❄️ #داستان🗣 #خاطرات_دکتر_یحیی_یثربی(۲۰) #کرامات_سازی #کرامت_درویشان ☪️ کارخانه کرامتسازی درویشان و…
انتشار: 2026/08/20 10:46 UTCدریافت: 2026/08/22 02:34 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 02:34 UTC
❄️ #داستان🗣 #خاطرات_دکتر_یحیی_یثربی(۲۰) #کرامات_سازی #کرامت_درویشان ☪️ کارخانه کرامتسازی درویشان و عارفان؛ یک شبه صاحب کرامت شوید! 🧕🌀🤣🔻گفتیم که در ساختن و پرداختن افسانههای کرامات، هم شیخ نقش دارد و هم مریدان. شیخ از آن جهت زمینهساز این شایعات است که دست به ادعا میزد و مریدان بر اساس ادعاهای بیپایه وی داستانها میسازند...🔸من خودم وقتی به مکتب می رفتم ، شاید بیش از پنج سال نداشتم . چون سید بودم از احترام ویژهای میان مردم برخوردار بودم. از آن طرف چون خانواده فقیری بودیم و باغ و مزرعه نداشتیم، من زیاد به باغ و صحرا نرفته بودم، ضمن اینکه کودک ترسویی هم بودم.🛌شبی در خواب دیدم که ماری به من نزدیک میشود. فریاد زدم و از خواب پریدم. مادر و پدر بزرگم به من دلدارى دادند که نترس، خواب بوده و چیزی نیست. کمی آب خوردم و خوابیدم. فردا این داستان را در مکتب برای بچهها تعریف کردم. آنها نیز برای یکدیگر تعریف کردند. چند روز بعد در میان اهالی روستا شایع شد که ماری مشکلی داشته و در بیدارى به من پناه آورده است. پدر بزرگم، مرا که ترسیده بودم، نصیحت کرده که تکان نخورم. مار هم فقط سرش را به صورت من مالیده و رفته است!🗣این جریان جز یک کابوس نبود؛ ولی بعد از شایعه، خود من هم چندان علاقهای نداشتم که به دیگران واقعیت را بگوییم. وقتی به قم آمده و #معمم شده بودم، روزی درباره #کرامت_دراویش اظهار تردید میکردم که ریش سفید مسجد به من گفت فلانی، پس درباره جریان مار خودت چه میگویی؟ من جواب صریحی ندادم و سعی کردم موضوع را عوض کنم و نگویم که چنین ماجرایی رخ نداده است؛ البته بعدها که پختهتر شدم، وقتی ماجرا بیان میشد، خودم واقعیت را برای دیگران تعریف میکردم.------------📚 فریب سراب (ص ۲۶۲ و ۲۶۳)🆔 @safiresheytan🕸

