غلامحسین ساعدی متفکری که باید از نو شناختغلامحسین ساعدی را بیشتر به عنوان ادیب و نمایشنامهنویس می…
انتشار: 2026/07/15 07:33 UTC
غلامحسین ساعدی متفکری که باید از نو شناختغلامحسین ساعدی را بیشتر به عنوان ادیب و نمایشنامهنویس میشناسیم ولی جالب است بدانیم که او هفتاد سال پیش در تبریز وارد دانشکده پزشکی شد و سپس در سال ۱۳۴۰ به عنوان روانپزشک از دانشگاه علوم پزشکی تبریز فارغالتحصیل شد. اما آنچه این واقعه را برای جامعهشناسی مهم و کلیدی میکند محتوای رساله ساعدی است که صرفاً به مسائل پزشکی و طبی نپرداخته است بل دغدغه اصلی رساله "علل اجتماعی" بروز Neurosis یا رواننژدی در جامعه است. او میگوید که رواننژدی نوعی اضطراب است که بنیادش کالبدشناختی نیست. به عبارت دیگر، این مسئله "عضوبنیاد" نیست بل علل بیرونی دخالت بیشتری در بروز آنها دارد. نکته جالبی که ساعدی هفتاد سال پیش به آن اشاره کرده است مسئله نبود یا کمبود داده و اطلاعات آماری برای مطالعات این نوع آسیبها در جامعه ایران است و راهحلی که او برای فائق آمدن بر این معضل ساختاری "ابداع" کرده است "رویکرد دوپایهای" او میباشد. از یک سو، او دست به مطالعات اتنوگرافیک در روستاهای آذربایجان زده است و دیگری کاویدن "ادبیات معاصر جوان فارسی" (ساعدی، ۲۱) است. او خود این نکته را اینگونه صورتبندی میکند:"ناگفته نباید گذاشت که غیر از کتابهای درسی و چندین مقاله در مطبوعات و فرهنگ فارسی صحبت دقیق از نِوروزها در ایران نشده است و اگر بگویم که در ادبیات معاصر و جوان فارسی بیشتر از مراجع رسمی از این ناراحتیها صحبت شده است، اغراق نگفتهام. مثال بگیرید چندین قصه از جلال آلاحمد و تکههایی از کارهای صادق هدایت را و آثاری از جوانانی که تازه دست به قلم شدهاند" (ساعدی ۲۱-۲۲).در اینجا به زبان ساده ولی دقیق ساعدی به ارتباط "ادبیات" و "نبض اجتماعی زمانه" اشاره میکند که از مهمترین نکات در مطالعات سوشیال تئوری انتقادی و ادبیات است که بلوخ و بنیامین و لوکاچ از بنیانگذاران معاصر این حوزه هستند. من هنوز نمیدانم آیا ساعدی این آثار را خوانده بود یا در محافلی در تبریز و تهران شنیده بود اما اینقدر میتوان گفت که ذهن خلاق او در نبود دادهها برای مطالعات روانپزشکی اجتماعی او را به این سو سوق داده بود که ادبیات را به عنوان "نبض اجتماعی زمانه" مورد واکاوی انتقادی قرار دهد و از قضا دو نویسنده بزرگ معاصر ایرانی را نام برده است که در حوزه "دغدغههای اگزیستانسیالیستی" در ایران دارای شهرت جهانی هستند. نکته جالب دیگر این که او به جوانانی اشاره میکند که دارای دغدغههای اگزیستانسیالیستی هستند و در حوزه ادبیات قلم میزنند ولی او بر حسب تواضع از خود یاد نمیکند ولی ما امروز بعد از هفتاد سال میدانیم که غلامحسین ساعدی خود از پیشگامان این حوزه مطالعاتی بوده است. به سخن دقیقتر، او هم به مثابه روانپزشک کار میکرده است و از این طریق با لایههای پنهان جامعه در تماس بوده است و از سوی دیگر دست به مطالعات اتنوگرافیک میزده است و آنها را به صورت رساله چاپ میکرده است و از طرف دیگر و همزمان رمانهای معاصر فارسی را به مثابه دادههای خام که به مسئله رواننژدی پرداخته بودند مورد مداقه و واکاوی قرار میداده است. او با این رویکرد پیچیده و چند لایه برنامه پژوهشی چند ضلعی آفریده بود که برای انتشار آن فقط از "مدیوم" مقاله استفاده نکرده است بل او از رسانههای متنوعالاضلاعی همچون رمان، نمایشنامه، فیلمنامه، داستاننویسی، رسالههای اتنوگرافیک و مقالات علمی استفاده کرده است. این حجم و تنوع بدون داشتن خلاقیت هنری و عمق فکری ناممکن است. به نظرم شاید وقت آن رسیده باشد که غلامحسین ساعدی را به عنوان "متفکری که باید از نو شناخت" مورد واکاوی قرار دهیم.سیدجواد میری@seyedjavadmiri
