تاملاتی در مورد معاویه بن ابیسفیان و پسرش یزید:📌📌📌 در چند کامنت 📌📌📌در این نکات کوتاه، سعی میکنم ب…
انتشار: 2026/06/27 16:03 UTC
تاملاتی در مورد معاویه بن ابیسفیان و پسرش یزید:📌📌📌 در چند کامنت 📌📌📌در این نکات کوتاه، سعی میکنم به بیشتر سوالات درباره این موضوعات پاسخ دهم، چرا که در این زمینهها «لغزشها و پیچیدگیهای» زیادی وجود دارد .. بیایید موضع میانه و درست اهل علم را استخراج کنیم - انشاءالله -اولاً: آیا جنگ معاویه با علی از نقاط ضعف معاویه محسوب میشود؟ و آیا به ارث گذاشتن حکومت برای پسرش یزید از بدیها و کارهای نکوهیدهی اوست؟- جنگ معاویه با سیدنا علی، با تاویل یا اجتهادی قابل قبول بوده است، حتی در کتب فقهی از چهار مذهب اصلی، آن را جنگ با اهل بغی یا اهل تأویل مینامند و این در نظر آنها تأویلی قابل قبول است.ابن مفلح در کتاب الفروع میگوید: «و آنها کسانی هستند که بر امام (حاکم و خلیفه وقت) با تأویلی قابل قبول خروج کردند و دارای قدرت و شوکت بودند نه گروهی کوچک».تأویل سیدنا معاویه قصاص گرفتن از قاتلان عثمان بود که سیدنا علی از قصاص آنها خودداری کرد یا حتی تحویل آنها را نپذیرفت و معتقد به تأخیر در قصاص بود و برخی از آنها در سپاه او بودند و معلوم است که سیدنا عثمان از نظر منزلت کمتر از سیدنا علی نیست.ابن عباس گفت: به خدا معاویه بر شما غالب خواهد شد چون خداوند میگوید: (فقد جعلنا لولیه سلطانا)«ما برای ولی او دلیلی قرار دادیم».تأویل دیگر این است که خلافت برای معاویه تثبیت نشد چون نیمی از سپاه دولت با معاویه و نیمی دیگر با علی بود.با این حال، ما میگوییم حق با سیدنا علی بود، زیرا اولاً او تأویلی در عدم قصاص داشت - به دلیلی که بعداً ذکر خواهد شد - و ثانیاً با او بیعت شده بود و بیعت با اهل حل و عقد از مهاجرین و انصار انجام میشود و شرط آن حضور همه مردم نیست.با این وجود، حق در آن زمان واضح نبود، به طوری که بزرگان صحابه در جنگ میان آن دو شرکت نکردند، مانند عبدالله بن عمر، ابن عباس، سعد بن ابی وقاص و دیگران.ابن تیمیه ذکر کرده که صحابه دهها هزار نفر بودند ولی همه جز تعداد کمی از آنها شرکت نکردند، فقط حدود سی صحابی در جنگ میان آن دو شرکت داشتند.حتی بسیاری از صحابه فتوا به تحریم فروش سلاح در آن زمان دادند.موضوع حتی برای بزرگان صحابه مبهم بود و به وضوحی که برخی تصور میکنند نبود و هر دو طرف تأویل داشتند.بلکه برخی از علما گفتهاند حق با صحابهای است که کنارهگیری کردند (اکثریت صحابه)، و هر دو گروه کامل بر حق نبودند و به حدیث «أدنى الطائفتين إلى الحق» استناد کردند یعنی نزدیکترین آنها به حق؛ و حق کامل با جماعتی است که کنارهگیری کردند - و این یکی از اقوال اهل سنت است -.و به همین دلیل پیامبر درباره حسن گفت: «و خداوند به وسیله او بین دو گروه بزرگ از مسلمانان اصلاح خواهد کرد» پس دو گروه را متقارن دانست و کار حسن را ستود. و این جای تأمل دارد!_ثانیاً: آیا تبدیل خلافت به سلطنت از نقاط ضعف معاویه است؟در مورد حدیث (الخلافة بعدي ثلاثون ثم ملكا) «خلافت بعد از من سی سال است سپس پادشاهی و سلطنت» و حدیث (ثم يكون ملكا عاضا) «سپس سلطنتی است که به زور گرفته میشود»برخی گمان میکنند این احادیث از مصادیق نکوهش معاویه است و شاید این برداشت در میان عوام و حركیها به دلیل توجه آنها به مسئله حکومت و امامت رایج است.= اما این فقط یک توهم است، زیرا احادیث باید به فهم اهل علم فهمیده شوند نه به فهم شخصی شما.اهل علم در فهم حدیث دو دستهاند:دستهای گفتهاند حدیثی که در آن: خلافت سپس سلطنتی است که به زور گرفته میشود و حدیث خلافت بعد از من سی سال است، از باب (اخبار) است، نه از باب ذم؛ و سلطنت و پادشاهی در شریعت ما مباح است؛ و این نظر قاضی ابو یعلی و دیگران از حنابله است. و استدلال کردند که سلطنت در بنیاسرائیل با اقرار خداوند به آنها، به صورت ارثی بوده است.و قاضی به حدیث (ثم یکون ملکا ورحمة ثم يكون ملكا عاضا)«سپس سلطنت و رحمت است، سپس سلطنتی است که به زور گرفته میشود» استناد کرده است که پیامبر صلی الله علیه و آله وسلم مرحلهای اولیه از مراحل سلطنت را که ستوده شده است، مستثنی کرد و این نشان میدهد سلطنت به خودی خود مباح است.همچنین به حدیث (ستکون خلفاء فتکثر)«خلفا خواهید بود و زیاد میشوند» استدلال کردهاند که در آن بنیامیه نیز وارد میشود؛ و به حدیث (ولا یزال الدین ظاهرا الی اثنی عشر خلیفة كلهم من قريش)«دین تا دوازده خلیفه که همه از قریش هستند باقی میماند» استناد کردند که شامل تعداد زیادی از خلفای بنیامیه میشود، زیرا دین با فتوحات اسلامی ظاهر و آشکار و غالب بود.ادامه دارد 👇👇👇