
Music, Cinema & LiteratureAdmin(s): @HanaaR, @Zero14📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє.
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 93 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/05
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 93 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
🔘
The Brand New Testament2015خدا انسانوار میشود تا نقدپذیر شود. فیلم از یک اثر الهیاتی به یک بازیگوشیِ فلسفی پُل میزند و خدایی را معرفی میکند که در آپارتمانش در بروکسل زندگی میکند و پشت کامپیوتر قدیمیاش نشسته و با چند کلید قوانین جهان را تعیین میکند. او از آزار مردم لذت میبرد و دخترش به شورش علیه او بر میخیزد. درام خانوادگی در امر الهی. ایدهی فیلم شبیه تفکرات کامو در کتاب عصیانگر است. اینکه اگر خدا مسئول نظم این جهان است پس انسان حق دارد علیه چنین نظمی اعتراض کند. از آنچه «میبایست باشد»، به آنچه «میخواهم باشد». در واقع کامو میگوید اگر خدا پاسخ نمیدهد، انسان هم نباید منتظر بماند و باید خودش مسئول جهان شود. مثل دختر خدا (ای آ) در فیلم که خودش دست به کار میشود برای نوشتن انجیل جدید تا به جای اطاعت؛ همدلی، آزادی و مهربانی را به انسان پیشنهاد کند. حال جایی است که انسان باید به تعبیر کامو از «میبایست بودن» به «میخواهم بودن» برسد.📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
زندگیِ نزیسته همیشه زیباتر به نظر میرسد...اگر ازدواج میکردم....اگر هرگز ازدواج نمیکردم...اگر بچهدار میشدم...اگر بچهدار نمیشدم... اگر مهاجرت میکردم... اگر در همان شهرم میماندم...اگر آن شغل را قبول میکردم... اگر استعفا نمیدادم...اگر رشتهی دیگری را انتخاب میکردم... اگر زودتر شروع کرده بودم...اگر دیرتر تصمیم گرفته بودم...ذهن میتواند از هر مسیری که نرفته، بهشتی خیالی بسازد؛ چون آن مسیر هرگز در معرض اصطکاکِ واقعیت (مثل مسئولیت، ناکامی و محدودیتهای زندگی) قرار نگرفته است.پذیرش این نکته میتواند آغاز آشتی با زندگیای باشد که هم اکنون در آن هستی.📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
هيچکس حق ندارد خسته شود. آنقدر چشمهای مظلوم به در و ديوار دوخته است که فرصتی برای ماندن و خميدن نيست. کودکی پنجساله، هنوز اميدوار است که پدرش از قابِ عکس بيرون بيايد و او را بغل کند. دخترکی شيرينزبان نمرههای بيستِ کارنامهاش را زيرِ فرشهای نخنما نگه داشته است. جنازهها را تشييع کن؛ بغضهایاَت را بشمار؛ برای همسايهها آش نذری ببر؛ برگهای زردِ باغ را به صدا درآور؛ ديوانِ حافظ را از آخر به اول بخوان و هر کاری ديگر را که دوست داری، بکن؛ ولی خسته نشو! من فردا را میبينم. فردا روزِ ما است، و روز ما فردا است؛ روزی که خورشيدِ دانايی، چشمکزنان از پشتِ کوههای غرور و نادانی، بيرون میآيد. من به اينفردا يقين دارم؛ اگرچه نيستم تا زيرِ آسمانِ آبیاش آواز بخوانم. فردا که بر مزارِ ما میايستيد، سنگهای سردِ ترکخورده از سرمای زمستان، بر پای شما بوسه میزنند. زوزهی بادِ گورستان، ترجمهی صدای خفه در سينهی تنگ اينسنگها است كه میگويند: ما زهرِ زندگی را قطرهقطره نوشيديم تا شمايان شرابِ زندگی را بادهباده سر کشيد.رضا بابایی چو تختهپاره بر موج 📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
🔘
🔘
110.4 MB19.7 MB
آن که امکانِ وجودِ هرگونە شَّر در جهان را متصوّر شده، دیگر نیازی به تصویرِ شیطان ندارد؛ آن که به تمام شکلهای رنج اندیشیده، دیگر هیچ علاقهای به اسطورهی دوزخ پیدا نمیکند. و به همین ترتیب، آن که تا مُنتهای لذتهای دنیوی رفته، بدون انتظار برای ناز و نوازشِ اضافیای که افسانهی بهشت وعدهی آن را داده، به زیستن ادامه میدهد. همهچیز باید همینجا، یک بار برای همیشه، پایان یابد. وجود، فینفسه، نوعی متافیزیکِ فیزیولوژی است؛ داستانِ واپسین پژواکِ اندامها.امیل سیوران Legacy by TeHÔMQuality: Flac 24bit/192KHz & mp3 320kbpsGenre(s): Ritual ambient Country of Origin: Croatia 🇭🇷Released: February 6, 2024Duration: 08:32📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
🔘
فرانکشتاین دل تورو: احیای افسانه با چاقوی جراحی... گیلرمو دل تورو در نسخه جدید «فرانکشتاین» نه به دنبال بازسازی است و نه ادای احترام؛ او با بیرحمی تمام زخمهای انسان، هیولا و تاریخ سینما را در جهانی تاریک و تکاندهنده دوباره میگشاید.نور لرزان پروژکتور روی پرده میرقصد و گردوغبار زمان را از خاطره سالنهای قدیمی بیرون میکشد؛ همان گردوغباری که صدای قدمهای سنگین بوریس کارلوف در فیلم کلاسیک «فرانکشتاین» و نگاه معصومانه دخترک کنار دریاچه را هنوز با خود حمل میکند. تماشاگر، حتی اگر نخواهد، ناگهان وارد تونلی از خاطره میشود: خطوط خشن گریم بوریس کارلوف افسانهای، قدمهای سنگین و بیپناهش و آن لحظه لرزان کنار دریاچه ـ زمانی که هیولا با معصومیتی کودکانه گلهایی در دست دخترک میریزد و در چند ثانیه بعد، ناتوان از درک مرزهای زندگی، او را به آب میسپارد. 📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
Johann SchäferArthur SchopenhauerMarch 1859زندگی هر فرد، هنگامی که به منزلهی یک کل و در یک کل نگریسته شود، و تنها مهمترین وجوه آن برجسته شوند، در واقع یک تراژدی است؛ اما با گرفتار شدن در جزئیات، حالت کمدی پیدا میکند. زیرا افعال و نگرانیهای روزمره، تلاشهای بیامان لحظه، امیال و ترسهای نهفته، و حوادث ناگوار هر ساعت، همه و همه به واسطهی تصادفی واقع میشوند که همواره به نیرنگی شیطنت آمیز میماند؛ اینها چیزی جز صحنههای یک کمدی نیستند؛ آرزوهایی که هرگز برآورده نمیشوند، تلاشهای بیثمر، امیدهایی که به طرز بیرحمانه ای توسط تقدیر بر باد میروند، اشتباهات ناگوار سرتاسر زندگی، همراه با رنج فزاینده، و مرگی در پایان، همواره یک تراژدی را برایمان به نمایش میگذارند. به این ترتیب، چنان که گویی تقدیر خواسته تا به رنج هستیمان ریشخندی هم علاوه کند، زندگی ما باید تمامی پریشانیهای تراژدی را در بر بگیرد، و با این حال حتی نمیتوانیم، شأن شخصیتهای تراژدی را هم داشته باشیم و در جزئیات مهم زندگی، لاجرم شخصیتهای ابله یک کمدی هستیم.آرتور شوپنهاورجهان همچون اراده و تصور📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
157.8 MB17.7 MB
مرگ؛ خداوندگارِ وحشت و حیرت است.عقلِ سَـردسـیاوَش شَـھبازے𓅓Infernal Affairs (CSR146CD) by MZ.412Quality: Flac 24bit/192KHz & mp3 320kbpsGenre(s): Black industrial Country of Origin: Sweden 🇸🇪Released: February 28, 2011Duration: 07:42📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
یکی از غمانگیزترین جنبههای یک رابطه آن است که چقدر سریع به یکدیگر عادت میکنیم. با کسی آشنا میشویم و از این آشنایی بسیار خرسندیم. بعد همان کسی که فقط تماشای مچ دست یا شانهاش میتوانست ما را به هیجان بیاورد، حالا میتواند در کنار ما لمیده باشد و ما کمترین احساسی از جذابیت حس نکنیم.جستارهایی در باب عشقآلن دوباتن📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
Naked1993کمتر فیلمی را میشود پیدا کرد که اینقدر بیرحمانه آدم را وادار کند به خودش و جهانی که در آن زندگی میکند نگاه کند. «Naked» از آن فیلمهاست. اثری تلخ، عصبی و گاهی آزاردهنده که تماشایش آسان نیست، اما فراموش کردنش هم تقریباً غیرممکن است.فیلم، شبی از زندگی مردی به نام جانی را دنبال میکند. مردی که در خیابانهای لندن پرسه میزند، با آدمهای مختلف روبهرو میشود و در میان گفتوگوهای بیپایانش، از خدا، مرگ، تنهایی، اخلاق و پوچی حرف میزند. اما این حرفها قرار نیست فلسفهبافی روشنفکرانه باشند، آنها بیشتر شبیه فریادهای کسی هستند که دیگر هیچ معنایی برای چنگ زدن پیدا نکرده است.مایک لی در «Naked» تصویری از انسان مدرن ارائه میدهد. انسانی که از همهچیز آگاه است، اما همین آگاهی آرامش را از او گرفته. شخصیت اصلی، با تمام تناقضها و ویرانگریاش، آینهی جامعهای است که ارتباط در آن هر روز سختتر و تنهایی هر روز عمیقتر میشود.سروش خلیلیان📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
171.4 MB17.6 MB
مرگ به مثابهی اراده؛مرگ زمانی اتفاق میافتد که ارادهی تجزیهکنندگان و خورندگانِ درونیِ بدن، بر ارادهی زیستِ آدمی یا هر موجود زندهی دیگر چیره شود.عقلِ سَـردسـیاوَش شَـھبازے𓅓MASS III by Amenra Quality: Flac 24bit/192KHz & mp3 320kbpsGenre(s): Sludge doom Country of Origin: Belgium 🇧🇪Released: March 14, 2017Duration: 07:38📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
🔘
من شکست خوردهام،اما نمیخواهم آن را بپذیرم.«آیا شکست ضروری است؟»شکست به طور معمول چیزی نیست که انسان مشتاقانه به استقبالش برود. ما از کودکی یاد میگیریم که موفقیت را ستایش کنیم و شکست را نشانهای از ضعف یا ناتوانی بدانیم. اما شاید یکی از بزرگترین سوءتفاهمهای زندگی همین باشد.بسیاری از آنچه امروز «هویت» ما را میسازد، نه از موفقیتها، بلکه از شکستهایی به وجود آمده که مجبورمان کردهاند خود را از نو تعریف کنیم. فریدریش نیچه مینوشت: «آنچه مرا نکشد، قویترم میکند.» منظور او صرفاً تحمل رنج نبود، بلکه این ایده بود که انسان در مواجهه با محدودیتها، ناکامیها و فروپاشیهایاَش فرصت بازآفرینی خود را پیدا میکند. شکست، آینهای است که تصویری را نشان میدهد که موفقیت اغلب پنهان میکند.نسیم نیکلاس طالب (Nassim Nicholas Taleb) در کتاب Antifragile گامی فراتر میرود و استدلال میکند که بعضی چیزها فقط در برابر فشار دوام نمیآورند، بلکه از آن قویتر میشوند. عضلات بدن، نظام ایمنی و حتی شخصیت انسان از همین جنساند. اگر هرگز با شکست روبهرو نشویم، شاید آسیب نبینیم، اما رشد هم نخواهیم کرد. زندگیای که در آن همهچیز طبق برنامه پیش برود، ممکن است آرام باشد، اما به طور حتم عمیق نخواهد بود.البته نباید شکست را رمانتیک کرد. شکست درد دارد، اعتمادبهنفس را میلرزاند و گاهی سالها طول میکشد تا معنایش روشن شود. اما بسیاری از انسانها بعدها درمییابند که برخی از بزرگترین ناکامیهایشان، مسیر زندگی را به سمت امکانهایی هدایت کرده که هرگز برنامهای برای آنها نداشتند. شاید مسئله این نباشد که چگونه از شکست فرار کنیم، بلکه این باشد که چگونه اجازه ندهیم شکست، آخرین جملهی داستان ما را بنویسد. زیرا موفقیت اغلب به ما میگوید که چه چیزی به دست آوردهایم، اما شکست گاهی به ما نشان میدهد که واقعاً چه کسی هستیم.📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
درست نویسی برابرهایی برای چند واژه تنویندار:اخیراً بهتازگیاقلاً دستکماکثراً بیشترصراحتا آشکاراقبلاً پیشترعجالتاً اکنونمتعاقباً در پیمنحصراً تنهااولاً نخست، اول اینکهدر بسیاری از موارد میتوان با کمک حرف اضافه، واژههای تنویندار عربی را حذف کرد و با کمک حرف اضافه فارسی یک گام به فارسی نویسی نزدیکتر شد.سیدمحمد بصام آداب درست نویسی📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
14.6 MB
دختری از بوداپستدر مِه نیمگرمِ نفسِ دخترکی جا گرفتهام.رفتهام دور، تَرکِ جایاَم نگفتهام.آغوش او که وزن ندارد. میشود مثل آب سُرید آن تو.آنچه پژمرده، پیش او محو میشود. نمیماند جز چشمهای او، علفهای دراز ناز، گلهای دراز ناز در کشتزار ما میرُست.چه مانعِ سبکی روی سینهام، حال که آن رویی.همان رویی باز، حال هم که نیستی.هانری میشوبیژن الهیObjects To Desire by The Elysium FacadeQuality: Mp3 320kbpsGenre(s): Dark ambient Country of Origin: US 🇺🇸Released: March 10, 2015Duration: 06:15📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
وقتی زندگی دائماً در حالت تهدید است، اخلاق جای خود را به بقا میدهد؛ و این، انتخاب فردی نیست وضعیت روانی تحمیلشده است.#جسیکا_بنجامین@nesakaramimozayan
🔘
🔘
نوشتار: هیچ نسخهای برای همه وجود ندارد.نویسنده: محمد عینیزادهمنبع: روانشناسی نقادꜜمجرد ماندن، ازدواج کردن، فرزندآوری، نداشتن فرزند یا حتی طلاق گرفتن، هیچیک بهخودیِخود نه فضیلتاند و نه رذیلت. اینها انتخاب هستند، و ارزش هر انتخاب، تنها در بستر زندگی همان فرد قابل فهم است.سلامت روان را نمیتوان از روی ظاهرِ زندگی قضاوت کرد. همانگونه که فلسفه نیز به ما یادآوری میکند هیچ کنشی جدا از زمینه، معنا و شرایطش قابل ارزیابی نیست.ممکن است کسی تا پایان عمر مجرد بماند و زندگی سرشار از معنا، رشد و آرامش داشته باشد، و دیگری در دل یک زندگی مشترک، سالها با تنهایی، اضطراب و فرسودگی دستوپنجه نرم کند. ممکن است خانوادهای پرجمعیت، سرشار از عشق و امنیت باشد و خانوادهای دیگر با یک فرزند، آکنده از رنج و تعارض، یا برعکس.مسئله، شکل زندگی نیست، کیفیت زیستن است.جامعه معمولاً به ظاهر انتخابها نگاه میکند، در حالی که نگاه عقلانی، نگریستن به کارکرد آنهاست. اینکه یک انتخاب چه نسبتی با نیازهای روانی، ارزشهای شخصی، ظرفیتهای فرد و واقعیت زندگی او دارد.شاید نشانه بلوغ فکری این باشد که به جای قضاوت کردن، بکوشیم بفهمیم. زیرا فهمیدن، بسیار انسانیتر از داوری کردن است.ꜛ📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
معنای زندگی در شرق و غرب، دو پاسخ به یک سوال بزرگꜜیکی از بزرگترین تفاوتهای فلسفهی شرق و غرب، نه در این است که «آیا زندگی معنا دارد؟»، بلکه در این است که اگر معنای ذاتی نداشته باشد، چه باید کرد؟در فلسفهی غرب، بهویژه پس از قرن نوزدهم، بسیاری از متفکران به این نتیجه رسیدند که جهان هدف یا معنای از پیش تعیینشدهای ندارد. این مسئله برای بسیاری از آنها به یک بحران تبدیل شد.آلبر کامو نوشت:«باید سیزیف را خوشحال تصور کرد.»او معتقد بود جهان پوچ است، اما انسان میتواند با آگاهی از این پوچی، در برابر آن بایستد و همچنان زندگی کند.ژان پل سارتر نیز میگفت:«وجود بر ماهیت مقدم است.»یعنی انسان ابتدا وجود دارد و سپس با انتخابهایش به زندگی خود معنا میدهد.اما در شرق، مسیر متفاوتی شکل گرفت. بودیسم و تائوئیسم کمتر میپرسند «معنای زندگی چیست؟» و بیشتر میپرسند «چرا اصرار داری زندگی حتماً معنایی ثابت داشته باشد؟»لائوتسه در تائو ته چینگ میگوید:«طبیعت شتاب نمیکند، اما همهچیز انجام میشود.»در این نگاه، آرامش از هماهنگ شدن با جریان زندگی به دست میآید، نه از پیدا کردن هدفی نهایی.در بودیسم نیز یکی از آموزههای اصلی این است که رنج، از وابستگی انسان به خواستهها و تصوراتش سرچشمه میگیرد؛ حتی وابستگی به این تصور که زندگی باید حتماً معنایی مشخص داشته باشد.به بیان ساده، اگر هر دو سنت بپذیرند که جهان معنای ذاتی ندارد، واکنششان متفاوت است.غرب معمولاً میگوید:«معنایی وجود ندارد؛ پس خودت آن را خلق کن.»شرق بیشتر میگوید:«معنایی وجود ندارد؛ شاید اصلاً لازم نباشد دنبالش بگردی.»به همین دلیل، بیمعنایی در بسیاری از آثار فلسفی غرب، آغاز یک مبارزه است؛ اما در بخش بزرگی از فلسفهی شرق، آغاز نوعی رهایی.ꜛ📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
31.9 MB5.5 MB
دوست داشتناَت مرگیست کوچک؛ که آن را در قلبم نگاه داشته و با خود حمل میکنم.براے ماھسـیاوَش شَـھبازے𓅓Nanook of the North by Christine OttQuality: Flac 24bit/192KHz & mp3 320kbpsGenre(s): Modern classic Country of Origin: France 🇫🇷Released: October 25, 2019Duration: 02:18📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
🔘
میخواهم نشان بدهم که دیگر نمیشود. زور میزنیم نمیشود، ایمان میآوریم نمیشود، فریاد میزنیم نمیشود، سکوت میکنیم نمیشود، مقاومت میکنیم نمیشود، مبارزه میکنیم نمیشود، تسلیم میشویم نمیشود. ما رها شدهایم…بلا تار🔘 PostModern📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾєمیخواهم نشان بدهم که دیگر نمیشود. زور میزنیم نمیشود، ایمان میآوریم نمیشود، فریاد میزنیم نمیشود، سکوت میکنیم نمیشود، مقاومت میکنیم نمیشود، مبارزه میکنیم نمیشود، تسلیم میشویم نمیشود. ما رها شدهایم…بلا تار🔘 PostModern📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
Post-Traumatic Growthرشد پس از سانحه و تابآوریꜜرشد پس از سانحه (PTG) به تغییرات مثبت روانشناختی و شخصی اشاره دارد که فرد پس از تجربه یک حادثه آسیبزا یا تروماتیک، مانند سوگ، بیماری، یا حوادث طبیعی، به دست میآورد.رشد پس از سانحه و تابآوری شامل پذیرش آسیب، یادگیری از تجربیات دشوار و ایجاد تغییرات مثبت در زندگی است. افراد تابآور میتوانند از تجارب سخت به عنوان فرصتی برای رشد شخصی و تقویت روابط اجتماعی استفاده کنند و به بهبود کیفیت زندگی خود بپردازند. به تعبیری در این فرایند فرد به دلیل عبور از یک بحران عمیق روانی دچار تغییرات مثبت در زندگی میشود. در واقع تجربهی تروما روحی یا ضربه روانی معمولاً منجر به آسیبدیدن فرد و ابتلا به اختلالاتی مثل استرس پس از سانحه یا PTSD میشود؛ اما گاهی اوقات میتواند کاتالیزوری برای تغییرات مثبت باشد و باعث رشد، افزایش قدرت و بهبود انعطافپذیری شود.این تغییرات ممکن است شامل افزایش احساس قدرت، تغییر در اولویتهای زندگی، و تقویت روابط اجتماعی باشد. نتایج تحقیقات نشان میدهد که حمایت اجتماعی و تابآوری میتوانند نقش موثری در تسهیل این نوع رشد ایفا کنند.ویژگیها و نشانههای رشد پس از سانحه– درک بهتر از زندگی و ارزش آن– تقویت روابط با دیگران و احساس نزدیکی بیشتر– کشف امکانات جدید در زندگی و تغییر مسیر شغلی– احساس قدرت شخصی بیشتر و تحمل بهتر مشکلات– تغییرات معنوی و تعمق در باورهای مذهبیو اما؛رشد بعد از سانحه چگونه رخ میدهد؟- شوک اولیه -جستجوی حمایت اجتماعی- مواجهه با واقعیت و پردازش احساسات - بازسازی دیدگاه نسبت به زندگی- تحول و رشدپژوهشها نشان دادهاند که تابآوری میتواند پیشبینیکنندهای قوی برای رشد پس از سانحه باشد. این مفهوم نخستین بار توسط روانشناسان ریچارد جی تدسکی و لارنس کالهون در دهه ۱۹۹۰ معرفی شد.ꜛ📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
فیلم «باشگاه مشتزنی» (Fight Club) سال ۱۹۹۹ که اکران شد، یه شکست تجاری بود؛ توی جشنواره ونیز هو شد و منتقدان تا جایی که میتونستند با خاک یکسانش کردند. اما ۱۰ سال بعد فیلم تبدیل به یک شاهکار کالت و ماندگار تاریخ سینما شد! براد پیت، ادوارد نورتون و دیوید فینچر سال ۲۰۰۹ وقتی رفتند جایزهی تالار مشاهیر فیلمها رو بگیرند، به جای سخنرانی معمولی، پشت تریبون رفتند و اینطوری منتقدهای قدیمیشون رو به رگبار تیکّه و رُست بستند! جالبه بدونید همون سال ۱۹۹۹ وسط اکران فیلم وقتی همه داشتند هو میکردند، براد پیت برگشت به ادوارد نورتون گفت: «این بهترین فیلمیه که تا آخر عمرم توش بازی میکنم.» و واقعاً هم راست میگفت! منبع: اینستاگرام کاتفاموویز📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
Plate 46 from The Disasters of War Los Desastres de la Guerra: This ..., 1810 published 1863.Francisco de Goyaیونگ میگوید: «اگر خدا مرده باشد... آنگاه خدا در جایی ظاهر میشود که کمتر از همه انتظار رفتنش میرود، یعنی در سایه.» و ویژگیهای منفی یک خدای انکارشده، به «زرهِ خدایی جدید و هولناکتر» بدل میشود. راسل لاکهارتواژهها همچون تخممرغها📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
Käthe Kollwitz, née Schmidt, was a German artist who worked with painting, printmaking and sculpture. Her most famous art cycles, including The Weavers and The Peasant War, depict the effects of poverty, hunger and war on the working class.Born: July 8, 1867, KönigsbergDied: April 22, 1945, Moritzburg, GermanyPeriod: Expressionism📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾєKäthe Kollwitz, née Schmidt, was a German artist who worked with painting, printmaking and sculpture. Her most famous art cycles, including The Weavers and The Peasant War, depict the effects of poverty, hunger and war on the working class.Born: July 8, 1867, KönigsbergDied: April 22, 1945, Moritzburg, GermanyPeriod: Expressionism📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
کته کلویتس؛ هنرمند رنج، مقاومت و همدلی کته کلویتس (1867–1945) نهفقط یکی از بزرگترین هنرمندان آلمان، بلکه چهرهای کمنظیر در هنر اجتماعی قرن بیستم است. او با آثاری که آلام و مصائب طبقات فرودست، رنج مادران، قربانیان جنگ، کارگران محروم و آسیبدیدگان بیعدالتی اجتماعی را بازتاب میدهد، تبدیل به «صدای بیصدایان» زمان خود شد. آثار کلویتس همانطور که مارینا وارنر توصیف میکند: «در پیوند میان هنر و همدلی، حقیقت و عدالت، دامنه احساسات انسانی را به معیار سنجش ارزش هنری بدل کردند»📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
🔘
ورتر صدای لوته و یکی از دوستانش را میشنود که دارند پرچانگی میکنند؛ آنها دارند با بیتفاوتی تمام دربارهی مردی در حال مرگ حرف میزنند و با این حال... اگر تو در حال مردن باشی، اگر تو از زندگی آنها محو شوی؟... آیا دوستانت اصلاً توجهی به مرگ تو میکنند؟ غم از دست دادن تو را چه اندازه احساس میکنند؟ ناپدیدی تو تا چه مدت برای آنان سرنوشتساز میشود؟...من خود را مرده میبینم، اما افسوس نیز میخورم، متأسف نیز هستم. آگهی درگذشت من قاطعیت دارد: من در ورای این مویه و ماتم، که نمیتوانم انکارش کنم، میبینم که زندگیهای دیگران بدون تغییری ادامه پیدا میکند؛ پشتکار آنها را در پیگیری مشغلهها، سرگرمیها و مشکلات خود و سر کردن در همان مکانها و با همان دوستها میبینم؛ هیچ تغییری در رشتهی حیات آنها پدید نمیآید. پنداشت جنونآسای وابستگی به خاطر عشق، من مطلقاً به دیگری نیاز دارم، به گونهای کاملاً ظالمانه و در وضعیتی متباین جلوهگر میشود. هیچکس واقعاً نیازی به من ندارد.سخن عاشقرولان بارت📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
کلِّ پروژهی انسان، آشکارا چنان خطای بیربطی است که میبایست مدّتها قبل تعطیل شده باشد؛ در مواجهه با مُردهخانهی تاریخ، تنها خودفریبانِ ابله میتوانند تصوّری جز این داشته باشند. روایتِ انسان چنان شوربختیِ پایانناپذیری است که تنها فریبخوردگانِ فاقدِ ارادهی قوی میتوانند بهدنیا آمدن را ارزشمند بهشمار آورند.[ تری ایگلتون || معنای زندگی | ترجمهی عباس مخبر / نشر بان / چاپ چهارم: زمستان ۱۳۹۷ / ص۷٠ ]#تری_ایگلتون#معنای_زندگی 🔘 A Confederacy of Dunces📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
🔘
محمود مقدسیسوگواران را گُم نکنیمسرعت اتفاقات زیاد است و سوگواران جا میمانند و گاه فراموش میشوند. سرعت اتفاقات زیاد است و سوگواران جدید با داغِ تازه جای سوگواران قبلی را میگیرند وآنها که پیشتر صدای دردها و همراه اشکهایشان بودیم، خود را جداافتاده و دور میبینند. سرعت اتفاقات زیاد است و ما ناگزیر باید بِدویم، امّا داغدیدگی نمیدود. داغ آرام قدم بر میدارد و با قدمهای خودش پیش میآید. سرعت اتفاقات، ما را مستعدِ فراموشی میکند. نه اینکه بد یا فراموشکار باشیم، این خصلتِ دویدن و رسیدن داغهای تازه است. امّا همین ما توان درنگ کردن هم داریم، توان سر چرخاندن و دوباره دیدن هم داریم، و چون انسانیم و هیچ چیزِ انسانی با ما بیگانه نیست، میتوانیم آهستگیِ سوگواری را به یاد بیاوریم و به سوگورانِ جامانده در زمان برگردیم؛ به مادران و پدران، به همسران و به فرزندان جامانده در سالها و دهههای قبل، در دی ماه و در جنگ. میتوانیم برگردیم و بگوییم که فراموششان نکردهایم، که میدانیم آنها چه رنجی کشیدهاند و میکشند، که رنجشان بیبها نیست، گم نمیشود، تنها نیستند، عزیزشان جایی در درون ما زنده است، و اندوهشان دردِ مشترک ما است. میگویی همهی اینها که چیزی را عوض نمیکند و عزیزِ رفته، عمرِ از دست رفته و داراییِ بربادرفته را بر نمیگرداند. میگویم بله، امّا جانِ آنکه مانده را نگه میدارد. آدم به آدم زنده است، به به یاد ماندن، به دیده شدن، به شنیده شدن و به یاریهای هرچند کوچک در مواقع نیاز. تنها میگویم در این دویدن، اگر رمقی برایمان ماند حواسمان به قدمهای آهستهی سوگواران هم باشد. و این کار اصلاً کوچک و کماهمیت نیست.📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
🔘
31.6 MB
مرگ؛ شجاعتِ رویارویی با ناشناختهترین پدیده و عمیقترین پرسش بشریست.عقلِ سَـردسـیاوَش شَـھبازے𓅓Sacred Inner Shrine 2 by Torus DomeQuality: Mp3 128kbpsGenre(s): Dark ambient, ritualistic, spiritual Country of Origin: Finland 🇫🇮Released: July 10, 2026Duration: 34:22📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
🔘
کتاب / نوشتار: نظریه درماندگی آموخته شده و روانشناسی مثبتنویسنده: مارتین ای.پی. "مارتی سلیگمن"ꜜزمانی که انسان ها یا حیوانات به این درک میرسند که هیچ کنترلی بر روی اتفاقات پیرامونشان ندارند، احساس درماندگی میکنند و بر همین اساس فکر و رفتار میکنند. این پدیده درماندگی آموخته شده نام دارد.درماندگی آموخته شده چیست؟درماندگی آموخته شده یا Learned Helplessness: پدیدهای است که هم در انسانها هم در حیوانات مشاهده میشود، در چنین شرایطی فرد ناراحتی، درد و رنجی را تجربه میکند که علیرغم تلاش برای رهایی از آن نتیجهای حاصل نمیشود (تجربه شکست) و در نهایت به این باور میرسد که راه گریزی وجود ندارد. در این شرایط فرد اصطلاحاً شرطی میشود و دیگر برای پرهیز از این درد و رنج هیچ تلاشی نمیکند، حتی اگر فرصتی داشته باشد که از آن فرار کند.آیا درماندگی آموخته شده سبب افسردگی می شود؟هنگامی که فرد از درماندگی عمومی رنج میبرد، تأثیرات منفی این اختلال در بیشتر بخشهای زندگی وی یا حتی تمامی آنها، هویدا میشود. جالب است بدانید کسانی که درماندگی عمومی را تجربه میکنند بیشتر از کسانی که به درماندگی شخصی مبتلا هستند دچار افسردگی شدید میشوند.چه عواملی می تواند بر درماندگی آموخته شده تاثیرگذار باشد؟– سن– استرس – اضطراب و نگرانیدرماندگی آموخته شده میتواند در سنین خیلی پایینتر، حتی در مرحلهی نوزادی آغاز شود. نوزادانی که دچار محرومیت مادرانه یا کمبود محبت والدین میشوند، به ویژه به دلیل عدم ارتباط با فرزندان در سنین بزرگسالی در معرض خطر درماندگی آموخته شده قرار دارند.راهکارهای غلبه بر درماندگی آموخته شده۱- دریافت حمایت و تشویق۲- کشف ریشههای اصلی درماندگی آموخته شده۳- تمرکز بر یافتن راههایی برای کاهش احساس درماندگی۴- کنار گذاشتن افکار منفی که میتواند نقش مهمی در درمان درماندگی آموخته شده داشته باشد۵- شناسایی رفتارهایی که باعث تقویت حالتهای ناتوانی میشود۶- جایگزین کردن افکار و رفتارهای مثبت و مفید به جای افکار منفی۷- تقویت عزت نفس۸- تعیین اهداف بزرگ و دنبال کردن آنها۹- هوشیاری و آگاهی نسبت به شرایطی که در آن قرار گرفتهایدیکی از مهمترین راهکارهایی که میتواند در درمان درماندگی آموخته شده، این حالت هوشیاری و آگاهی به روند درمان کمک میکند وقتی فرد میداند با مشکلی جدی روبرو است که میتواند کل زندگیاَش را تحتالشعاع قرار دهد، قطعاً برای نجات خود کاری میکند.ꜛ📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
Title: Air dollGenre(s): psychological drama Rate: 6.9/10 Director(s): Hirokazu KoreedaWriter(s): Yoshiie Goda, Hirokazu KoreedaStar(s): Bae Doona, Arata Iura, Itsuji Itaoꜜداستان دربارهی عروسکی است که جان میگیرد و با کشف جهان، درک جدیدی از تنهایی و ماهیت انسان پیدا میکند. عروسکی که برای رفع نیاز جنسی و تنهایی یک کارمند مرد ساخته شده است.کارگردان؛ هیروکازو کورئیدا (Hirokazu Kore-eda) حدود ۱۰ سال قبل از ساخت فیلم، مانگایی به نام «گفتمان فلسفی گودا: پیکر بادی یک دختر» اثر یوشیه گودا را خواند. او میگوید صحنهای که عروسک پلاستیکی در یک کلوپ ویدئویی کار میکند و دستش به شکلی ناگهانی پاره و خالی میشود، به شدت او را تحت تأثیر قرار داد و جرقهی ساخت این اثر را در ذهن او زد.طرز تفکر کورئیدا قبل از ساخت کاملاً غیرجنسی بود. او در مصاحبههایش تأکید کرد که این فیلم را نه برای به تصویر کشیدن انحرافات جنسی، بلکه به عنوان استعارهای از تنهایی مطلق در زندگی مدرن شهری و کلانشهرهای دنیا مثل توکیو ساخته است.پرسش بنیادین «انسان بودن یعنی چه؟»: کورئیدا پیش از شروع فیلمبرداری به دنبال پاسخ به این سؤال بود که مرز میان یک شیء و یک انسان چیست؟ او میخواهد نشان دهد در جامعهای که آدمها به دلیل انزوا شبیه به اشیاء بیروح شدهاند، یک عروسک بیجان چطور با پیدا کردن «قلب» و احساسات، بیشتر از انسانهای واقعی اطرافش ماهیت انسانی پیدا میکند.ꜛ📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
72.3 MB10.3 MB
یک دیوار شکسته، چقدر تاب و توان دارد؟و یک قلب شکسته؟ اینجا که نشسته و نگاهت میکنم،شکستگاهیست که غوکی عریان، آینده را نفرین میکند.براے ماھسـیاوَش شَـھبازے𓅓OPVS NOVUM: A Requiem Reworked by Penelope TrappesQuality: Flac 24bit/192KHz & mp3 320kbpsGenre(s): Dark ambient, shoegaze, modern classic, horror Country of Origin: UK 🇬🇧Released: May 29, 2026Duration: 04:26📡 ᕈɾɑηɑɑ; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
هنگامی که فقرا شروع به پیشروی کنند و سلسله مراتب، متر و معیارهای و ثروت و سلطه را در هم بشکنند، آنگاه آن "تاریخِ دیگر" طرح خویش را درمیافکند. تاریخ فقرا همواره انقلابی است، زیرا امر ابدی (یعنی هستیای که تولید میکند) سرپیچی است از کار، فهم و محدودیتهای رایج... بنابراین، فقر، در وهلهی نخست، در کسوت مقاومت ظاهر میشود. هیچ تجربهای از فقر نیست که در عین حال مقاومتی در مقابل سرکوب میل به زندگی نباشد. در اینجا باید «مقاومت» را به منزلهی تأیید خویش همچون امر مشترک و در تعارض با طرد فهم کنیم: "قسمی خود_ارزش افزایی" که از بطن فقرِ عریان علیه دشمن سر بلند میکند.آنتونیو نگریکایروس، آلما ونوس، انبوه خلقترجمهی امین کرمی📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє
🔘
Au Hasard BalthazarRobert Bresson1966در «ناگهان بالتازار»، برسون رنج جهان را بر پشت الاغی خاموش میگذارد؛ موجودی که نه گناهی دارد، نه اعتراضی، و فقط از میان بیرحمی آدمها عبور میکند. بالتازار چیزی نمیگوید، اما نگاهش شاید کاملترین مرثیهای باشد که سینما برای معصومیت نوشته است. فصلنامهی سینمایی حلقه📡 ᕈɾɑ̀ηɑɑ́; ᗣɾτ & ᒐɩτєɾɑτʋɾє