافع ملی نیاز دارد. اختلاف دیدگاه در هر جامعهای طبیعی است، اما هنگامی که تصمیمهای راهبردی به میدان رقابت میان احساسات و عقلانیت تبدیل شوند، هزینه آن را نه سیاستمداران، بلکه میلیونها شهروند عادی خواهند پرداخت. اقتصاد، معیشت، اشتغال و آینده نسلهای بعدی، نخستین قربانیان تصمیمهایی هستند که بدون محاسبه دقیق اتخاذ میشوند.از همین رو، سیاست خارجی را نمیتوان بر پایه آرزوها اداره کرد. در جهان امروز، قدرت نظامی بدون پشتوانه اقتصادی دوام چندانی ندارد. کافی است به فاصله اقتصادی ایران و آمریکا نگاه کنیم؛ اقتصاد آمریکا با تولید ناخالص داخلی بیش از ۳۰ تریلیون دلار، نزدیک به یکچهارم اقتصاد جهان را در اختیار دارد، در حالی که اقتصاد ایران، حتی با در نظر گرفتن برابری قدرت خرید، تنها کسری کوچک از آن است و بر اساس شاخص اسمی، فاصلهای چند ده برابری با اقتصاد آمریکا دارد. این شکاف تنها یک عدد نیست؛ بلکه خود را در بودجه دفاعی، فناوری، توان تولید تسلیحات، شبکه مالی، قدرت تحریم، ظرفیت بازسازی و توانآوری اقتصادی نشان میدهد. کشوری که از چنین پشتوانهای برخوردار است، طبیعتاً توان بیشتری برای ادامه یک رویارویی فرسایشی خواهد داشت.در نهایت، آنچه آینده ایران را تضمین میکند، نه شعارهای پرحرارت، بلکه واقعبینی، تدبیر و پذیرش این واقعیت است که قدرت هر کشور بیش از آنکه در میدان نبرد سنجیده شود، در توان حفظ امنیت، رفاه و امید مردمش معنا پیدا میکند. اگر هدف، حفظ ایران و تأمین منافع ملی است، عقلانیت باید بر احساسات غلبه کند؛ زیرا سیاست موفق آن است که کشوری را از جنگی پرهزینه دور نگه دارد، نه اینکه صرفاً بتواند به آن پاسخ دهد⭕ ️کانال مطالعات روابط بین الملل ⭕️@motaleeat_ravabt t.me/motaleeat_ravabt
