⭕ایران، جنگ، مقاومت، و جغرافیای غیبت در جامعهشناسی جهانی🖊نازنین شاهرکنی(دانشیار مطالعات بینالملل…
انتشار: 2026/06/08 16:44 UTCدریافت: 2026/08/22 03:12 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 03:12 UTC
⭕ایران، جنگ، مقاومت، و جغرافیای غیبت در جامعهشناسی جهانی🖊نازنین شاهرکنی(دانشیار مطالعات بینالملل، دانشگاه سایمون فریزر، کاناداعضو هیئتمدیرهی انجمن بینالمللی جامعهشناسی)متن ترجمهشدهی سخنرانی ارائه شده در سلسلهنشستهای انجمن بینالمللی جامعهشناسی با عنوان:"جامعهشناسی جهانی در دوران بحران"نشست نخست: جنگ و مقاومت در خاورمیانه؛ جامعهشناسی به ما چه میآموزد؟ روایتهایی از لبنان، ایران، و فلسطین14 اردیبهشت ماه 1405 (4 ماه می2026)از انجمن بینالمللی جامعهشناسی (International Sociological Association)، و بهویژه جفری پلیِرز (Geoffrey Pleyers)، رئیس انجمن، برای برگزاری این سلسلهنشستها با عنوان "جامعهشناسی جهانی در دوران بحران" سپاسگزارم.عنوان این وبینار- "جنگ و مقاومت در خاورمیانه: جامعهشناسی به ما چه میآموزد؟ روایتهایی از لبنان، ایران، و فلسطین" - بر مفاهیم و پیشفرضهایی استوار است که در نگاه نخست بدیهی به نظر میرسند. اما من میخواهم دقیقاً همین مفاهیم را نقطهی عزیمت خود برای ورود به بحثی انتقادی قرار دهم. ۱. "حضور" من نشانهی "غیبت" دیگران استاجازه دهید سخنم را با این نکته آغاز کنم که من از ونکوور، کانادا، به شما میپیوندم؛ شهری که بر سرزمینهای تاریخی و اجدادی ملتهای بومی "ماسکوآم،" "اسکوامیش،" و "تسلای-واتوث" بنا شده؛ سرزمینهایی که در دوران استعمار، با سلب مالکیت از صاحبان اصلیشان، به تصرف در آمدند.طرفه آنکه من از این "جا" و در این نشست بهعنوان نمایندهی ایران حضور دارم، در حالی که بسیاری از همکارانم در ایران از دسترسی به چنین فضاهایی محرومند. از این رو، حضور من بیش از آنکه نشانهی "حضور" باشد، یادآور "غیبت" دیگران است؛ غیبتی که ریشه در لایههای درهمتنیدهی حذف، نابرابری، و محدودیتهای ساختاری دارد.حضور من باید توجه ما را به شرایط و ساختارهای مادی، نهادی و سیاسیای معطوف کند که به بعضی صداها امکان ظهور و شنیده شدن میدهد و بعضی دیگر را به حاشیه میراند. من در ایران جامعهشناسی آموختم، اما زندگی حرفهای من از سال ۲۰۰۰ میلادی در دانشگاههای آمریکایی و اروپایی، یعنی ساختارهای مسلط در نظام دانشگاهی جهانی، شکل گرفته است. این جابهجایی، من را در مدارهای جهانی تولید دانش قرار داده و دسترسی من را به بودجههای تحقیقاتی، شبکههای ارتباطی، و مجاری انتشاراتی جهانی ممکن کرده است. به این ترتیب نوشتههای من امکان "مطرح" شدن پیدا میکنند و برای مخاطب جهانی "خوانش پذیر" و "آشنا" خواهند بود. پس حضور من اینجا تنها دستاوردی شخصی نیست بلکه محصول اقتصاد سیاسی تولید دانش در سطح جهانی است؛ و همان اقتصاد سیاسی توضیح میدهد که چرا دیگران اینجا حضور ندارند.بنابراین، هر وقت که از من خواسته میشود که در برنامهای نمایندهی "ایران" باشم - یعنی دانشگاهیان ایران را نمایندگی و جای خالی آنان را پر کنم - این کار را با اندکی تردید میپذیرم. چرا که حضور نمایندهای از ایران در چنین برنامههایی فرصت است و البته که فرصت را باید غنیمت شمرد. اما در عین حال، نمیخواهم این حضور، بهسان پردهای، حذفهای سیستماتیک و سازوکارهای حاشیهسازِ آکادمی جهانی را بپوشاند و به نمایشِ عمومیِ شمولگرایی و تکثر صداها مشروعیت ببخشد.بنابراین امروز از این فرصت استفاده میکنم و به جای سخن گفتن به جای دیگران، به مرئی کردن شرایط و ساختارهایی میپردازم که تعیین میکنند چه کسی، چه وقت، از کجا، و تحت چه محدودیتهایی میتواند سخن بگوید و دانش تولید کند.متن کامل را در [سایت انجمن جامعهشناسی ایران] بخوانید.#انجمن_جامعهشناسی_ایران@iran_sociology