✅ سالی که نکوست از بهارش پیداست ✍️حاجیعلی شرفی/ سیمره🔹در بهار سال ۱۴۰۵ خورشیدی علاوه بر حملهی نظامی و تجاوز دولتهای آمریکا واسرائیل به سرزمین کشورمان ایران، استان لرستان مانند سالهای پیشین شاهد رنج مضاعفی هم بودهاست.🔹این رنج مضاعف اضافه برآثار این جنگ ویرانگر، پدیدهی شوم کسب رتبهی نخست فلاکت و رتبهی سوم تورم در بین استانهای ایران است. این پدیدهی شوم رتبهآوری استان لرستان درسطح کشور نتیجه یک اتفاق موردی، آن هم تحت شرایطی خاص نیست. این رویه برنده شدن جامهای قهرمانی: فقر، فلاکت، بیکاری، تورم و… نامی آشنا برای مردم این دیار هستند که بارها تکرارپذیر شدهاند.🔹به هر روی با سقوط و کاهش بیرویه ارزش واحد پول ایران از ریال به تومان و هماینک از تومان به «همت» که کارگزاران دولتی در سطح کشور و استان و درمجالس و رسانهها که قبلاً میگفتند چندین میلیارد تومان، اکنون فریاد برمیآورند چندها همت را به لرستان سرازیر نمودهاند تا کنون اثربخشی معناداری در کاهش این رتبههای شوم نداشتهاند. 🔹درصورتی پرسش همچنان باقی است که چرا با همهی این وعدهها و جابهجا شدن بسیاری از مقامها و مدیران در طی سالهای متوالی، لرستان بهرغم برخی کارهای انجام شده، دارای این رتبههای شرمآور است؟ 🌐ادامه و متن کامل این یادداشت در:avayeseymare.ir/?p=34292
✅ بازیابی امید در زمانهی یأسمعرفی یک کتاب (متنِ بازنوشتهی یک کتابگزاری به قلم مهدی خلجی)گمشدهی امروز ما، کمبود تحلیل نیست، فرسودگی امید است. هر روز با خبری تازه از بحران، سرکوب، جنگ، مهاجرت، فساد، تورم و تحریم بیدار میشویم. بسیاری از ما دیگر حتا خشمگین هم نمیشویم، خبرها را میخوانیم، آهی میکشیم و از کنارشان میگذریم؛ گویی باور کردهایم که تاریخ جایی بیرون از ارادهی ما نوشته میشود و سهم ما فقط تاب آوردن است. اما اگر بزرگترین پیروزی استبداد، نه زندان و سانسور، که متقاعد کردن انسانها به بیاثر بودن خود باشد، چه؟این همان پرسشی است که لیندسی استونبریج (Lyndsey Stonebridge) در کتاب:ما آزادیم جهان را تغییر دهیم؛ درسهای هانا آرنت دربارهی عشق و نافرمانیWe are free to change the world: Hannah Arendt’s lessons in love and disobedienceپیشِ روی خواننده میگذارد. این کتاب که شرح تجربهی زیستهی هانا آرنت (۱۹۰۶- ۱۹۷۵م) در آشوبِ سیاسی یک دوران است، نه دربارهی انقلاب است و نه فقط دربارهی سیاست روز؛ دربارهی مسئلهای بنیادیتر است: چگونه انسانها، پیشاز آنکه آزادی خود را از دست بدهند، ایمانشان را به «امکان کنش» از دست میدهند؟آرنتْ خود از دل یکی از تاریکترین تجربههای قرن بیستم سَربَرآورد. یهودی بود، از آلمان نازی گریخت، بیوطنی و آوارگی را به چشم دید و از نزدیک شاهد فروپاشی تمدنی بود که روزگاری خود را مهد فرهنگ، فلسفه و خرد میدانست. او حق داشت به یأس پناه ببرد، اما برعکس، به یکی از مهمترین فیلسوفان «امید سیاسی» تبدیل شد؛ نه امیدی سادهلوحانه بلکه امیدی که مسئولیت انسان استوار بود.استونبریج در این کتاب نشان میدهد که چرا آرنت هرگز نپذیرفت انسان فقط محصول شرایط باشد. او معتقد بود حتا در تاریکترین زمانها نیز توان آغاز کردن وجود دارد؛ توان «نه» گفتن، توان داوری کردن، توان زیستن در حقیقت و توان ساختن رابطهی انسانی؛ حتا در روزگار غریبی که چراغهای رابطه تاریکاند و آنکه شباهنگام بر دَر میکوید، به کشتن چراغ آمده باشد!اگر مسئلهی آرنت، فرسایش توان کنش در جوامع درحال گذار باشد، دشوار است جامعهای را تصور کنیم که این پرسش برای آن به اندازهی ایران امروز ملموس باشد؛ جامعهای زخمخورده که از کشاکش آن با نیروهای حافظ سنّتِ سِتبر (خودکامگی کهنسال) یکونیم قرن میگذرد و در این مسیر – دستکم- از سه گریوهی سیاسی عبور کرده است: انقلاب مشروطه در ۱۲۸۵ش، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، و انقلاب اسلامیِ بهمن ۵۷٫باری؛ در این گیرودار، بسیاری از ما میان دو احساس متناقض سرگردانیم: از یکسو میل به تغییر و ازسویدیگر احساس ناتوانی. حاصل این دوگانگی، نوعی فرسودگی مدنی است. آرنت این نقطه را خطرناکترین لحظهی زندگی سیاسی میدانست. از نگاه او، «بیتفاوتی» پایان سیاستورزی و زیست مدنی است. و نظم سیاسی زمانی زورآوَر میشود که «نمیتوانیم»، جای خود را به «دیگر فرقی نمیکند» بدهد.از این منظر، کتابْ دعوتی است برای مقاومت در برابر فرسودگی امید. استونبریج، آرنت را – که از دیدِ بسیاری بزرگترین فیلیوف سیاسی قرن گذشته است- زنی معرفی میکند که از پیِ تبعید، عشق، شکستها و تجربههای شخصی، به این نتیجه رسید که سیاست، پیشاز آنکه به دولت مربوط باشد، به رابطهی انسان با جهان مربوط است. اگر انسان علاقهی خود را به جهان از دست بدهد، سیاست نیز به صحنهای برای «خشونت» و «بیتفاوتی» بدل میشود.بیسبب نیست که عنوان کتاب چنین جسورانه است: «ما آزادیم جهان را تغییر دهیم.»نه چون تاریخ، شرکتِ بیمه و پیروزی، تضمین شده نیست، نه چون تمام پویهی انسان بهسوی آزادی است؛ بلکه چون هیچ قدرتی نمیتواند آخرین آزادی انسان را از او بگیرد: آزادی اندیشیدن، داوری کردن و آغاز کردن. آرنت از ما نمیخواهد خوشبین باشیم؛ از ما میخواهد منفعل نباشیم. و شاید در روزگار ما، هیچ دعوتی ضروریتر از این نباشد.@seymareweekly✍️نویسنده: سلمان احمدوند | سرچشمه : سیمرهی شمارهی 830 (14 اَمُرداد 1405)avayeseymare.ir/?p=34339
🟡 ماندگاری هوای گرم در لرستان؛ هشدار زرد هواشناسی صادر شدمدیرکل هواشناسی لرستان از نفوذ و ماندگاری توده هوای گرم در استان خبر داد و نسبت به افزایش دما، احتمال گرمازدگی و خطر آتشسوزی در مراتع هشدار داد.بهروز مرادپور روز پنجشنبه با اشاره به صدور هشدار سطح زرد هواشناسی شماره ۱۹، اظهار کرد:« این سامانه از امروز، ۲۹ مردادماه، وارد استان شده و تا روز دوشنبه، دوم شهریورماه، در لرستان ماندگار خواهد بود.»وی افزود:« افزایش دما در سطح استان، افزایش مصرف حاملهای انرژی، خطر گرمازدگی برای گروههای سنی حساس و بیماران، احتمال آتشسوزی در مراتع و همچنین احتمال وارد شدن خسارت ناشی از تنش دمایی به بخشهای کشاورزی و دامداری از جمله پیامدهای این سامانه است.»مدیرکل هواشناسی لرستان بر ضرورت مدیریت بهینهی مصرف آب و برق تأکید کرد و گفت: «لازم است کودکان، سالمندان و بیماران از فعالیت در فضای باز طی ساعات گرم روز خودداری کنند.»مرادپور افزود:« کشاورزان و باغداران آبیاری باغات و مزارع را در ساعات خنک شبانهروز انجام دهند و شهروندان نیز از روشن کردن آتش در طبیعت و مراتع خودداری کنند.»avayeseymare.ir/?p=34330
انتقاد فلاحتپیشه از طرح مجلس درباره نفوذ؛ ظلم بزرگی به کشور استحشمتالله فلاحتپیشه، نماینده سابق مجلس:🔹توصیه من به نمایندگان این است که این طرح را پس بگیرند. تمام مواردی که در این طرح برای آنها مجازات تعیین شده، به اندازه کافی در قوانین موجود پیشبینی شده و خلأ قانونی وجود ندارد.🔹این طرح عملاً اظهارنظر افراد درباره مسائل اساسی کشور را منع میکند و میتواند افرادی را که توصیه و راهکار ارائه میدهند با محدودیت مواجه کند. این ظلم بزرگی به کشور است.🔹کشوری که امروز با بزرگترین مشکلات اقتصادی مواجه است، قانون برنامهاش عملاً اجرا نشده، در یک سال با سه جنگ مواجه شده و با شدیدترین تحریمها روبروست، نشان میدهد بسیاری از سیاستها در مسیرهای نادرست شکل گرفتهاند.🔹سؤال من این است: در سالهایی که اشتباهات زیادی در سیاستها رخ داده، آیا حتی در یک مورد از نظریهپردازانی که پیشتر نسبت به اشتباهات هشدار دادهاند، به دلیل «نفوذ» مورد پیگرد قرار گرفته است؟ پاسخ روشن است؛ خیر.🔹در مقابل، امروز بسیاری از کسانی که در جایگاه مسئولیت قرار دارند، اشتباهات مدیریتی متعددی داشتهاند. نمایندگان هنوز نتوانستهاند طرحهای اقتصادی مؤثر ارائه کنند، اما اکنون درصدد محدود کردن کسانی هستند که از سر دلسوزی پیشنهاد اصلاحی میدهند.🔹ظاهر این طرح مقابله با نفوذ است، اما باطن آن محدود کردن نظام مدیریت سیاسی کشور به افرادی است که کارنامهشان مملو از اشتباهات است./ایلناt.me/seymareweekly
✅تذکر سپهوند نمایندهی مجلس به رییس جمهور دربارهی انتخابات شوراها🔹نمایندهی مردم خرمآباد و چگنی در مجلس در نامهای به رییسجمهور، نسبت به تعویق انتخابات شوراهای شهر و روستا و استمرار فعالیت شوراهای فعلی پس از پایان دورهی قانونی تذکر داد.🔹رضا سپهوند، نمایندهي مردم خرمآباد و چگنی در مجلس شورای اسلامی، در نامهای خطاب به مسعود پزشکیان، رییسجمهور، نسبت به تعویق انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا و استمرار فعالیت شوراهای فعلی پس از پایان دوره قانونی آنها تذکر داد و خواستار تبیین مبنای قانونی این تصمیم شد.🔹سپهوند با استناد به اصول قانون اساسی، تأکید کرده است که تعویق انتخابات و تمدید فعالیت نهادهای انتخابی باید مستند به قانون باشد و نمیتوان خارج از چارچوب قانون، مدت فعالیت شوراها را ادامه داد.@seymareweekly🌐متن کامل این خبر در تارنمای آوای سیمره 👇👇 avayeseymare.ir/?p=34323
✅ دریاچهي گهر؛ مرثیهای برای یک مدیریت جزیرهای✍️ دکتر مجتبا ترکارانی/ سیمرهدریاچهي گهر، تنها یک پهنهی آبی درخشان در قلب اشترانکوه نیست؛ بلکه یک «موجود زنده اجتماعی-طبیعی» و یک «فضای زیستی چندبعدی» است.گهر همچنین، میراث طبیعی و زیستمحیطی ما لرستانی هاست که وظیفه حفاظت از آن را بر دوش داریم؛ علاوه بر آن دارای ابعاد مختلفی است: مقصدی برای فراغت، آرامش و تجدید قوای روانی شهروندانی است که از فشارهای زندگی شهری به آن پناه میآورند (بعد فرهنگی و اجتماعی)؛یا منبعی برای اقتصاد و معیشت جوامع محلی که چرخ زندگیشان با حضور گردشگران میچرخد (بعد اقتصادی)؛ و همچنین زیستگاهی برای گونههای منحصربهفرد جانوری و گیاهی است (بعد اکولوژیک).به عبارتی دیگر، مکانهای چندوجهی و پیچیدهای مانند دریاچه گهر، به مثابه آینهای تمامنما عمل میکنند که عیار و توانایی نظام مدیریتی ما را در هماهنگ کردن ابعاد ظاهراً متضاد «توسعه» و «حفاظت» به نمایش میگذارند.در این معنا پرداختن به گهر، در واقع پرداختن به یک پرسش کلیدی و ملی است: آیا نظام بوروکراتیک ما قادر است سیستمهای پیچیدهای را که در آنها طبیعت، انسان، اقتصاد و فرهنگ به شکلی تفکیکناپذیر به هم گره خوردهاند، به شیوهای پایدار، یکپارچه و هوشمندانه مدیریت کند؟ پاسخ به این پرسش، نه تنها سرنوشت گهر، بلکه سرنوشت بسیاری از داشتههای طبیعی و فرهنگی این سرزمین را رقم خواهد زد. این یادداشت، بدنبال ارایه روایتی مستند و تحلیلی از دریاچه گهر به عنوان یک مثالی از میراث فرهنگی و طبیعی ماست که در حال زوال تدریجی است؛ زوالی که لزوما نه محصول بلایای طبیعی، بلکه نتیجهی مستقیم یک ناکارآمدی و شکست مدیریتی می باشد. بنابراین این مقاله نتیجه یک سفر گردشگرانه است که با ترکیب مشاهدات میدانی و مصاحبه با افراد مختلف بدنبال ارایه یک نگاه تحلیلی از مشکلات دریاچه گهر می باشد.بخش اول: مشاهدات میدانی از دریاچه گهرخاطرهی جمعی ما از دریاچه گهر، تصویری از آبهای فیروزهای، آرامش کوهستان و طبیعت بکر است. اما واقعیت امروز گهر، روایتی از یک هرجومرج بهداشتی، آشفتگی زیستمحیطی و یک اکوسیستم رو به زوال است. مشاهدات میدانی اخیر (مرداد ۱۴۰۵)، پرده از بحرانی عمیق برمیدارد که در تاروپود این منطقه رخنه کرده است:۱. بحران همهجانبهی بهداشت و زیرساختهای اولیه؛ یک توهین آشکار به گردشگر@seymareweekly🌐متن کامل این یادداشت در تارنمای آوای سیمره 👇avayeseymare.ir/?p=34318