به نظرم اوضاع جهان شدیداً در وضعیت خطرناکی قرار دارد و ایران هم در میانه این تحولات سهمگین جهانی قر…
انتشار: 2026/08/17 12:33 UTCدریافت: 2026/08/19 08:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 08:15 UTC
به نظرم اوضاع جهان شدیداً در وضعیت خطرناکی قرار دارد و ایران هم در میانه این تحولات سهمگین جهانی قرار گرفته است. گفتگوهای بنیادینی هم در سطح ملی وجود ندارد و جامعه هم آماده سخنان جدی نیست. در اینجا خلاصه مباحث اهل نظر درباره "موقعیت خطیری" که بشریت در آن قرار گرفته است را با شما به اشتراک میگذارم:🔺 جیانگ ژوچین نظرات خود را در دو مصاحبه اخیر با استیون بارتلت و تئو ون بیان کرده است. پروفسور برانکو میلانوویچ نیز روز گذشته در مصاحبه با افشین راتنسی دیدگاههای خود را مطرح کرده است.✅ ۱ – ادعاهای اصلی درباره جنگ جهانی سوم🔹*جیانگ ژوچین:*۱.۱ جنگ علیه ایران به احتمال ۸۰ تا ۹۰ درصد به جنگ جهانی سوم منجر میشود.۱.۲ اگر جبهه اوکراین و جبهه ایران ادغام شوند، «همه شرطها از بین میرود» و جنگ جهانی سوم همراه با فروپاشی سیستمها و تمدن رخ میدهد.۱.۳ بهترین سناریو تبدیل جنگ ایران به ویتنام جدید آمریکاست؛ بدترین سناریو ادغام جبههها و سقوط به جنگ جهانی است.۱.۴ چهار استراتژی بزرگ متضاد جهان (آمریکا، روسیه، اسرائیل، ایران) در حال برخورد اجتنابناپذیر هستند و این برخورد جنگ جهانی را اجتنابناپذیر میکند.🔹*برانکو میلانوویچ:**۱.۱ جهان دقیقاً مانند تابستان ۱۹۱۴ در لبه پرتگاه جنگ جهانی سوم قرار دارد.۱.۲ ائتلافهای روشن و آمادهبهجنگ شکل گرفتهاند: چین-روسیه-ایران در برابر اروپا و ایالات متحده.۱.۳ چهار سال راه رفتن روی لبهی پرتگاه در جنگ اوکراین بالاخره به سقوط منجر میشود و جنگ ایران این سقوط را بسیار نزدیکتر کرده است.۱.۴ اوج جهانیسازی اقتصادی همزمان با بدترین وضعیت سیاسی پس از جنگ جهانی دوم، جنگ بزرگ را محتملتر از هر زمان دیگری کرده است.✅ ۲ – استدلالهای تفصیلی برای وقوع جنگ جهانی سوم🔹*جیانگ ژوچین:**۲.۱ نظریه بازی نشان میدهد هر بازیگر (آمریکا، ایران، اسرائیل، عربستان، روسیه، چین) در حال بهینهسازی منافع خود است. اوکراین در جنگ فرسایشی در حال باختن است و برای تغییر معادله، جبههها را ادغام میکند تا آمریکا را کاملاً وارد جنگ کند.۲.۲ نردبان تشدید آمریکا و ایران: از ضربه سربریدن رهبری تا بستن تنگه هرمز، خفهکردن اقتصادی، حمله به زیرساختهای حیاتی و در نهایت خطر سلاح هستهای تاکتیکی که پایان تمدن را رقم میزند.۲.۳ بسته شدن تنگه هرمز ۲۰٪ نفت جهان و بسته شدن بابالمندب ۷٪ دیگر را قطع میکند. این امر قحطی در آفریقا، فروپاشی اقتصادی آسیای شرقی و موج مهاجرت انبوه به اروپا ایجاد میکند و جنگ را جهانی میکند.۲.۴ چهار استراتژی بزرگ متضاد:- آمریکا: دژ آمریکا + هرجومرج جهانی- روسیه: رم سوم (اتحاد جهان مسیحی و اوراسیا)- اسرائیل: اسرائیل بزرگ (از نیل تا فرات)- ایران: اتحاد جهان اسلام تحت رهبری شیعهبرخورد این چهار استراتژی جنگ جهانی را اجتنابناپذیر میسازد.۲.۵ پروژه اسرائیل بزرگ و جوامع مخفی (فراماسونها، یسوعیها، دیاسپورای یهودی و ادامه ایلومیناتی) بههمراه ایدئولوژی آخرالزمانی محرک ساختاری جنگ هستند.🔹*برانکو میلانوویچ:**۲.۱ شباهت ساختاری کامل با جنگ جهانی اول: قبل از ۱۹۱۴ نیز نظریه «غیرممکن بودن جنگ بهدلیل وابستگی متقابل اقتصادی» وجود داشت (نویسندگانی مانند ایوان بلاک و نورمن آنجل). با این حال جنگ رخ داد و ۲۰ تا ۳۰ میلیون نفر کشته شدند. امروز دقیقاً همان توهم در اوج جهانیسازی تکرار شده است.۲.۲ ائتلافهای آمادهبهجنگ: ارتش فرانسه قبل از ۱۹۱۴ «ارتش انتقام» نامیده میشد. امروز نیز ائتلافها واضحتر از همیشه شدهاند و مردم نسبت به عواقب جنگ ناآگاه و خوشبین هستند (درست مانند کسانی که در ۱۹۱۴ میگفتند «تا کریسمس به خانه برمیگردیم»).۲.۳ استدلال کلاسیک هابسون، رزا لوکزامبورگ و لنین: جهانیسازی منجر به رقابت شرکتهای بزرگ برای بازار، مستعمره، نیروی کار ارزان و سود انحصاری میشود. این شرکتها از قدرت دولتی و نظامی برای حذف رقبا استفاده میکنند (نمونه امروز: نقش استارلینک ایلان ماسک).۲.۴ کینزگرایی نظامی: کشورهای غربی که در رقابت صنعتی با چین شکست خوردهاند، تولید تانک را جایگزین تولید خودرو کردهاند. این کار تولید ناخالص داخلی را بالا میبرد اما از نظر رفاه انسانی بیفایده است و محیط را برای جنگ بزرگ آماده میکند.۲.۵ پایان ایدئولوژی «پایان تاریخ» و ظهور ترکیب خطرناک: حفظ نئولیبرالیسم در داخل (مالیات کمتر برای سرمایه) و کنار گذاشتن آن در خارج (تعرفه، حمایتگرایی، اجبار نظامی). این ترکیب دقیقاً محیط جنگ جهانی را فراهم میکند.✅ ۳ – شواهد کلیدی مرتبط با جنگ جهانی سوم
