آدم خودش (نخواد، بخواد، بتونه، نتونه) یک کاری را انجام بده، چه (لذتی، رنجی, مشکلی، راه حلی) داره که…
انتشار: 2026/07/15 13:31 UTC
آدم خودش (نخواد، بخواد، بتونه، نتونه) یک کاری را انجام بده، چه (لذتی، رنجی, مشکلی، راه حلی) داره که دیگران اون کار را انجامش دهند؟در این مواقع، معمولا خودت (دوست داری، متنفری، مشتاقی، کم رغبتی، بیزاری، مایلی، بی تفاوتی) که انجام (بدی، ندی) (و، ولی، همچنین) (تنبلی، زحمتکشی، با جراتی، بی عرضه ای، با جنبه ای، فرصت سوزی، دانایی، جاهلی، professional in outsourcing)مثلا من خودم (بخوام، نخوام، بی تفاوت باشم، بتونم، نتونم) که(رتبه ی ... در فلان رشته ی کنکور، چاق، لاغر، متناسب، گمنام، معروف، مهربان، ظالم، فرزانه) بشم، فلان چیز را (بخورم، نخورم، بنوشم، ننوشم، بپوشم، نپوشم، بگم، نگم، داشته باشم، نداشته باشم)فلان (شغل، کار، رفتار) را بکنم(ساکت، حراف، خشمگین، ترسو، گریان، خندان، خنثی، آرام) بشم،وقتی یکی دیگ (بشه، داشته باشه، بخوره، نخوره، بپوشه، نپوشه، بگه، نگه، داشته باشه، نداشته باشه)، در (درون، ظاهر، باطن و آشکارا) (خوشحال، ناراحت، پوکرفیس، خنثی، عصبی، ترسو، خرسند، راضی، آزرده، پشیمان، بی توجهی، توجه مثبت، توجه منفی، توجه، حسود، غبطه گر، رحم کننده، دلسوز، حس خثی) (میشم، میدم)جملات بالا قطعا استثنا هم خواهد داشت.


