🗒 مشکل اصلی محافظهکاری ایرانی این است که «سنتی نیست»📌گزارش نشست «محافظهکاری و لیبرالیسم در ایران»…
انتشار: 2026/08/20 09:24 UTCدریافت: 2026/08/20 16:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 16:45 UTC
🗒 مشکل اصلی محافظهکاری ایرانی این است که «سنتی نیست»📌گزارش نشست «محافظهکاری و لیبرالیسم در ایران»♦️نشست «محافظهکاری و لیبرالیسم در ایران» همراه با رونمایی از کتاب «محافظهکاری: دعوت به سنتی والا» اثر راجر اسکروتن با ترجمه شاهین زینعلی، دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۴۰۵ در کتاب زروان خانه صوفی برگزار شد. در این نشست که بههمت مجله سیاستنامه و سرای علوم انسانی برگزار میشد، احمد بستانی استاد اندیشه سیاسی دانشگاه خوارزمی و عضو شورای علمی مجله «سیاستنامه»، شروین مقیمی استاد علوم سیاسی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی، همچنین شاهین زینعلی مترجم کتاب حضور داشتند. مدیریت نشست بر عهده حامد زارع سردبیر مجله سیاستنامه و خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) بود.♦️حامد زارع در آغاز نشست عنوان داشت: «قصه عجیبوغریب لیبرالیسم در ایران معاصر جالب توجه است، بهویژه پس از شهریور 1320 با غلبه چپگرایی و بعدها در خرداد 1360 که با تثبیت اسلام سیاسی، لیبرالیسم به یک برچسب تبدیل شد؛ بهگونهایکه شخصیتهایی با دیدگاههای کاملاً متفاوت، همچون ابوالحسن بنیصدر و هاشمیرفسنجانی از سوی مخالفان، با عنوان «لیبرال» معرفی میشدند». از همین رو، به گفته او، برای فهم نسبت لیبرالیسم با ایران معاصر، گاهی باید پرسید: «چه کسی لیبرال نیست؟» و «لیبرالیسم چه چیزی نیست؟»♦️بستانی نخستین ویژگی مهم محافظهکاری را اهمیت دادن به «سنت» دانست. بهباور وی، محافظهکاران برای سنتهایی که در طول تاریخ از قدمت، پایداری و تداوم برخوردار شدهاند، ارزش و اعتبار قائلاند. نهادها، قوانین و رویههایی مانند دولت، کلیسا و قانون اساسی در ایالات متحده، اگر از دیرپایی و قدمت برخوردار باشند، از نظر محافظهکاران ارزشمندند. از این منظر، محافظهکاری را میتوان نوعی ستایش سنت دانست. بهعلاوه، سنت به انسان احساس تعلق میدهد. انسان از طریق اتصال به یک سنت، هویت پیدا میکند و خود را به زنجیرهای از گذشتگان و خردمندان تاریخ پیوند میزند. بستانی با اشاره به یکی از مهمترین ویژگیهای محافظهکاری در کتاب اسکروتن گفت که در این نگاه، آزادی نیز با تعلق داشتن به سنت و جامعهای که از سنت و عرف برخاسته، معنا پیدا میکند. او البته هشدار داد که این مفاهیم باید در بستر غربی فهمیده شوند، زیرا انتقال آنها به زمینه ایران میتواند مستعد تفسیرهای نادرست باشد. سنت از نظر محافظهکاران هم جنبه تاریخی دارد و هم جنبه عرفی؛ زیرا هر سنتی نتیجه شکلی از توافق و عرف است و فرآیندی تاریخی را طی کرده است. همین ویژگی، سنت را در برابر نگرشهای عقلگرایانه انتزاعی قرار میدهد.♦️به گفته مقیمی، اختلاف اصلی محافظهکاران با لیبرالها این است که نمیتوان کل جامعه سیاسی را صرفاً بر اساس حق انتزاعی فرد در وضعیت طبیعی بنا کرد. این کار میتواند به فروپاشی جامعه منجر شود. بهباور وی، جامعه به یک مولفه «فرافردی» نیاز دارد، اما این عنصر الزاماً «فراانسانی» نیست. برک نمیگوید باید به یک مرجع متعالی یا الهی ارجاع دهیم؛ بلکه میگوید باید چیزی وجود داشته باشد که از افراد منفرد و اتمهای جدا از هم فراتر رود. این عنصر، از نظر مقیمی، «سنت تاریخی» است. سنت در ساحت درونماندگار انسانی شکل گرفته، اما فرافردی است و به همین دلیل میتوان به آن ارجاع داد و بر آن تکیه کرد. این نکته هم تفاوت محافظهکاری و لیبرالیسم مدرن را در غرب نشان میدهد و هم اتحاد آنها را در برابر تلقی پیشامدرن آشکار میکند؛ زیرا هر دو درونماندگارند.♦️زینعلی در جمعبندی این بخش گفت نطفه محافظهکاری در بستری لیبرال بسته شده است. اسکروتن با نقل یا نقل به مضمون از برک میپرسد اگر قرارداد اجتماعی وجود دارد، میان چه کسانی باید بسته و امضا شود؟ قرارداد فقط میان انسانهای حاضر نیست؛ بلکه میان نسل امروز، گذشتگان و آیندگان نیز وجود دارد. از همین رو، یکی از نقاط تلاقی محافظهکاری و لیبرالیسم همین تصور گسترده از قرارداد اجتماعی است. او در نهایت با استفاده از تعبیری که به لئو اشتراوس نسبت داد، مسئله محافظهکارانه امروز را چنین صورتبندی کرد: چگونه میتوان نظمی را که با تعدی و ظلم همراه نیست، با آزادیای که به هرجومرج منجر نمیشود، آشتی داد و به تعادل رساند؟🔹گزارش کامل این نشست را میتوانید در ایبنا مطالعه کنید.🦉@goftemaann

