
مجلّه فرهنگی و هنری در تاریخ و ادبیات آذربایجان@safinehyetabrizیادداشت های محمّد طاهری خسروشاهی در دانشگاه تبریز ارتباط :@Tahery_tabriz نشانی تبریز صندوق پستی51665 -314 *مجوز کانال در سامانه رسانه های دیجیتال وزارت ارشاد:1-2-68231-61-4-1
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان متوسط · 46 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/18 تا 2026/08/13
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 46 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
دل ها که آرزوی امام رضا کنندگویا زیارت علی مرتضی کننددر سینه می تپد دل شیدای شیعیانهر دم که آرزوی امام رضا کننددر حسرت طواف تو ای آشیان قدسمرغان پر شکسته چه پرها که وا کننداستاد شهریار@safinehyetabriz
در سالروز رحلت غمبار نبی مکرم اسلام؛ حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله وسلم، یادی می کنیم از ادیب والامقام مرحوم آقای دکتر احمد مهدوی دامغانی رحمه الله علیه. اوایل دهه نود که مشغول تدوین ارجنامه آقای دکتر محمدعلی موحد بودم، تماس تلفنی با جناب استاد مهدوی…بعد التحریراین یادداشت را که درباره مقاله مرحوم استاد مهدوی دامغانی نوشتم یادم رفت بنویسم که مقاله مرحوم مهدوی دامغانی، به توسط استاد ارجمند ما، آقای دکتر محمود امیدسالار به دست اینجانب رسید. همین جا فرصت را مغتنم می شمارم و بعد از حدود سیزده سال، از لطف استاد امیدسالار تشکر می کنم. هر کجا هست خدایا به سلامت دارش...طاهری خسروشاهی، تبریز
نامه استاد فقید مرحوم دکتر احمد مهدوی دامغانی رضوان الله تعالی علیه به سردبیر مجله سفینه تبریزهو الله دوست گرامی جناب طاهری خسروشاهی دامت عزته و عمره سلام ای تبریزی نازنین و ای همشهری عزیز مشهدی که به استناد فرموده حضرت مولانا قدس الله روحه: گفت معشوقی به عاشق کی فتیتو به غربت دیده ای بس شهرها پس کدامین شهر از آنها خوشتر است گفت آن شهری که در وی دلبر استشما را همشهری خویش می شمارم که علاوه بر افتخار تبریزی بودن و منتسب به آن شهر دلاور مهرگستر دانش پرور؛ به افتخار انتساب به آستان مقدس امام ثامن ضامن سلام الله علیه که «وَ مَنْ صَارَتْ بِهِ أَرْضُ خُرَاسَانَ خُرَاسَانَ» ممتازید. انشاالله سلامت و سعادتتان مستدام باد.از پیامی که صفا و محبت از آن متجلی بود و برای من بنده توسط همسر مهربانم ارسال فرموده بودید، کمال سپاسگزاری را دارم. خدا حفظتان فرماید. سلام مرا به همسر خراسانی محترمتان برسانید.ای جوان عزیز نمی دانید من بنده وقتی نام تبریز را می شنوم یا میخوانم، چه صورتهای شریف نجیب و چه نامها و قیافه های جلیل نبیل در نظرم مجسم می شود. چونان حاج اسماعیل آقا امیرخیزی، ابوالحسن صادقی نژاد، حاج محمدآقا نخجوانی، آقا میرزا جعفر آ سلطان القرایی، ابوالفتحی، زاخری، علامه والامقام طباطبایی، آقا سیدحسن طباطبایی، علی اصغر مدرس و همدوره نازنینم دکتر مرتضوی و بدیهی است پیش از همه و بیش از همه، حضرت استاد اجل اکرم، آیت الله آقای آقا میرزا محمدعلی مدرس خیابانی رض که خدای همه شان را غریق رحمت خود فرماید که: نظیر خویش بنگذاشتند و بگذشتند. الحمدلله که جوانان فاضل و وطن خواه و ادب دوستی چون جنابعالی در همان صراط مستقیم هستید و انشاالله پای جای پای آنان خواهید گذارد که به فرموده مولای ما حضرت امام علی بن الحسین السجاد صلوات الله علیهما در موردی مشابه:«...ان تکونوا صغار قوم فیوشک ان تکونوا کبار قوم آخرین» سلام الله علیه. به خدا میسپارمتان و التماس دعا دارم و امیدوارم به زودی جشن نامه حضرت استاد دکتر موحد را زیارت کنم. احمد مهدوی دامغانی۱۳۹۲/۱/۲۵@safinehyetabriz
فایل پی دی اف مقالهدرباره بُرده و قضیب (چوب دستی) پیغمبر اکرم (ص)؛ مقاله ای از زنده یاد استاد احمد مهدوی دامغانی؛ اهدا به کتاب با قافله شوق (ارجنامه دکتر محمّدعلی موحّد) به اهتمام: محمّد طاهری خسروشاهی انتشارات دانشگاه تبریز اردیبهشت 1392 t.me/Safinehyetabriz
در سالروز رحلت غمبار نبی مکرم اسلام؛ حضرت محمد مصطفی صل الله علیه و آله وسلم، یادی می کنیم از ادیب والامقام مرحوم آقای دکتر احمد مهدوی دامغانی رحمه الله علیه. اوایل دهه نود که مشغول تدوین ارجنامه آقای دکتر محمدعلی موحد بودم، تماس تلفنی با جناب استاد مهدوی دامغانی برقرار کردم. شاگردنوازی فرمودند. و نام تبریز که آمد، مثل همیشه گوهر اشک بر سیمای شریف نثار کردند. خواهش این بنده خدا را اجابت فرمودند و چند ماه بعد، مقاله ای همراه با یک نامه از طریق ایمیل، در ارتباط با نبی مکرم اسلام جهت اهدا به استاد موحد ارسال کردند. با گرامیداشت یاد مرحوم مهدوی دامغانی و آرزوی صحت و سلامت استاد محمدعلی موحد، فایل مقاله را همراه با متن نامه مذکور، تقدیم می کنم.21 مرداد 1405برابر با 28 صفر 1448طاهری خسروشاهی
روایت نصرت منصوریان از ابعاد فکری دکتر شریعتی و دیدار تاریخی با آیتالله خمینی در نجف🔸نصرت منصوریان در این گفتگو به تشریح اندیشههای دکتر علی شریعتی میپردازد و تاکید میکند که او برخلاف برخی گروههای چپ و چریکها، با مبارزه مسلحانه و براندازی صلب پیش از آگاهیبخشی و دگرگونی درونی جامعه مخالف بود. شریعتی معتقد بود تا زمانی که نفوس و اندیشه افراد جامعه تحول پیدا نکند، شوکهای ناگهانی یا اقدامهای مسلحانه راه به جایی نخواهد برد. او با وجود چلنجها و خطکشیهای شفاف فکری با گروههای مسلح، هرگز حاضر نشد علناً علیه مبارزان سخن بگوید یا زمینهساز تضعیف آنها در برابر ساواک و جریانهای قشری شود.🔹منصوریان سپس به خاطره مفصل دیدار خود با آیتالله خمینی در نجف اشاره میکند. او که به پیشنهاد شریعتی و برای ابلاغ پیام وی راهی عراق شده بود، ماموریت داشت نقدها و گلههای دکتر شریعتی را به ایشان منتقل کند. پیام شریعتی مبنی بر این بود که او در بستر یک خانواده مذهبی رشد کرده، از جلسات قرآن پدرش برآمده و هدفی جز جذب دانشجویان و نسل جوان به اسلام ندارد؛ در حالی که برخی روحانیون در منابر به حسینیه ارشاد حمله کرده و نوشتههای او را به صورت غیرمنصفانه تقطیع و نقد میکنند.🔸بر اساس روایت منصوریان، او موفق میشود شبهنگام در منزل آیتالله خمینی با ایشان دیدار کرده و پیغام شریعتی را بازگو کند. آیتالله خمینی با وجود اذعان به برخی خدمات شریعتی در جذب جوانان و دانشجویان به دین، نسبت به مواضع و سخنان او درباره مراجع، روحانیت و کتابهایی نظیر «حلیةالمتقین» انتقاداتی مطرح میکند. منصوریان با ذکر یک مثال عینی از شیوهی دریافت وجوهات توسط مراجع در نجف سعی میکند دیدگاه شریعتی را تبیین کند، اما در نهایت اشاره میکند که میان این دو دیدگاه همسویی کاملی ایجاد نشد و این روابط با تحفظ باقی ماند.✅@mellimazzhabi
☝🏻🔰 سیمایی از آیات ثلاث حوزهٔ قم✍🏻 از شرححال خودنوشت عبّاس زریاب خویی❇️ سیّد صدرالدین صدر قدّی بلند و قیافهای نورانی و باشکوه داشت و در لهجهٔ فارسیِ او لحن عربی شنیده میشد. ... آقای سیّد صدرالدین صدر، علاوه بر تبحّر در فقه و اصول، در ادبیّات عرب و تاریخ اسلام نیز اطّلاعات عمیق داشت و در آگاهی به سیاست زمان از آن دو معاصر خود جلوتر بود. حسنمعاشرت و خلق و رفتار کریمانه و نجیبانه و برخوردهای انسانیاش او را بسیار ممتاز ساخته بود و سزاوار بود که علاوه بر رهبری روحانی، رهبری سیاسی حوزهٔ قم را در برابر اولیای دولت نیز داشته باشد.✳️ آقا سیّد محمّدتقی خونساری در نظر طلّاب فقیهی زبردست و بحّاث بود. مجلس درس او که در مدرسهٔ فیضیّه زیر کتابخانه تشکیل میشد جلسهٔ پرشور و گرمی بود و مباحثات تند و دراز در آن مجالس درمیگرفت. آقا سیّد محمّدتقی بی آنکه خسته شود، مانند کُشتیگیر آزموده و مجرّب، آمادهٔ مبارزه تا دقیقهٔ آخر بود و هرگز میدان را خالی نمیکرد و جز در موارد بسیار نادر، تند نمیشد. این حوصله و شکیباییِ بینظیر او در گوشدادن به حرف شاگردان و دنبال کردن بحث و استدلال تا نفَس آخر میدان تربیت و آموزش خوبی برای طلّاب بود و آنان را در بحث و جدال نیرومند میساخت و توانایی تفکّر و نیروی استدلالشان را بالا میبرد. به همین جهت، بیشتر به طرح مسأله و تحقیق در فروع و شقوق آن میپرداخت و چون در کلام و فلسفه قوی بود، اساس درس و بحث او مخصوصاً در اصول، بر استدلال کلامی و منطقی بود و این هم مزیّت عقلانی خاصّی به درس او میبخشید.نتایجی که در مسائل فقهی به آن میرسید غالباً در همان شب پیش از درس بود و به همین جهت گاهی ارتجالی به نظر میآمد. از جمله وقتی که مبحث صلوة را عنوان کرده بود، چون به بحث نماز جمعه رسید در مقابل شگفتی حضّار و طلّاب به وجوب نماز جمعه معتقد شد و در بحثِ جنجالی که به راه انداخت، سخن خود را پیش برد و اعلام کرد که از جمعهٔ آینده نماز جمعه را در صحن مدرسهٔ فیضیّه برپا خواهد کرد!✅ آقای سیّد محمّد حجّت وضع و حالی دیگر داشت. او جوانتر از دو قرین خود بود، امّا به جهت افراط در کشیدن سیگار از سلامت جسمی مطلوبی برخوردار نبود. بسیار کوشا بود و هیچگاه از مطالعه خسته نمیشد و به طوری که میگفتند گاهی تا بعد از نصف شب نیز به مطالعه ادامه میداد. این کوشایی و جدّیت فوقالعاده از همان آغاز تحصیل در او بوده است و به طوری که میگفتند یکی از علل ضعف جسمی و بیماری مزمن او همین مطالعهٔ زیاد در نجف بوده است.هوای شهر نجف، هوای خشن بیابان عربستان را با گرما و رطوبت غیر قابل تحمّل سواحل خلیج فارس جمع کرده است. تا چند سال پیش که لولهکشی معمول نشده بود، کمیِ آب نیز بر مشقّات و زحمات ساکنان شهر میافزود. طلّاب که غالباً گرفتار فقر و سوءتغذیه هم بودند در برابر این فشارهای طبیعی و اجتماعی غالباً خُرد میشدند و بعضیها زودتر به شهرهای خود بازمیگشتند.آقای حجّت، با ساختمان جسمیِ شکننده امّا روحی مقاوم و پایدار و لجوج، سالهای دراز در شرایط سخت نجف به تحصیل ادامه داد و چون هوشی تند و حافظهای بسیار قوی داشت توانست از دروس علمای درجهٔ اوّل آن مرکز علمی مانند مرحوم آقا ضیای عراقی و مرحوم میرزا محمّدحسین نائینی و مرحوم حاج شیخ محمّدحسین اصفهانی حدّاکثر فایده را تحصیل کند.سیّد محمّد حجّت در جمع اقوال و آرای استادان خود و هضم و تحلیل آنها استاد بود. بیانی فوقالعاده و دلنشین داشت و میتوانست مشکلترین مسائل را با سادهترین و عالیترین بیان، تفهیم کند. جلسات درس او مانند جلسات درس آقا سیّد محمّدتقی خونساری نبود و از شور و ولولهٔ بحث و جدال خالی بود، امّا در عوض به صورت محاضره و کنفرانسِ منضبط و موزونی بود که طلّاب مستعد میتوانستند پس از پایان درس با دست پر و مطالب تازه بیرون آیند و مطالب درس را با یکدیگر تلقین و تکرار کنند.او به شاگردان و طلّاب کمتر اجازهٔ بحث و سؤال میداد و غالباً تند میشد و برای آنکه رشتهٔ مطالب منظّم که آماده کرده بود گسیخته نشود، شخص سؤالکننده یا معترض را دعوت به سکوت میکرد و این دعوت با خشونتِ یک معلّم دبیرستان همراه بود و به همینجهت بعضی از طلّاب را که میخواستند، با سؤال و اعتراض به مطالب، خود را بنمایانند و جلوهگری کنند از خود میرنجاند.استبداد او در ادارهٔ حوزه و کیفیّت تقسیم وجوه میان طلّاب و بیاعتنایی او به اعتراضات و یکدندگی او مایهٔ ظهور دشمنان زیادی برای او گردید و همین مخالفان و معاندان چنان تند رفتند و در خصومت خود پافشاری کردند که سرانجام موفّق شدند او را از میدان بیرون کنند. خداوند رحمتش کناد که مصداق خشنٌ صلبٌ في ذات الله بود.»📚 (تحقیقات اسلامی: نشریّهٔ بنیاد دایرة المعارف اسلامی، سال دهم، بهار و تابستان ۱۳۷٤، شمارهٔ ۱و۲، ص٤٥ – ٤٧)#سید_محمد_حجت_کوهکمری@cheraghe_motaleeh
گفتگوی اختصاصی خبرگزاری ایسنا با دکتر طاهری خسروشاهی رییس بنیاد ایرانشناسی آذربایجان شرقی با موضوع وقفنامه ربع رشیدی:📌راز یک دانشگاه در دل یک وقفنامه؛ ربع رشیدی چگونه شکل گرفت، به اوج رسید و خاموش شد؟📎در دل تبریزِ عصر ایلخانی، جایی شکل گرفت که علم، آموزش، درمان و زندگی اجتماعی در آن به هم گره خورده بود؛ مجموعهای که پشتوانه آن تنها اراده یک حاکم یا یک نهاد سیاسی نبود، بلکه نظامی دقیق از وقف و موقوفات بود. قرنها بعد، آنچه از این شهر علمی برجای مانده، نه شکوه بناها، بلکه وقفنامهای است که در لابهلای سطور خود، داستان تولد، شکوفایی و زوال ربع رشیدی را روایت میکند.مشروح خبر در لینک زیر:⬇️isna.ir/xdWSdw┄┅═☫═┅┄
🔸روایتی از میرزا عباس خویی در غیابِ علامه زریابمحمدعلی موحد-تاریخنگار، حقوقدان، مولویپژوه و شمسشناس نامدار🔹سخن گفتن از عباس زریاب خویی، سهل و ممتنع است. سهل است از آن رو که هر گوشهای از پهنه دانش و فرهنگ ایران را که بنگریم، نشانی از ذکاوت و موشکافی او مییابیم؛ و ممتنع است زیرا دریای ذوق و فضل او را از هر سو که وارد شویم، بیدرنگ با اعماق سهمگین و ژرفای حیرتانگیزی روبهرو میشویم که قدم زدن در آن، جسارتی عالمانه میطلبد. 🔹اما فراتر از آن «علامه زریاب» که مقالاتش اعتباربخش دایرةالمعارفهاست و تحقیقاتش در زمینه فلسفه و تاریخ، مرجع همگان، من میخواهم از «میرزا عباس خویی» سخن بگویم؛ از دوست نازنینی که از سال ۱۳۲۱، آن زمان که جوانی جویای نام بود و همراه با باقر حکمت در تبریز به سراغ من آمد، تا واپسین روزهای حیاتش، پیوندی ناگسستنی با جان و دل من داشت.🔹در این جستار، هدف من کالبدشکافی مقالات علمی او نیست؛ بلکه میخواهم تصویری زنده و گویا از انسانی ارائه دهم که نبوغ و مهربانیاش پهلو به پهلو میزد. برای رسیدن به این مقصود، بهترین راه، نگریستن در آینه نامههای اوست.🔹 نامههایی که زریاب را نه در ردای استادی، بلکه در کسوت طلبیِ مشتاق، دوستی وفادار و ایرانیِ غربتکشیدهای نشان میدهد که هویت و غیرت ملیاش در تمامی سطور آن موج میزند.irna.ir/xjXYjq@IRNA_1313
🔰یادداشت اکبر ایرانی در زادروز عباس زریاب خوی؛تقیزاده مسیر علمی زریابخویی را هموار کردگوهرها خود نمیدرخشند؛ نگاهی به فرهنگ برکشیدن نخبگان🔸️مدیرعامل مؤسسه پژوهشی میراث مکتوب در یادداشتی نوشت: تقیزاده با شناخت گوهر وجودی زریاب خویی، تنها به ستایش او بسنده نکرد؛ بلکه با حمایت و فراهم کردن امکان ادامهٔ تحصیل، در شکلگیری یکی از چهرههای ماندگار فرهنگ ایران نقش ایفا کرد🔸️زریاب در نگاه خود به شعر معاصر، بر پیوند میان نوآوری و حافظۀ تاریخی زبان تأکید میکند. او اگرچه ضرورت تحوّل شعر را متناسب با تغییرات اجتماعی و فرهنگی میپذیرد، بر این باور است که زبان شاعرانه نمیتواند از ریشههای تاریخی خود جدا شود. در این نگاه، شعر معاصر عرصۀ تقابل سنت و تجدد نیست، بلکه میدان تعامل میان این دو نیروست؛ سنتی که اگر در تکرار باقی بماند به سکون میانجامد و تجدّدی که اگر از ریشههای فرهنگی جدا شود، به سطحینگری فروکاسته میشود. از همین رو، اندیشۀ زریاب را میتوان تلاشی برای فهم «تداوم در گسست» دانست🔸زریاب را نباید فقط در جایگاه «داور شعر» دید؛ بلکه او متعلق به نسلی از اندیشمندان ایرانی است که دغدغۀ اصلیشان این بود که چگونه میتوان در جهان جدید زیست، بدون آنکه حافظۀ فرهنگی خود را از دست داد؟ با تأمل در این گفتگو، میتوان به نسبت شاعر با زبان و تاریخ رسید و همین مسئله یک مصاحبۀ مطبوعاتی ظاهراً ساده را تبدیل به مادۀ یک خوانش نظری میکند. مهمترین ایدهای که در سخنان زریاب دیده میشود این است که با وجود پذیرش نوگرایی، با تصور «شعر جدید به مثابه نفی گذشته» موافق نیست و در این باره به شاعرانی چون اخوان، شفیعی و حتی شاملو اشاره میکند؛ سه شخصیتی که هرکدام به گونهای به گذشته متصلاند.ibna.ir/x6JsC@ibna_official
امروز بیست مرداد و زادروز استاد زریاب خویی است
ادیب و تاریخ نگار بزرگ ایران و آذربایجان؛دکتر عباس زریاب خویی(رحمه الله علیه)به همراه همسر در مشهد مقدس- زیارت امام علی بن موسی الرضا(ع)-پاییز 1350@safinehyetabriz
زریاب با مادر در خوی...اواخر دهه چهل...@safinehyetabriz
با یاد و نام خداوند متعال؛پنجمین سالگرد درگذشت دوست از دست رفته؛ رحیم نیکبخت پانزدهم مرداد ماه، سالگرد درگذشت دوست فقید و عزیزم زنده یاد رحیم نیکبخت است.رحیم، مرداد ماه 1400 و در ایام عزای سید و سالار شهیدان عالم آقا اباعبدالله الحسین علیه السلام، به دلیل ابتلا به بیماری کرونا، به جوار رحمت حق تعالی و دیدار آقا امام حسین شتافت و دوستان خود را تنها گذاشت. اندوه فقدان ناگهانی رحیم که مظهر صفای باطن بود، همیشه در دل دوستان اوست. این روزها که وطن از هر سو آماج زخم است، جای او خالی است. یادش را گرامی می دارم و به روحش سلام و درود می فرستم.رحیم در مسیر روشنگری و پرتوافکنی بر زوایای تاریک تاریخ معاصر آذربایجان، آرام و استوار گام برمیداشت و زحمتِ خنّاسان و آزارِ کارافزایان و نیشِ کوتهنظران، عزم و اراده خستگیناپذیرش را در راه بیان حقیقت نمیفرسود. صفا و صمیمت و مهربانی عناصر ذاتی وجودش بود. حتی مخالفان راه و مرامش نیز بر این جنبه وجودی او اعتراف میکردند. با همه دوستان و مخاطبان از سر لطف و صفا سخن میگفت و از بدگویی و لجاجت و کینه توزی به شدت پرهیز داشت. من در 23 سال دوستی با او، یک بار ندیدم در پوستین کسی افتد و از کسی بدگویی کند.جریانسازی" و "پرکاری" دو شاخصه بارز فعالیتهای فرهنگی رحیم نیکبخت بود. رحیم، حلقه وصل جمعی از پژوهشگران خطه آذربایجان بود و هر گاه به تبریز میرسید، دوستان را در جایی که بود گرد خویش میآورد و با برگزاری این جلسات صمیمی و دوستانه، زمینه شکلگیری یک همایش جدید و نشستی فرهنگی را فراهم میآورد. بسیاری از اهل قلم جوان آذربایجان -که اینک در حوزههای فرهنگی و تاریخی قلم میزنند- از جمله تربیتشدگان او هستند که با تشویقهای پی در پی رحیم و زمینهسازی او برای سخنرانی جوانان در همایشها، شور و شوقی جدید را تجربه میکردند. در عین جریانسازی، پرانرژی هم بود. دمی آرام و قرار نداشت. در دیدارهای تقریبا دوماهانهای که داشتیم، بلافاصله بعد از سلام و احوالپرسی، بیمقدمه سراغ کار جدید میرفت و مباحث جدی آغاز میشد.رحیم آقا، به معنای واقعی کلمه عاشق ایران و آذربایجان بود. تقریبا در همه آثاری که به خامه توانای او منتشر شده است، رنگی از پیوند ایران و آذربایجان مشاهده میشود. نگارنده در سالهای دوستی و همنشینی با او، هیچ گاه تندی و عصبانیتش را ندید؛ اما آنچه موجبات خشم او را فراهم میکرد، جعل تاریخ آذربایجان از سوی خناسان و تحریفگران بود. همین روحیه سازشناپذیری با تحریفگران بود که هرازگاه نادانی را بر آن میداشت که با کینهتوزی، در گوشه و کنار از او بدگویی و سخنپراکنی کند. ذکر عظمت دیرین تاریخ ایران و آذربایجان و روایت درست از تاریخ این دیار غیرت سرشت، وجه همت او بود و در این میان عنصر وحدت ملّی و شکوه ایران، بارزترین نقطه مطالعات تاریخی و فعالیتهای فرهنگیاش بود.با رفتن رحیم نیکبخت، ایران یکی از فرزاندان بلندهمت و آذربایجان عزیز یکی از پژوهشگران سختکوش و بافضیلت خود را از دست داد.دردا و دریغا که دست اجل به ناگاه و بیخبر، بهار دوستی ما را به خزان تبدیل کرد و روزگار میان دوستان جان جدایی انداخت.دخل الزمان و فرّق بینناان الزمان مفرّق الاحبابمحمد طاهری خسروشاهی تبريز؛ کوچه باغ
چهاردهم مردادماه، سالروز صدور فرمان مشروطیتادبیات مشروطهمقالهای از دانشنامۀ زبان و ادب فارسینویسنده: باقر صدرىنیاآن بخش از ادب فارسى که مقارن با تکوین مبانى فکرى جنبش مشروطه خواهى آغاز شد و تا حدود سال ۱۳۰۵ش استمرار یافت. تعیین دقیق محدودۀ تاریخى ادبیّات مشروطه خالى از دشوارى نیست؛ سرآغاز آن را، با اندکى تسامح، مىتوان دهۀ سوم حکومت ناصرالدّین شاه و پایان آن را چند سال پس از کودتاى ۱۲۹۹ش و تثبیت قدرت رضاشاه دانست. پژوهندگان تاریخ ادبیّات فارسى، بدون بحث مستوفى دربارۀ محدودۀ زمانى ادبیّات مشروطه، آن را حدّ فاصل ادبیّات دورۀ بازگشت و ادبیّات جدید تلقّى کردهاند.مواجهۀ آگاهانۀ ایرانیان با واقعیّتهاى جهان غرب، هر چند از دهههاى نخست قرن سیزدهم ق آغاز شده بود، تا دوران حکومت ناصرالدّین شاه تأثیر ادبى قابل ملاحظهاى در پى نداشت. این ایرانیان، به گواهى آثارشان، بیشتر مجذوب جلوههاى مادّى و احیاناً سیاسى و اجتماعى تمدّن غرب بودند و به تحوّلات ادبى آن سامان اعتنایى نداشتند.🔴برای دیدن متن مقاله به نشانی زیر در وبگاه فرهنگستان مراجعه کنید:🌐 apll.ir/?p=19885@theapll
خبرهای نو در راه است؛نشر سنگلج، ناشر تخصّصی در حوزههای ایرانشناسی و اسلامشناسی به زودی منتشر میکند؛ما را همراهی کنید و به دوستان کتابخوان خود معرفی نمایید.www.sanglajpub.irآیین ما، گسترش دانایی و نشر گفتارهای نغز است.t.me/sanglajpublication
صلی الله علیک یا أبا عبد الله وعلی الأرواح التي حلّت بفنائکاربعین مولایمان را به همه آزادگان عالم تسلیت می گوییم.
فراخوان هشتمین همایش ملّی زبانها و گویشهای ایران (گذشته و حال) ♦️دبا: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی با همکاری انجمن ایرانشناسی هشتمین همایش ملّی زبانها و گویشهای ایران (گذشته و حال) را برگزار میکند.🔸مركز دائرةالمعارف بزرگ اسلامى (مركز پژوهشهاى ايرانى و اسلامى) که تا كنون موفق به برپايى هفت دوره همايش ملی زبانها و گويشهاى ايران شده است و مجموعه مقالات آن را منتشر ساخته است، افتخار دارد هشتمین همایش ملی زبانها و گویشهای ایران (گذشته و حال) را برگزار کند.🔸از کلیۀ علاقهمندان به ارائۀ مقاله در این همایش دعوت میشود چکیده و اصل مقالۀ خود را طبق تاریخهای مذکور در پایین، به نشانی پست الکترونیک [email protected] ارسال کنند. همچنین ضروری است متقاضیان محترم در تارنمای همایش به نشانی icild.cgie.org.ir نامنویسی کنند.🔸مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی همۀ فرهیختگان، استادان و دانشجویان ارجمند را برای ارائۀ دستاوردهای علمی خود در شناسایی زبانها و گویشهای ایران فرامیخواند. بدیهی است برگزارکنندگان این همایش تمامی زبانها و گویشهای جاری در این سرزمین را پاس میدارند و مشتاق دریافت حاصل پژوهشهای ارزشمند در این زمینه خواهند بود.🔸شایان ذکر است مقالات پذیرفتهشده در این همایش تأییدیۀ ISC (پایگاه استنادی جهان اسلام) دریافت میکند و در مجموعه مقالات هشتمین همایش ملی زبانها و گویشهای ایران چاپ و منتشر خواهد شد.🔹اهداف همایش:- آشنایی با آخرین دستاوردهای پژوهشی در زمینۀ زبانها و متون ایرانی باستان، میانه و نو- بررسی گسترۀ زبانهای ایرانی بهعنوان یکی از عوامل پیوند میان ملتهای منطقه- ایجاد انگیزه در پژوهشگران جوان برای پژوهشهای ژرف در عرصۀ زبانشناسی ایرانی🔹محورهای همایش:- پژوهشهای تازه در زمینۀ زبانها و متون ایرانی باستان (فارسی باستان، اوستایی)- پژوهشهای تازه در زمینۀ زبانها و متون ایرانی میانه غربی (پارتی و فارسی میانه)- پژوهشهای تازه در زمینۀ زبانها و متون ایرانی میانۀ شرقی (سغدی، ختنی، خوارزمی و بلخی)- پژوهشهای تازه در زمینۀ متون کهن فارسی از دیدگاه زبانشناسی- جغرافیای زبان فارسی- رابطۀ زبانهای ایرانی با دیگر زبانها درگذر تاریخ- پژوهشهای تازه در زمینۀ گویشهای ایرانی🔹ضوابط ارسال چکیدۀ مقاله:زبان اصلی همایش فارسی است، اما چکیدۀ مقالات به زبان انگلیسی نیز پذیرفته خواهد شد.تمامی مقالات پذیرفتهشده باید حاوی مطالب زیر باشند:- چکیدۀ مقالهها باید بین ٣٠٠ تا ۴٠٠ واژه بههمراه واژگان کلیدی در محیط word تنظیم شده باشد. همچنین هدف از نگارش مقاله مشخص شده باشد. 🔸زمان دریافت چکیدۀ مقالات: ٣١ شهریور ۱۴۰۵زمان دریافت اصل مقالات: ٣٠ آذر ١۴٠۵زمان دریافت اعلام نتایج: ۳۰ دی ١۴٠۵زمان اعلام نتایج مقالات: اسفند ١۴٠۵زمان برگزاری همایش: متعاقباً اعلام میشود.مکان برگزاری همایش: مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی🔻 راههای تماس با دبیرخانۀ همایش: - نشانی محل دبیرخانه: تهران، میدان شهید باهنر(نیاوران)، خیابان شهید پورابتهاج، شمارۀ ۲۱۰، مرکز دائرةالمعارف بزرگ اسلامی- تلفن همراه: ۰۹۱۲۲۱۷۹۶۷۲@cgie_org_ir
از خانم دکتر مهری بهفرنوید کرمانی نویسندهٔ سرشناسِ ایرانیتبارِ آلمانی، در ۲۰ ژوئیه، در روزِ سوگندِ سربازان ِ تازه استخدامِ نیروهای مسلح آلمان، در برنامهای که به مناسبت کودتای نافرجام ۱۹۴۴ برگزار شده بود، در حضور وزیر دفاع کابینهٔ دستراستیِ ترامپدوستِ آلمان، با شجاعت و شرافتی بیمانند سربازان را به سرپیچی از دستور در جنگهای غیر قانونی دعوت میکند، و نمونهٔ جنگ غیر قانونی را هم جنگی میشمارد که آمریکا و اسرائیل با تهاجم به ایران به راه انداختهاند.نوید کرمانی تهدیدِ ترامپ به نابود ساختنِ تمدن ایران و زیرساختهای ایران را بیعدالتیای آشکار توصیف میکند که مایه بیاعتباری آلمان و سیاستمدارانی است که در برابر آن سکوت کردهاند، کسی همچون صدراعظم آلمان.در ستایش از شجاعت و شرافت نوید کرمانی و آنچه او با توصیهاش به سربازان در حضور وزیر دفاع آلمان صورت داد کلامم قاصر، و قلبم شاکرِ بودن و صراحتِ بیانِ اوست.٭این فیلم، با ترجمهٔ سخنرانی، و با زیرنویسش در صفحه آخرین خبر @akharinkhabar در بله منتشر شده است. اما ظاهرا تنظیمکننده مطلب، متوجه نشده این نویسنده آلمانی کیست و در زیرنویس به نام نویسنده اشاره نکرده و درباره ایرانیتبار بودن وی حرفی نزده است.من در پیِ دیدنِ فیلم به وجد آمدم و شروع کردم به پرسوجو، و به راهنمایی دوست عزیز دانشمندم دانستم که این نویسنده کیست. برای قدرشناسی از نوید کرمانی فیلم را با نوشتنِ سطور بالا بازنشر میکنم.ازآنجاکه مهمترین قدرشناسی از عمل یک فرد "شناختنِ" اوست، پس نوید کرمانی را بشناسیم.@shahnamehribehfar
♦️منوچهر صدوقیسها خوابی از مرحوم احمد مهدوی دامغانی بیان میکند🔺@joreah_journalwww.instagram.com/joreah_journal
«يا أَيُّهَا العَزِيزُ مَسَّنا و أَهْلَنَا الضُّرُّ و جِئْنَا بِبِضَاعَةٍ مُزْجَاةٍ فَأَوْفِ لَنَا الْكَيْلَ و تَصَدَّقْ عَلَيْنَا إِنَّ اللهَ يَجْزِي الْمُتَصَدِّقينَ»از رهگذر خاک سر کوی شما بودهر نافه که در دستِ نسیم سحر افتاد
☑️ ادیب الممالک فراهانی؛ آبروی فقر و قناعت!🔴 باستانی پاریزی در بارهٔ ادیبالممالک فراهانی گفته است: «او یک اتاق اجارهای در خانهای داشت. روزهای آخر از بینوایی تمام کاغذها و کتابها را به زن صاحبخانه داده بود که برود به بقال سر کوچه بدهد و نان و قند و چای برایش بگیرد. او چنین کرد و ادیب همان روز مُرد. مرحوم وحید دستگردی و آقای پارسا تویسرکانی خبر شدند، به بقال مراجعه کردند. بقال گفت: آقا! قسمتی از کاغذ باطله را کار کردهایم (یعنی توی آن دارو و دوا پیچیدیم). بقیه را پس داد و مرحوم وحید دستگردی، دیوان ادیبالممالک را از این کاغذپارهها و اشعاری که قبلا چاپ شده بود ترتیب داد و چاپ کرد.» [زندگی و شعر ادیبالممالک فراهانی، سیدعلی موسوی گرمارودی، چ دوم: انتشارات قدیانی، ۱۳۸۶، صفحه ۷۴]🔴 ادیبالممالک فراهانی، شاعر و نویسنده، از رجال آزادیخواه عصر مشروطه بود. محمدصادق حسینی فراهانی، لقب «امیرالشعرا» را از ناصرالدینشاه و لقب «ادیبالممالک» را از مظفرالدینشاه قاجار داشت. او جز سردبیری روزنامههایی چون «ایران سلطانی»، «مجلس»، «ایران دولتی»، و مدیریت روزنامهٔ نیمهرسمی «آفتاب»، مؤسس روزنامهٔ «ادب» بود که یکی از قدیمیترین روزنامههای ادبی ایران است و سالها در تهران و تبریز و مشهد منتشر میشد. از مناصب او میتوان به ریاست عدلیّهٔ عراق و سمنان و یزد، همچنین ریاست صلحیّهٔ ساوجبلاغ اشاره کرد. 🔴 شعر فاخر ادیبالممالک همواره مورد عنایت ادبا و سخنشناسان بوده و هست، چنان که دهخدا او را «در فن سخنوری مقتدر» دانسته، اخوان او را «از اساتید درجهٔ اوّل شعر و نظم قدمایی و از کسانی که در انتقاد و هجوِ معایب زندگی و اجتماع و فساد ادارات و وزارتخانههای عصر تحول، قویترین منظومات را دارند» خوانده و به گفتهٔ شفیعی کدکنی شعر او «از یک طرف جوانب مربوط به سنن قدمایی را حتیالمقدور رعایت میکند و از یک سوی عطر و بوی زمانه را دارد.»/ عاطفه طیّه @atefeh_tayyeh
خسروشاه؛ دیار عالمانبا حضور:حجت الاسلام والمسلمین صفریامام جمعه خسروشاهدکتر محمدتقی اعلمی رئیس دانشگاه تبریز دکتر ابراهیم حسین پور محقق و پژوهشگر تاریخ دکتر محمد طاهری خسروشاهی رئیس بنیاد ایرانشناسی همراه با آیین رونمایی از کتاب "خسروشاهی ها"تألیف علیرضا بهادرنژاد سه شنبه سی ام تیرماه ساعت ۱۸تبریز، خیابان ثقةالاسلام،کوی سرخاب، خانه تاریخی شربتاوغلی بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی
نشست رونمایی، نقد و بررسی کتاب یکی ارموی مرد شهنامه دانجشن نامه چهل و پنج سالگی شاهنامه پژوه اهل ارومیه؛ دکتر سجاد آیدنلو سخنرانان به ترتیب الفبا:سیدتقی آل یاسین سجاد آیدنلو بهمن دمشقی خیابانی جواد رنجبر درخشی لر امیر شفقتسعید طرزمی رضا غفوری( سخنرانی آنلاین از شیراز)سعید کریمی ومحمد طاهری خسروشاهی چهارشنبه سی و یکم تیرماه ساعت ۱۸تبریز، کوی سرخاب، خانه تاریخی شربتاوغلی بنیاد ایرانشناسی استان آذربایجان شرقی