معمولا (مشاور املاکی، وکیل، قاضی، آدمها، مستاجر، موجر، کارمند، بازاری) (بادیگارد، طرف) (بدهکار، طلب…
انتشار: 2026/07/31 12:28 UTCدریافت: 2026/08/01 00:01 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:01 UTC
معمولا (مشاور املاکی، وکیل، قاضی، آدمها، مستاجر، موجر، کارمند، بازاری) (بادیگارد، طرف) (بدهکار، طلبکار، حق، فردی میشن که ازش طلب دارن، فردی میشن که بهش بدهی دارن، بادیگارد، قاضی، وکیل، دلال) است، چون ... نزد (بدهکار، طلبکار، حق) است.چهار سناریو تصور کنیدطرف میگه ۱۰۰میلیون بدهی دارمطرف میگه ۱۰۰ میلیون طلب دارمطرف میگه نه طلب دارم و نه بدهیطرف میگه ۱۰۰ میلیون به یکی بدهی دارم و ۱۰۰ میلیون از یکی طلب دارم.کدام رو تو (دلتون، کلامی) میگید (نخبه، ببو، با جرات، بزدل، ساده لوح، زرنگ)؟به کدام نزدیک می شوید و از کدام دور می شوید؟-----معمولا فرد بدهکار اگه بدهی اش را بهت بدهد، قدرتش را روی شما از دست می دهد. چون (تمام، اغلب، بعضی) آدمها تنها زمانی به سازت می رقصند و ازت حرف شنوی دارند و بهت احترام قائل هستند که ازت طلب داشته باشند.برای برخی آدمها برعکس است. لحظه ای که بهشان بدهکار می شوی، شروع میکنن به بی احترامی یا بی توجهی بهت.-----آدم در (کشوری، شهری) که(میخواد بمونه، نمیخواد بمونه، تردید داره که میمونه یا نمیمونه)،اونجا (حال بقیه رو میگیره، به بقیه حال میده)، (طلبکار، بدهکار، نه بدهکار نه طلبکار، هم طلبکار هم بدهکار) (میشه، نمیشه).-----فردی که (بدهی، طلب، هم بدهی هم طلب، نه طلب نه بدهی) دارد، اعتبار (دارد، ندارد)


