فلسفهوقتی در معرض فلسفه قرار میگیرم بهتمامی منزجر میشوم و هر یک روز که میگذرد، بر شدت این انزجا…
انتشار: 2026/08/14 14:54 UTCدریافت: 2026/08/23 20:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 20:40 UTC
فلسفهوقتی در معرض فلسفه قرار میگیرم بهتمامی منزجر میشوم و هر یک روز که میگذرد، بر شدت این انزجار افزوده میشود. بیدلیل نیست که بزرگانی گفتهاند «فلسفه چیزی نیست جز verbal masturbation: خودارضایی کلامی». چراکه به هیچ کار نمیآید. پیگیری استدلالها و دلائلش عمدتاً پیگیری برای پیگیری است.اساساً هم فلسفه ساخته و شکوفاشده به دستِ آدمهای افسرده و ملتهای درهمشکستهی تاریخ است. قولِ معروفی است که یونانیان باستان پس از شکستهای مکرّر به فکر فرورفتند و مدام نزد خود استدلال و تحلیل آوردند تا اینکه قوای فکریشان قوی شد و از میانشان سقراط و افلاطون و ارسطو ظهور کردند و این چنین قلّههای آغازینِ فلسفه در افق تاریخ بشر پدیدار شد. وگرنه ملّتهای خوشبخت، اساساً نیازی به این همه اندیشیدن و خودخوری و محاجّه که زادهی افسردگی و مالیخولیاست، نداشتند. آنها شعر میشنیدند و قصّه میگفتند، سرود میخواندند و میرقصیدند.بنابراین سخنان فلسفی را به قدر نیاز باید برگرفت و مابقی را دور ریخت که سخت محتمل است که افسردهدلی به جانِ آدمی اندازد؛ چندان که اگر در انجمنی درآید، همه را با خویش به گرداب بطالت و ملال و بیحاصلی و افسردگی کشاند و یکسره تباه کند.* یادکردِ دَربایست (تذکر لازم): مراد از فلسفه در اینجا فلسفه به معنای خاصّ کلمه است: فلسفۀ صرفاً فلسفه، نظیر تأمّلات هایدگر و ملاصدرا و بوعلی سینا. وگرنه نکاتی که فلاسفه «در باب حکمت زندگی» نوشتهاند، هرچند سر و شکل فلسفی داشته باشند، خودارضایی کلامی نیستند و از قضا برعکس، بسیار کاربردی و مفید اند.
