محکومیت هیوا سیفی زاده به چهار سال حبس به جرم آوازخوانی و خواندن اشعار سعدیhttps://www.instagram.co…
انتشار: 2026/08/20 00:24 UTCدریافت: 2026/08/26 01:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/26 01:15 UTC
محکومیت هیوا سیفی زاده به چهار سال حبس به جرم آوازخوانی و خواندن اشعار سعدیinstagram.com/reel/DcN7olrjlA6/?igsh=MTBx…
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- سخنرانی ها ، درس گفتارها ، گفت و گوها و دیگر برنامه های فرهنگی و مطالعات تطبیقی · تطابق دقیق — ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۷:۲۰
- آرشیو موسیقی ایران و جهان | زنان موسیقی · تطابق دقیق — ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۲۲:۵۰
- صالح نیکبخت · تطابق دقیق — ۴ شهریور ۱۴۰۵، ۱:۱۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — صالح نیکبخت
🔸تٲملی تاریخی بر جشن مولود در کردستان✍ اسماعیل شمس🔺 مولود، مولود نامه و مولودی خوانی بیش از هر مراسم دیگر اسلامی با فرهنگ و جامعه کردی پیوند یافته است. گویا خاستگاه اصلی آیین مولودی هم ، نه جامعه عربی که کردستان بوده است. بر پایه روایات تاریخی نخستینبار عید مولود در سال 604ق/1207م در دوران حکومت مظفرالدین کوکبری حاکم اربیل(هەولێر) و داماد صلاحالدین ایوبی به شکل گسترده و عمومی در این شهر برگزار شد. ابن خلکان (د 681ق/1282م)، مورخ کُرد ساکن اربیل و معاصر کوکبری، نحوه برگزاری این جشن در شهر اربیل را به تفصیل شرح داده است. بر پایۀ روایت او، کوکبری در فاصلۀ 8 تا 12 ربیعالاول شمار زیادی از فقها، متصوفه، شعرا، وعاظ و... را از بغداد، موصل، جزیره، سنجار، نصیبین و بلاد عجم برای شرکت در این جشن به اربیل دعوت میکرد. در روز عید مولود، تعداد زیادی گاو، گوسفند و شتر قربانی میشد و همراه با نوای موسیقی، دف و ساز و دهل، مراسم عید مولودی برگزار می گردید و مهمانان و مسافران و حاضران در جشن تا چند روز با گوشتهای مولودی مورد پذیرایی قرار می گرفتند.🔺اربیل در دوران ایوبیان به نماد مراسم مولود در سراسر جهان اسلام تبدیل شده بود و بسیاری از مردم هر سال از همه جا برای شرکت در این مراسم راهی آن شهر می شدند. در دیگر شهرهای کردستان و نواحی تحت حاکمیت ایوبیان هم این مراسم به شکل باشکوهی برگزار می شد.🔺 از نظر تاریخی نگارش کتابهای مولد النبی(ص) از قرن ششم و همزمان با حکومت ایوبیان آغاز شد و پیش از آن کتاب مستقل و مشهوری در این زمینه نوشته نشده است(برای آگاهی از عنوان ۳۶۲ مولد النبی نوشته شده پس از قرن ششم، نک : رسول جعفریان ،کتابشناخت مولد النبی).🔺به این ترتیب می توان گفت که جشن مولود به نوعی در پیوند با قرائت خاص کردان از آیین اسلام قرار داشت و باید آن را در چارچوب اسلام کردی تفسیر کرد.احتمال دارد این آیین از کردستان به سایر نقاط جهان اسلام منتقل شده باشد.:🔺از آنجا که میلاد پیامبر با فرهنگ ملی و روح جمعی انسان کرد در طول تاریخ گره خورده است، مولودنامە ها بیشتر از آن که صبغه مذهبی و دینی داشته باشند موضوعی فرهنگی و تاریخی هستند. در دنیای غرب، کریسمس یا زادروز عیسای مسیح (ع) بزرگ ترین جشن مردم است و هیچ امریکایی یا اروپایی با این استدلال که مسیح زاده فلسطین و قاره دیگری است و دین او هم بومی آن سامان نیست، کریسمس را طرد و نفی نمی کند. کریسمس برای مردم غرب جشنی ملی است و نشان می دهد که در آن جامعه، مذهب در درون ملیت و به عنوان عنصری از هویت ملی و تاریخی مردم پذیرفته شده است. تاریخدانان و مردم شناسان سکولار و حتی آتئیست غربی هرگز برای حذف عناصر فرهنگی دین از جمله جشنها از ساحت فرهنگ ملی تلاش نمی کنند، زیرا نیک می دانند که این کار منجر به دوگانگی فرهنگی و از هم گسیختگی روح تاریخی و جمعی ملت می گردد که عاقبتی جز اضمحلال هویت مشترک تاریخی مردم و کلیت جامعه ندارد🔺در اینجا نمی توانم تٲسف خود را از مقایسه اسلام آن روز علما و سیاستمداران کرد با اسلام امروز برخی از آنان پنهان کنم. آن روزها در حوزه میلاد پیامبر و بسیاری مسائل دیگر قرائت زندگی محور و مدارا مدار کردی از اسلام، گفتمان غالب در جهان اسلام بود و علمای ترک و عرب از هر سوی جهان اسلام خود را به اربیل می رساندند تا خود را در زیر بیرق آن نشان دهند. خواندن پیشینه جشن مولود و مولود نامه های کردی این پرسش بزرگ را برای من پیش آورده است که چرا برخی از علمای کرد معاصر در چارچوب جغرافیا و جامعه کردستان و همانند اسلاف خود پیش از قرن بیستم، نسبت مستقیمی با پیامبر اسلام و قرآن برقرار نمی کنند و چرا این رابطه را از طریق علما و سیاستمداران ترکیە و اعراب یا همان برادران بزرگ تر تنظیم می نمایند؟ به راستی چرا قولها و قلمها و قدمهای این گروه، ولو اندک ، نه در چارچوب مصالح و منافع مردم و سرزمین خود، که دنباله برخی سیاست بازان دین نمای ترکیە و دنیای عرب است؟مولود نامه کردی یک پیام مهم و بزرگ دارد و آن این که علمای کرد چند قرن قبل با صدای بلند اعلام کردند ما می خواهیم در جغرافیای خود و با زبان و فرهنگ خود و به طور مستقیم با پیامبر خویش ارتباط برقرار کنیم و زیر بیرق هیچ ارباب و پدرخواندە و برادر بزرگ تر نباشیم. این پیام ضمنی، پیام پیامبر ما هم هست که همه مسلمانان را برادر و برابر دانسته و قوم و گروهی از آنان را برده و بنده گروهی دیگر قرار نداده است..🔺 در فایل پیوست نسخه خطی مولودنامە به زبان کردی [ هورامی] است. این یادداشت، بازنشر شده است.t.me/kurdistanname
✅جهاد اقتصادی در آشپزخانه✍️حمید آصفیمحسن رضایی گفته است جوانان وارد اقتصاد شوند و «جهاد اقتصادی» راه بیندازند و «در خانهها و محلات شروع به تولید کنند.» واقعاً نمیدانی با شنیدن این حرف باید بخندی یا عصبانی شوی! ظاهراً بعد از سالها مدیریت اقتصادی، کشف بزرگ این است که مشکل اقتصاد ایران کمبود تولید خانگی بوده؛ کارخانه جواب نداد، سرمایهگذاری جواب نداد، سیاستگذاری جواب نداد، حالا نوبت آشپزخانه است!لابد مرحله بعد این است که هر خانواده یک کارخانه، هر محله یک کارگاه و هر پشتبام یک پالایشگاه راه بیندازد. تحریم نفت را هدف گرفته، اما پاسخ راهبردی سردار این است که مردم در خانه ترشی، شمع، پوشاک و اپلیکیشن تولید کنند تا اقتصاد ملی نفس بکشد!این همان «اقتصاد مقاومتی، نسخه جیبی» است. خانوادهای که پول خرید گوشت ندارد، حالا باید دامداری هم راه بیندازد! شاید فردا هم به خانوادهای که توان پرداخت اجاره ندارد گفته شود: «برادر عزیز، خودت مسکن تولید کن!»در این مدل، جوان ایرانی باید یکنفره همهکاره باشد: کارگر، سرمایهگذار، مدیر، بازاریاب، صادرکننده و حسابدار. فقط یک وظیفه برایش باقی مانده: دست از شکایت بردارد؛ چون ممکن است آمار تولید را خراب کند!جوان ایرانی مشکلش نداشتن روحیه جهادی نیست. سالهاست جهاد میکند؛ با دو شغل، مسافرکشی، فروش اینترنتی، حذف گوشت و میوه از سفره و عقب انداختن ازدواج. مسئله این است که درآمدش با تورم مسابقه میدهد و همیشه بازنده است.اصلاً سؤال سادهای وجود دارد: جوانی که برای تأمین اجاره خانه و هزینه زندگی مشکل دارد، سرمایه تولید را از کجا بیاورد؟ تولیدکننده مواد اولیه را از کجا تأمین کند؟ برق و گاز و تجهیزات را چگونه فراهم کند؟ محصولش را کجا بفروشد؟ اگر قرار است همه این مشکلات با «روحیه جهادی» حل شوند، پس دیگر چرا اقتصاددان، بانک، بازار سرمایه، نظام مالی و سیاستگذار لازم داریم؟اقتصاد را نمیتوان با منطق پادگان اداره کرد. وقتی فرمانده میگوید «جهاد اقتصادی»، اقتصاددان باید بپرسد: سرمایه کجاست؟ مواد اولیه کجاست؟ فناوری کجاست؟ بازار کجاست؟ مشتری کجاست؟ صادرات چگونه انجام شود؟ در اقتصاد دستوری اما یک چیز همیشه حاضر است: فرمان.قبلاً میگفتند «کار ایجاد میکنیم»؛ حالا میگویند «خودت ایجادش کن!» مرحله بعد هم لابد این است: اگر موفق نشدی، مشکل از روحیه جهادی خودت بوده است!یک زمانی مردم را برای حل مشکلات کشور به میدان میفرستادند؛ حالا چون میدان جواب نداده، قرار است همان مردم را به پارکینگ، زیرزمین و پشتبام بفرستند. ظاهراً مسیر توسعه اقتصادی ایران از کارخانه به زیرزمین و از شهرک صنعتی به آشپزخانه تغییر کرده است!اما شاهکار اینجاست: اگر مردم میتوانند اقتصاد کشور را از داخل خانه نجات دهند، پس این همه وزارتخانه، سازمان، شورا، قرارگاه و مدیر اقتصادی دقیقاً برای چه چیزی حقوق میگیرند؟ اگر جوان ایرانی قرار است خودش سرمایه بیاورد، خودش تولید کند، خودش بازار پیدا کند، خودش صادرات کند و خودش اشتغال بسازد، سهم ساختار اقتصادی در این میان دقیقاً چیست؟اصلاً چرا باید جوان ایرانی همزمان نقش بانک، کارخانه، وزارت اقتصاد، وزارت صمت، اتاق بازرگانی و شبکه توزیع را بازی کند؟ این دیگر «جهاد اقتصادی» نیست؛ برونسپاری مسئولیتهای حاکمیت به شهروند است، با این تفاوت که هزینهاش را هم خود شهروند باید بپردازد!تولید خانگی میتواند در یک اقتصاد سالم بخشی از فعالیت اقتصادی باشد؛ اما نمیتواند جایگزین سیاست صنعتی، سرمایهگذاری، زیرساخت، فناوری و بازار شود. نمیشود کارخانه و سرمایهگذار را با شعار جایگزین کرد و بعد از مردم انتظار داشت اقتصاد ملی را در اتاق خواب و پارکینگ اداره کنند.اقتصاد با شعار «جهاد» راه نمیافتد. ثبات، سرمایهگذاری، قانون قابل پیشبینی، رقابت، بازار و ارتباط اقتصادی با جهان میخواهد. کارآفرین به جای فرمان، محیط امن و قابل پیشبینی میخواهد؛ به جای شعار، امکان دسترسی به سرمایه و بازار میخواهد.مردم سالهاست جهاد کردهاند؛ با تورم، کاهش قدرت خرید، اجارههای سنگین، بیکاری، نااطمینانی و کوچکشدن سفرهها. آنچه کمبود دارد، جهاد اقتصادی مردم نیست؛ اصلاح اقتصادی حاکمیت است.طنز تلخ ماجرا اینجاست که هرچه اقتصاد بیشتر از نفس میافتد، نسخه مسئولان بیشتر به این سمت میرود که مردم باید بیشتر تلاش کنند. گویی مسئله اصلی این نیست که چرا اقتصاد درست اداره نشده؛ مسئله این است که چرا مردم هنوز به اندازه کافی برای جبران آن تلاش نکردهاند!
🔵 به مناسبت سالگرد کودتای ۲۸ مرداد | انتشار «چند شعر برای دکتر مصدق» از گنجینه منابع غیرکتابی کتابخانه ملی ایران🔹 همزمان با سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، یکی از آثار صوتی مرتبط با محمد مصدق در گنجینه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران معرفی میشود.🔹 مجموعه صوتی «پیامها و سخنرانیهای دکتر مصدق با چند یادآوری از غلامحسین ساعدی» در سال ۱۳۵۸ به همت غلامحسین ساعدی گردآوری و منتشر شد. سه نوار نخست این مجموعه با عنوان «صدای دکتر مصدق» شامل سخنرانیها و پیامهای دکتر مصدق همراه با پیشگفتاری از غلامحسین ساعدی بود که در همان زمان انتشار به سرعت نایاب شد.🔹 نوار چهارم این مجموعه با عنوان «چند شعر برای دکتر مصدق» به اشعاری از شاعرانی همچون محمدعلی سپانلو و محمدرضا شفیعی کدکنی اختصاص دارد و با نوازندگی تار بهروز دولتآبادی همراه است. این کاست با شماره کتابشناسی ملی ۵۲۸۳۶۴۳ در مخزن منابع غیرکتابی سازمان نگهداری میشود. 🎧 غلامحسین ساعدی - چند شعر برای دکتر مصدق - نوار چهارم - روی 1 🎧 غلامحسین ساعدی - چند شعر برای دکتر مصدق - نوار چهارم - روی 2#سازمان_اسناد_و_کتابخانه_ملی_ایران🆔 @nali_ir
اعداد انرژی نگرانکنندهاند✍️ عبداله باباخانیمصرف روزانه بنزین ایران را ۱۳۵ میلیون لیتر در نظر بگیریم. اگر ارزش اقتصادی هر لیتر بنزین را حتی ۱۳۰ هزار تومان و نرخ دلار را ۲۰۰ هزار تومان فرض کنیم، ارزش کل بنزین مصرفی کشور حدود ۳۲ میلیارد دلار در سال میشود.حالا این رقم را با برآورد ۶۴ میلیارد دلار اتلاف سالانه انرژی (هدررفت + شدت بالای مصرف) مقایسه کنید:اتلاف سالانه انرژی، تقریباً دو برابر ارزش کل بنزین مصرفی سالانه کشور است؛ یعنی حدود ۳۲ میلیارد دلار بیشتر.این مقایسه نشان میدهد مسئله انرژی ایران را نمیتوان صرفاً به قیمت بنزین و مصرف مردم تقلیل داد. راندمان پایین، فرسودگی شبکه، کمبود سرمایهگذاری و ناکارآمدی در حکمرانی و مدیریت انرژی، بخش مهمی از مسئلهاند.به زبان ساده، اگر مدیریت انرژی کشور را به مدیریتی با استاندارد و بهرهوری نروژ میسپردیم و فرض میکردیم امکان جلوگیری از بخش عمده این اتلاف وجود داشت، از محل صرفهجویی حاصل، نهتنها میشد کل بنزین مصرفی کشور را رایگان تأمین کرد، بلکه همچنان دهها میلیارد دلار ظرفیت اقتصادی باقی میماند.مسئله اصلی فقط «قیمت بنزین» نیست؛ مسئله، قیمت ناکارآمدی در مدیریت انرژی است./ کانال نویسنده@Salehnikbakht
زنان در میدان کودتا : از کاخ تا خیابان🔻 سیمین کاظمی / گفتگو با پیام ما@drsiminkazemiپژوهشهای شما نشان میدهند زنان در دو جبهه مخالف و موافق کودتای ۲۸ مرداد فعالیت داشتند. مهمترین نقش و عملکرد زنان در دو جبهه را چگونه ارزیابی میکنید؟زنان ایرانی حامی کودتای ۲۸ مرداد دو گروه بودند. گروه اول زنانی از طبقه حاکم بودند (شامل زنان خانواده سلطنتی) و گروه دوم زنان روسپی که توسط کودتاچیان اجیر شده بودند. نقش زنان کاخنشین مخفیانه بود و درواقع، در پشت صحنه کودتا بودند؛ ولی زنان «شهرنو» در جلوی صحنه بودند و در آشوبهای خیابانی شرکت داشتند. از طرف دیگر، در بین طراحان خارجی کودتا نیز زنان بهویژه زنان انگلیسی حضور داشتند که بیشتر نقش مشاور و تحلیلگر داشتند و از کودتا بهنفع دولتهای انگلیس و آمریکا حمایت میکردند.در جبهه مخالفان کودتا و حامیان جنبش ملیشدن نفت کنشگران حرفهای و سازمانیافته زنان و زنان طبقه کارگر فعالیت میکردند. زنان حامی جنبش ملیشدن نفت در مخالفت با استبداد، استعمار/امپریالیسم و ارتجاع فعال بودند و همزمان از مطالبات زنان شامل حقوق اجتماعی و حق رأی دفاع میکردند. درواقع، در جبهه مخالفان کودتا، عاملیت زنانه فراتر از منافع شخصی و در جهت منافع ملی، مبارزه طبقاتی و مبارزه با تبعیض جنسیتی بود، اما در میان زنان حامی کودتا آنچه آنها را به میدان آورده بود، بیشتر منافع شخصی و زودگذر بود.نقش زنان روسپی یا زنان مرتبط با دربار چگونه به کودتا کمک کرد؟ انگیزههای آنان چه بود؟ بهعنوان مثال زنان خانواده سلطنتی مانند «اشرف پهلوی» و «ثریا اسفندیاری» چه نقشی در کودتا داشتند و چطور میتوان حضور سیاسی این زنان را تحلیل کرد؟نقش زنان روسپی برجستهتر از دو دسته دیگر، یعنی زنان دربار و زنان خارجی حامی کودتا، بود و همان موقع هم این نقش مشهود بوده است. اینها، زنان محله شهرنو بودند که توسط عوامل کودتا و با واسطه خانمرئیسها سازماندهی و بسیج شده بودند تا در خیابان علیه مصدق و بهنفع شاه شعار بدهند. علت بسیج و سازماندهی روسپیها هم این بود که جنبش ملیشدن نفت و برنامههای مصدق امیدی را در دل ملت ایران ایجاد کرده بود که با رهایی از سلطه استعماری انگلیس و مهار استبداد، وضعیت بهتری داشته باشند. بنابراین، میتوان گفت مصدق پشتوانه مردمی قوی داشت، ولی شاه از چنین پشتوانهای بینصیب بود. وقتی حکومت پهلوی و پشتیبانان انگلیسی و آمریکاییاش درصدد سرکوب جنبش ضداستعماری ملیشدن صنعت نفت برآمدند، درواقع داشتند یک دولت با پشتوانه اجتماعی وسیع را سرکوب میکردند. برای همین، بخشی از نقشه کودتاچیان این بود که کودتا را یک خواست مردمی جا بزنند و ازآنجاکه پشتوانه مردمی واقعی نداشتند، دست به اجیر کردن روسپیها و اوباش تهران زدند و در تبلیغاتشان اصرار داشتند که این اجیرشدگان را بهنام «ملت ایران» جا بزنند. پیش از کودتا، زنان روسپی یک بار در واقعه نهم اسفند (بههمراه اوباش و نظامیان با لباس مبدل) برای حمایت از شاه بسیج شده بودند، اما اوج نقشآفرینی آنها در کودتای ۲۸ مرداد بود. آنچه این دسته از زنان را وارد این معرکه کرد، میتواند چند دلیل داشته باشد. اولاً اینکه در ازای این حضور خیابانی پول گرفته بودند و اجیر شده بودند. ثانیاً اینها مقهور روابط قدرت در شهرنو بودند و مجبور بودند از دستورات خانمرئیسهایشان اطاعت کنند. ثالثاً زنان شهرنو بهواسطه شغلشان مطرودینی بودند که در انزوا بودند و از زندگی اجتماعی و جریان اصلی جامعه کنار گذاشته شده بودند. در مقطع کودتا این گروه راندهشده مورد توجه قدرت حاکم قرار گرفته بود و نقشی اجتماعی برای آنها در نظر گرفته شده بود؛ چنین نقشی برای زنان روسپی میتوانست جبرانکننده تحقیری باشد که همیشه با آن مواجه بودهاند.از بین زنان خانواده سلطنتی مشخصاً نقش اشرف پهلوی برجستهتر از دیگران است. او قبل از کودتا در خارج از ایران بود و برای انتقال پیام محرمانه نیروهای خارجی کودتا مخفیانه وارد ایران شد و آن پیام را توسط ثریا اسفندیاری به شاه رساند. «تاجالملوک آیرملو»، ثریا اسفندیاری و اشرف پهلوی بهخاطر محدودیتهایی که مصدق بر اختیارات شاه و خانواده سلطنتی اعمال کرده بود، و بهخطرافتادن منافع شخصیشان با مصدق مخالفت میکردند و در کودتا همکاری داشتند. بهدلیل آنکه فاقد جایگاه سیاسی قانونی بودند و حق مداخله رسمی در امور سیاسی را نداشتند، کنشگری آنها غیررسمی، غیرعلنی و البته غیرقانونی بود. آنها بهدنبال انتقامجویی از مصدق و جنبش ملیشدن نفت بودند و تا جایی که توانستند در برانداختن جنبش و رهبری آن تلاش کردند.ادامه در لینک:payamema.ir/payam/137764/
وێنەیەکی مێژوویی #شێخ_مەحمودی_حەفیدو شەهیدی سەرکردەی شۆڕش #کەریم_بەگی_فەتاح بەگی #هەمەوەند وێنەکە لەسەردەمی خەبات و تێکۆشانێکی سەخت دژ بەداگیرکەرانی کوردستان لەساڵی ١٩٢٥ گیراوە لەدەڤەری خورماڵ ناوچەی هەورامان٠سپاس بۆ کاک محمودحفیدزادە نوەی شێخ محمودt.me/kurdokurdistan

