🌓 پدیده موسی غنینژاد و آفتِ ذهنیت صفر و یک!✍️ هادی حکیمشفاییموسی غنینژاد، استاد اقتصاد، در واکنش…
انتشار: 2026/08/13 09:25 UTCدریافت: 2026/08/15 02:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 02:35 UTC
🌓 پدیده موسی غنینژاد و آفتِ ذهنیت صفر و یک!✍️ هادی حکیمشفاییموسی غنینژاد، استاد اقتصاد، در واکنش به انتقادات برخی اندیشمندان و اهالی فرهنگ از او بابت ادبیات سخیف، توهینآمیز، ناروشمند و غیرعلمیاش در مورد علی شریعتی، به شرح زیر واکنشی نشان داده است:"سخنی درباره توجیه ناموجه:شیاد نامیدن علی شریعتی آنهم با شواهد و دلایل روشن، به جای پاسخگویی مستدل، هجمه گستردهای را از سوی طرفداران وی برانگیخت که عمدتاً ناظر بر توجیه شیادی وی بود. برای این توجیه نه تنها به طور سبکسرانه به افلاتون و سقراط بلک به نیچه و حتی خالهای در زیدآباد متوسل شدند تا ثابت کنند کار او به رغم آن دلایل و شواهد شیادی نبوده است. البته در صدر این هجمه یک به اصطلاح فیلسوف روشنفکری دینی قرار داشت که در نوشتهای آکنده از خشم و هتاکیِ بی پرده، شهرت خود را از دباغی به خیاطی ارتقاء داده بود و باری دیگر بر قصد خود بر دوختن زبان آزادیخواهان تاکید میورزید. بگذریم از اینکه شریعتی فیلسوفان را پفیوزان تاریخ میدانست! بههرحال، این دستپاچگی و شتابزدگی در توجیه شیادی علی شریعتی را از سوی طرفداران وی چگونه میتوان توضیح داد؟ به نظر میرسد پذیرفتن شیادی علی شریعتی برای کسانی که حداقل روزگاری طرفدار وی بودهاند آنچنان برای وجدانشان سنگین است که هرگز زیر بار آن نخواهند رفت، چراکه پذیرفتن چنین حقیقتی به این معنی است که همه یا بخشی از عمر عزیز خود را در دنیایی دروغین به هدر دادهاند و بازیچه مغالطههای یک شیاد بودهاند." (موسی غنینژاد)به نظر میرسد ما در میان جامعه روشنفکری، سیاسی و فرهنگی ایرانی، با یک مساله مواجه هستیم به نام 'ذهنیت صفر و یک'! نگارنده این شرح، فرض گرفته است که موسی غنینژاد و افرادی با شیوه او، مغرض و شهرتطلب نیستند اما صرفاً به علت یک عارضه ذهنیتی، به یک چنین فهم و داوریهایی گرفتار میشوند! اگرچه رشد نیافتگی اخلاقی ممکن است نقش مهمی در این مناقشه داشته باشد اما نگارنده تلاش میکند از خوشبینانهترین منظر، به این مساله و ریشه آن بنگرد. ذهنیت صفر و یک، یک عارضه رایج در میان انسانهای آموزشندیده و در میان روشنفکران جهانی است که یا توسعهنیافتهاند و یا کمتر توسعهیافتهاند. همانطور که زبان ماشین، صفر و یک است و وضعیتی مابین آن برای ماشین بیمعناست، همانطور که از منظر انسان آموزشندیده، هر پدیدهای فقط متناظر با یک علت است، همانطور که در منطق صوری، جایی برای وضعیتهای درجهبندیشده وجود ندارد، در ذهن روشنفکران و تحصیلکردگان توسعهنیافته نیز هر پدیدهای با نظامِ صفر یا یک، فهم میشود و هر پدیدهای فقط یک علت دارد! صاحب چنین ذهنیتی ممکن است دارای درجات بالای آکادمیک باشد اما فقرِ تفکر نقاد و فقدانِ ذهنیت فازی و سیال، او را به چنان وضعیتی گرفتار میکند که نتواند مرزها، آستانهها و درجات مختلف و علتهای ممکن را فهم کند.نگارنده ضمن غیرقابل دفاع بودن نوعِ برخورد عبدالکریم سروش با غنینژاد و دون شان علمی دانستن واکنش متقابل او، غنینژاد را شخصیتی عاجز از خودآگاهی و آسیبشناسی این مناقشه میداند! غنینژاد بجای اصلاح منش خویش، ضمن تاکید مجدد بر شیاد بودن یک شخصیت مهم، مرتکب چند مغالطه شده است: ۱. مغالطه تناظر یک به یک؛ او بجای تلاش جهت شناختِ امکانِ وجود علتهای گوناگون برای یک پدیده، صرفاً به تبیینی تکعاملی و جزمی متوسل شده است: ساختن یک شخصیت خیالی توسط یک اندیشمند مساوی است با شیادی و لاغیر!۲. مغالطه نادیده گرفتن نمونههای نقیض؛ منتقدین او نمونههای بسیاری از بزرگان و ادبا و فلاسفه ایران و جهان از جمله فردوسی، نیچه و آلبر کامو آوردند که نشان میداد طیف گستردهای از نویسندگان، عینا همین شخصیتسازی خیالی را در آثار خویش داشتهاند اما غنینژاد بدون هیچگونه توضیحی در مورد این مثالهای نقیض، بر ادعای خود تاکید کرده است!۳. مغالطه جهان دوقطبی؛ غنینژاد تاکنون در به اصطلاح نقدِ سوژه مورد نظر خود، علی شریعتی، حتی 'یک نمونهی' مثبت یا مزیت یا گزاره صادق از آثار و اندیشههای او بر زبان نیاورده است! یک چنین تاریک دیدن مطلقِ سوژه، نشاندهنده ذهنیتِ دوقطبیِ معیوب او است!۴. مغالطه اغراق؛ غنینژاد واکنش تمام منتقدین خود را هجمه، هتاکی و دستپاچگی نامیده است در حالی که برخلاف ادعای اغراقآمیز او، بسیاری از اندیشمندان کشور، نه به مانند سروش، بلکه با شیوه استدلال علمی و روششناختی و نیز با نصیحت اخلاقی با او برخورد کردند اما او تلاش کرده با برجستهسازی واکنش سروش، همه منتقدان خود را هتاک و فحاش معرفی کند! 👇👇👇
