آغاز دوبارهبعد از آنکه بهدلیل برخی چالشها ناچار شدم فعالیتهایم را در مسجد امام علی محلهٔ قبرستا…
انتشار: 2026/06/23 06:27 UTCدریافت: 2026/08/08 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 00:10 UTC
آغاز دوبارهبعد از آنکه بهدلیل برخی چالشها ناچار شدم فعالیتهایم را در مسجد امام علی محلهٔ قبرستان کنار بگذارم، دلم همچنان با بچههای آنجا بود. حس میکردم هنوز میتوانم با روشی متفاوت در کنارشان بمانم. ایدهام این بود که خانوادههای آسیبدیده—کودکانی با پدر در زندان، والدین بدسرپرست یا گرفتار فقر شدید—را تحت پوشش کتابخوانی قرار دهم.هر هفته به خانههایشان سر میزدم. دو کتاب داخل کیف میگذاشتم و محترمانه درِ خانهشان را میزدم. کتابها را مستقیم به خود بچهها امانت میدادم و هفتهٔ بعد، کتابها را تحویل گرفته و دو کتاب تازه جایگزین میکردم. در این رفتوآمدها، اگر خانوادهای مشکل مالی فوری داشت، تا حد توان کمک میکردم. گاهی اگر چند خانواده در یک محله بودند، همه را در یک خانه جمع میکردم و با بچهها دربارهٔ کتاب گفتوگو میکردم؛ با والدین هم صحبت میشدم. این روند بیش از شش ماه ادامه داشت.با شیوع کرونا کارمان کند شد، اما بعد از یک ماه دوباره ادامه دادیم. این بار تصمیم گرفتم طرح را بزرگتر کنم و همه آن محله را تحت پوشش ببریم. در آن محله سه مدرسه ابتدایی با جمعیت بالا وجود داشت.در همین زمان، خانم امیری—که خود از اهالی همان محله بود و خواهر و برادرش از شرکتکنندگان فعال کلاسهای قصهخوانی مسجد بودند—به ما پیوست. او مربی واحد سیار کتابخوانی شد و روزی پنج ساعت کوچهبهکوچه و خانهبهخانه میرفت و به بچهها کتاب امانت میداد. اینگونه بود که «پرواز کوچهها» شکل گرفت؛ پروازی کوچک اما واقعی روی سقف خانههایی که تشنهٔ قصه و مهربانی بودند.


