آدمای اصیل، آدمای شریف، اونایی که تصمیمای مهمشون سر و صدا نداره، اونا اینجوریان که یهو شما رو میفرستن پایین. یا حتی بیرون. شلوغشم نمیکننا، ولی شما یهو میبینی از اولویتشون خارج شدی. فکر میکردی زرنگی، ولی اینا یهو متعجبت میکنن. اونوقت هرچیام دستوپا بزنی برنمیگردی سرجات.
سعدی یه بیت قشنگ داره که من هر بار زیر لب زمزمهش میکنم بغضم میگیره و دوست دارم بدونم اون لحظه موقع نوشتن این بیت چه حالی داشته، میگه؛«سعدیا! روی دوست نادیدن بِه که دیدن میانِ اغیارش»آخ آخ! گرفتی چیشد!؟