تکسیم (میدان تقسیم در استانبول)؛ زنانهتر از آنچه میبینیموقتی فضاهای عمومی «تولید» میشوند✍🏽اوزگه…
انتشار: 2026/08/18 21:33 UTCدریافت: 2026/08/22 03:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 03:55 UTC
تکسیم (میدان تقسیم در استانبول)؛ زنانهتر از آنچه میبینیموقتی فضاهای عمومی «تولید» میشوند✍🏽اوزگه آلتین Özge Altin؛ دکترای جامعهشناسی از دانشگاه اوپسالا و پژوهشگر حوزهی فضاهای عمومی جنسیتمند در ترکیه.آیا فضای عمومی شهر خنثی است؟ یک رسالهی جدید دربارهی زنان در تکسیم استانبول میگوید: نه. فضا تولید میشود؛ از طریق #قدرت، #ایدئولوژی، #طراحی و #کنشهای_روزمره. این پژوهش از نظریهی هانری لفور استفاده میکند، اما لفور فقط نامی نیست که مورد اشاره قرار میگیرد؛ آلتین نظریات او را عملیاتی میکند. با کمک «مثلث فضایی» لفور (فضای ادراکشده، تصورشده و زیسته)، نشان میدهد چگونه زنان تکسیم را تجربه میکنند، چگونه گفتمانهای محافظهکار و #سیاستهای #بازار_محور، فضا را اخلاقی و کالایی میکنند، و چگونه زنان در همان فضا، #حضور خود را #بازپس میگیرند. دادهها از مصاحبه با زنان متنوعی جمعآوری شده که بهطور منظم به تکسیم میروند. یافتهها دو وجه را کنار هم میگذارد: از یک سو، نظارت، آزار و ترس از خشونت بهعنوان سازوکارهای #طرد_فضایی؛ از سوی دیگر، #تابآوری و عاملیت #زنان در تغییر مسیرها، ساختن همبستگیهای کوچک و تأکید بر «حضور» بهمثابه حق به شهر. • فضای عمومی همزمان فضای کنترل و امکان است. «تغییر مسیر، ساختن همبستگی و تاکید بر حضور» فقط تاکتیک بقا نیست؛ دادهی قابلتحلیلی است که میتواند سیاستگذاری فضا را جابهجا کند. وقتی لفور را #فمینیستی میخوانیم، «#حق به #شهر» برای زنان از شعار به #تجربهی #روزمره تبدیل میشود. @Shahr_Zananمنبع: Altin, Özge. (2025). The Production of Gendered Urban Public Spaces: Women’s Experiences of Taksim, Istanbul.• نوع اثر: رسالهی دکتری / تکنگاری• دانشگاه: Uppsala University• دانشکده/گروه: Department of Sociology• محل انتشار: Uppsala• تعداد صفحات: ۲۱۳ #حق_به_شهر#زنان#استانبول
پستهای تلگرام — شهرِ زنان، شهرِ امن
من میثم معصومی، دکترای معماری از دانشگاه توهوکو ژاپن، عضو سابق هیئت علمی دانشگاه تهران و پژوهشگر مستقل معماری و شهرسازی ژاپن هستم.مایلم نسخه PDF ترجمه فارسی کتاب «شهرسازی برای همزیستی اجتماعی» را که از زبان ژاپنی ترجمه کردهام، بهصورت رایگان در اختیار شما و علاقهمندان این حوزه قرار دهم.دریافت کتاب:drive.google.com/file/d/1mu1SCSRyAHJScuba… کتاب از آثار شناختهشده و ماندگار حوزه شهرسازی در ژاپن است و طی سالهای گذشته بارها تجدید چاپ و یکبار نیز بهطور کامل بازنویسی شده است. پروفسور میمورا در آن، با زبانی روشن، تجربه شهرسازی ژاپن و ابزارهای در اختیار شهروندان، متخصصان و مدیران شهری برای ساخت محیطی بهتر برای زندگی را معرفی میکند.کتاب میتواند برای دانشجویان و استادان معماری و شهرسازی، پژوهشگران، متخصصان و مدیران شهری مفید باشد؛ بهویژه برای کسانی که به تجربه ژاپن در پیوند میان برنامهریزی شهری، مشارکت شهروندان و همزیستی اجتماعی علاقهمندند.انگیزه من از انتشار رایگان این ترجمه ساده است: در روزگاری که شهرهای ما با بحرانها و عدمقطعیتهای فراوان روبهرو هستند، انتقال تجربه و دانش میتواند سهم کوچکی در ساختن آینده باشد. شاید هر کتاب تنها یک «خشت» باشد، اما آینده نیز از همین خشتها ساخته میشود.اگر کتاب را مفید یافتید، سپاسگزار خواهم شد آن را با دانشجویان، همکاران و دیگر علاقهمندان به اشتراک بگذارید. همچنین دریافت نظر و بازخورد شما درباره کتاب و ترجمه آن برای من بسیار ارزشمند خواهد بود.با احتراممیثم معصومی
شهرهای جنگزده؛ فهم فمینیستی جنگ شهری نویسنده: سونچانا لاکتا Sunčana Laketa فصل هفتم کتاب: Handbook on Gender and Cities 📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمانیافته بودهاند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه. اما در روایتهای…از «شهرهای جنگزده» تا حق حرکت در شهرپیشتر در کانال شهر زنان، فصل «شهرهای جنگزده: فهم فمینیستیِ جنگ شهری» نوشتهی سونچانا لاکتا (Sunčana Laketa) را ترجمه و منتشر کردهایم.این فصل، بخشی از کتاب Handbook on Gender and Cities است؛ مجموعهای میانرشتهای از مقالهها و فصلهای پژوهشی دربارهی نسبت #جنسیت_و_شهر که در سال ۲۰۲۴ به ویراستاری لیندا پیک، آنیندیتا داتا و گریس آدنییی-اوگونیانکین منتشر شده است. بیش از ۶۰ پژوهشگر در فصلهای گوناگون این کتاب، موضوعهایی مانند #فضای_عمومی، #برنامهریزی_شهری، مسکن، کار، #مراقبت، #محیط_زیست، حملونقل، خشونت، جنگ، آوارگی، شهروندی و حق به شهر را از منظر جنسیت بررسی کردهاند.#وجه_مشترک این فصلها، یک پرسش بنیادین است: #شهر برای چه کسانی طراحی میشود و چه کسانی میتوانند با امنیت، استقلال و کرامت در آن زندگی، حرکت و مشارکت کنند؟در ادامه، به سراغ فصل «زنان و حملونقل شهری» میرویم؛ فصلی نوشتهی والنتینا مونتویا-روبلدو که نشان میدهد #حملونقل فقط مسالهی جابهجایی از خانه تا محل کار نیست. رفتوآمد در #شهر با کار مراقبتی، درآمد، زمان، ترس، امنیت، دسترسی به آموزش و درمان، و امکان حضور در زندگی عمومی پیوند دارد.زنان و حملونقل شهرینویسنده: والنتینا مونتویا-روبلدوترجمه توسط تیم: «شهر زنان، شهر امن»؛ بخش اولحملونقل شهری مردم را به شغل، آموزش، #خدمات_سلامت، مشارکت سیاسی و فرصتهای فراغت متصل میکند. اما از آنجا که نقشهای اجتماعی زنان و مردان در بسیاری از جوامع متفاوت ساخته میشوند، آنها نیز برای پاسخدادن به این نقشها، حملونقل را به شیوههای متفاوتی به کار میبرند.شرایطی که افراد را در حملونقل عمومی، در دفعات بیشتری در معرض #ناامنی، #آزار یا خشونت قرار میدهد، و نیز راهبردهایی که آنها برای کاهش خطر به کار میگیرند، #جنسیتمند است. این تجربهها با #طبقه، #نژاد، #قومیت، #گرایش_جنسی و توانیابی یا #معلولیت درهم میآمیزند و بر اینکه افراد چگونه در شهر حرکت میکنند اثر میگذارند.به بیان دیگر، نابرابریهای ساختاریِ همزمان، نیازها و دشواریهای متفاوتی در جابهجایی شهری ایجاد میکنند.#زنان عمدتا برای رفتن به محل کار و انجام کارهای مراقبتی از حملونقل استفاده میکنند. آنان در سطح جهانی بیش از ۷۵ درصدِ کار #مراقبتیِ بدون دستمزد را انجام میدهند و در عین حال، بخش بزرگی از نیروی کارِ مراقبتیِ دستمزدی را نیز تشکیل میدهند. این وضعیت، فشار و نیاز ویژهای بر شبکههای حملونقل عمومی ایجاد میکند.اینس سانچس دِ ماداریاگا، برای این گونه سفرها اصطلاح «#تحرک_مراقبتی» را به کار میبرد: رفتوآمدهایی برای خرید دارو و مواد غذایی، رساندن کودکان، همراهی سالمندان، افراد دارای معلولیت و دیگر اعضای خانواده، یا انجام کارهای لازم برای تداوم زندگی روزمره.تحرک مراقبتی با الگوی سادهی «خانه ـ محل کار ـ خانه» تفاوت دارد؛ الگویی که اغلب در برنامهریزی حملونقل و در طراحی مسیرهای ساعت اوج مبنا قرار میگیرد. سفرهای #مراقبتی معمولا #چندمقصدی و #زنجیرهایاند. ممکن است فردی در یک روز کودک را به مدرسه برساند، به محل کار برود، خرید کند، به درمانگاه مراجعه کند، کودک را برگرداند و سپس به خانه بازگردد.پس #سفرهای زنان اغلب #کوتاهتر، اما #بیشتر و پیچیدهتر هستند. این سفرها نه از روی انتخاب تفریحی، بلکه برای پاسخدادن به مسئولیتهایی انجام میشوند که همچنان بهصورت #نابرابر بر #دوش_زنان قرار دارند…@Shahr_Zananمنبع: Women and Urban Transport زنان و حملونقل شهری نویسنده: Valentina Montoya-Robledo کتاب: Handbook on Gender and Cities
🟡تهران در روزهای تابستانی و پس از جنگنویسنده: زهره رجبیتهران برای من حال دیگری داشت: شهری زنده، اما خسته؛ شهری فعال، اما معلق. کافهها باز بودند و مردم در خیابان رفتوآمد میکردند. زنان حضور داشتند، کار میکردند، رانندگی میکردند و در فضاهای عمومی دیده میشدند. بسیاری از دختران جوان، بهویژه نسل زد، شکلهای تازهای از حضور در شهر را تجربه میکردند. زنان موتورسوار را بیشتر از سفرهای قبلیام میدیدم. در بخشهایی از شهر، زنان با پوششهایی متفاوت از هنجار رسمی رفتوآمد میکردند و در همه موارد با مداخله مستقیم مأموران مواجه نمیشدند. اما این حضور، لزوما به معنای آرامش نبود. پشت این زندگی روزمره، خستگی، گرانی، ترس و انتظار جریان داشت.متن کامل: harasswatch.com/news/2634/@harasswatch
شهرهای جنگزده؛ فهم فمینیستی جنگ شهری نویسنده: سونچانا لاکتا Sunčana Laketa فصل هفتم کتاب: Handbook on Gender and Cities 📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمانیافته بودهاند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه. اما در روایتهای…ادامه از متن بالا: در برخی موقعیتها نیز در جنبشهای انقلابی، مقاومت و مبارزه مسلحانه مشارکت دارند.عمومی و خصوصی؛ مرزی که در جنگ فرو میریزدجنگ معمولاً متعلق به قلمرو عمومی، دولت و ارتش تصور میشود و زندگی زنان و کودکان به فضای خصوصی خانه نسبت داده میشود.پژوهش فمینیستی این جدایی را به چالش میکشد. #جنگ در #خانه نیز حضور دارد: در تقسیم کار مراقبتی، در تأمین آب و غذا، در مراقبت از خانواده، در ترس از عبور از محله و در خشونت جنسیتی.خشونت جنسی نیز نباید پیامدی تصادفی و فرعی از جنگ تلقی شود؛ بلکه در بسیاری از منازعات بهعنوان سلاح و تاکتیک جنگی به کار میرود.جنگ پس از آتشبس هم ادامه داردپایان رسمی جنگ لزوما به معنای پایان خشونت نیست.در موستار، حتی پس از کناررفتن تانکها، سنگرها و ایستهای بازرسی، تقسیمبندیهای قومی و سیاسی از طریق ترس، خاطره، احساس ناراحتی و عادتهای روزمره ادامه یافتند.جنگ میتواند در بدن، خانه و روابط میان همسایهها باقی بماند. گاهی مرز دیگر دیواری آشکار نیست؛ بلکه مسیری است که مردم از آن عبور نمیکنند، محلهای است که واردش نمیشوند یا احساسی از ناامنی است که در زندگی روزمره تثبیت شده است.اردوگاه بهمثابه شهر ـ اردوگاهیکی از پیامدهای جنگ شهری، جابهجایی گسترده افراد و خانوادههاست. اردوگاههای پناهندگان که در ابتدا موقت تصور میشوند، در واقع ممکن است دههها پابرجا بمانند.لاکتا پیشنهاد میکند اردوگاه را فقط محل اسکان موقت یا دریافت کمک نبینیم. #اردوگاه نوعی #محیط\شهری است؛ جایی که مردم در آن زندگی میکنند، حرکت میکنند، شبکه میسازند و با محدودیتها مذاکره میکنند.از این منظر، اردوگاه نوعی «شهر ـ اردوگاه» است: فضایی شهری اما ناقص و محدود، که از بسیاری از خدمات و زیرساختهای ضروری محروم است.ساکنان اردوگاه اغلب فقط با عنوان «پناهنده» شناخته میشوند؛ عنوانی که میتواند آنان را بینام، بیصدا و خارج از نظم سیاسی نشان دهد.اما نگاهکردن به اردوگاه بهعنوان یک شکل شهری، پناهنده را دوباره بهعنوان سوژهای سیاسی و شهروندی فعال نشان میدهد. #زنان_پناهنده و دیگر گروههای بهحاشیهراندهشده با استفاده از شبکههای حمایتی، حرکت حسابشده و تاکتیکهای روزمره، با فضای محدودکننده اردوگاه مذاکره میکنند.این بخش از فصل هفتم کتاب، نشان میدهد که جنگ فقط در ویرانی شهر دیده نمیشود؛ بلکه در شکلگیری فضاهای جدیدی مانند اردوگاه، محصورگاه و گتو نیز ادامه پیدا میکند.صلح شهری؛ زندگی در برابر منطق جنگلاکتا در بخش پایانی فصل هفتم کتاب به فضاها و کنشهایی میپردازد که در برابر منطق جنگ شکل میگیرند.#صلح_شهری فقط نتیجه مداخله دولتها یا عملیات رسمی حفظ صلح نیست. گاهی در فعالیتهای عادی و روزمرهای شکل میگیرد که امکان ادامه زندگی را حفظ میکنند: نوشیدن قهوه، دیدار همسایهها، برگزاری رویدادهای فرهنگی، باغبانی شهری و بازپسگیری فضاهای عمومی.زنان نیز در این فرایند نقش مهمی دارند؛ از اعتراض در میدانهای عمومی گرفته تا ساختن فضاهای امن در خانه و محله.در #شهرهای_پسامناقشه، بازسازی و توسعه شهری ممکن است دوباره منطق جنگ، طرد و شهروندی نابرابر را در کالبد شهر تثبیت کند. در برابر آن، #مقاومت میتواند از طریق #اعتراض، گرافیتی، پوستر، نشانهگذاری و استفاده دوباره از دیوارها و موانع شکل بگیرد.از نظر لاکتا، جنگ و صلح همیشه کاملاً از هم جدا نیستند؛ در شهرهای جنگزده، شیوههای جنگ و شیوههای صلح در کنار هم وجود دارند و پیوسته با یکدیگر در کشمکشاند.حرف آخر فصلفصل لاکتا دعوتی است برای دیدن شهر جنگزده از پایین و از درون زندگی روزمره؛ از منظر بدنها، خانهها، مسیرها، روابط، مراقبت و صداهایی که روایتهای نظامی حذف میکنند.این فصل نشان میدهد که زنان و دیگر گروههای بهحاشیهراندهشده فقط قربانی جنگ نیستند. آنان در بقا، بازسازی، مقاومت و تولید دوباره زندگی شهری نقش دارند.@Shahr_Zananمنبع: Laketa, S. (2024). “War-torn cities: Making feminist sense of urban warfare.” In Handbook on Gender and Cities, pp. 75–84.#شهر_زنان #شهرهای_جنگزده #جنگ_شهری #جنسیت_و_شهر #شهرکشی
شهرهای جنگزده؛ فهم فمینیستی جنگ شهرینویسنده: سونچانا لاکتا Sunčana Laketaفصل هفتم کتاب: Handbook on Gender and Cities📍شهرها از دیرباز صحنه جنگ و خشونت سازمانیافته بودهاند؛ از هیروشیما و سارایوو تا گروزنی، فلوجه، رقه، ماریوپل و غزه.اما در روایتهای نظامی، شهر اغلب فقط بهعنوان «هدف» یا «زمین عملیات» دیده میشود؛ سطحی برای بمباران، محاصره، کنترل و اجرای تاکتیکهای نظامی. این نگاه، زندگی مردم، بدنها، خانهها و تجربه روزمره ساکنان شهر را از نظر پنهان میکند.سونچانا لاکتا در این فصل میکوشد #جنگ_شهری را از منظری #فمینیستی بفهمد؛ منظری که به جنسیت، تفاوت اجتماعی، بدن، زندگی روزمره، مراقبت، آوارگی، روابط صمیمانه و مقاومت توجه میکند.استدلال اصلی این فصل این است که جنگ و شهر جدا از یکدیگر نیستند. جنگ، شهرها را شکل میدهد، اما شهرها نیز شکل جنگ را تغییر میدهند. جنگ فقط در میدان نبرد رخ نمیدهد؛ در خانه، خیابان، محله، اردوگاه، مسیر رفتوآمد و بدن انسانها نیز ادامه پیدا میکند.رویکردهای فمینیستی به جنگ شهریرویکردهای فمینیستی به جنگ شهری، صداها و دانشهایی را در مرکز قرار میدهند که در روایتهای رسمی جنگ #حذف یا به #حاشیه رانده شدهاند.این رویکرد، مردم را قربانیانی منفعل نمیداند؛ بلکه آنان را سوژههایی فعال در ساختن، حفظکردن و ازهمگشودن جنگ شهری میبیند.در این نگاه، مقیاسهای مختلف ــ از دولت و شهر گرفته تا محله، خانه و بدن ــ جدا از هم نیستند. آنها بهطور متقابل یکدیگر را میسازند.بنابراین برای فهم جنگ شهری باید پرسید:• جنگ چگونه به زندگی خانوادهها و بدنها نفوذ میکند؟• تجربه ناامنی برای زنان و مردان چگونه متفاوت است؟• چه کسانی امکان حرکت، ماندن یا ترککردن شهر را دارند؟• چه کسانی در روایتهای رسمی جنگ دیده نمیشوند؟شهرها در جنگ؛ از شهرکُشی تا بازساختیکی از مفاهیم اصلی فصل، #شهرکُشی یا urbicide است؛ یعنی نابودی هدفمند شهر و فضاهای شهری بهعنوان بخشی از راهبرد جنگی.در این معنا، تخریب پل، میدان، بازار، محله یا دیگر فضاهای عمومی فقط نابودی ساختمانها نیست. این مکانها امکان زندگی مشترک، تکثر و ارتباط میان گروههای مختلف را فراهم میکنند. نابودی آنها میتواند خودِ امکان همزیستی و «حق بر شهر» را از میان ببرد.تخریب #پل قدیمی #موستار و دیگر فضاهای عمومی در جنگهای یوگسلاوی نمونهای از این فرایند است. در اینجا، نابودی مکان به ساختن جغرافیاهای قومی و طردکننده کمک میکند.(پل موستار در اینجا فقط یک بنای تاریخی یا اثر معماری نیست. پل نماد ارتباط میان دو بخش شهر و امکان رفتوآمد و همزیستی میان گروههای مختلف بود.)اما جنگ فقط ویران نمیکند؛ جنگ همزمان مکان، نظم اجتماعی و هویتهای جدید تولید میکند.دیوارها، ایستهای بازرسی، موانع جادهای و زیرساختهای امنیتی، شهر را دوباره سازمان میدهند. آنها تعیین میکنند چه کسی میتواند حرکت کند، چه کسی باید متوقف شود و چه محلههایی به یکدیگر دسترسی داشته باشند.در #فلسطین، محیط ساختهشده و زیرساختهای امنیتی برای کنترل حرکت و تثبیت سلطه به کار گرفته شدهاند. این زیرساختها بر زنان و مردان نیز اثر یکسانی ندارند. زنان ممکن است همزمان بهعنوان مادر و مراقبتکننده، و بهعنوان تهدید بالقوه دیده شوند.برنامهریزی برای جنگی که هنوز نیامده استجنگ فقط در لحظه حمله یا اشغال حضور ندارد. تصور تهدید دائمی تروریسم، بیماری، مهاجرت یا شورش، شهرها را به سمت برنامهریزی برای جنگهای احتمالی آینده سوق میدهد.در این فرایند، #برنامهریزی_شهری میتواند به ابزاری برای ایجاد #فضاهای #طردکننده و هویتهای متخاصم تبدیل شود. نظارت، کنترل دسترسی و معماری امنیتی به بخش عادی زندگی شهری راه پیدا میکنند.از نظر لاکتا، جنگ فقط ابزار دولت و ارتش نیست؛ بلکه از طریق توسعهدهندگان، شرکتها، بازار زمین و سرمایه جهانی نیز در ساختار شهر پراکنده میشود.فراتر از شهر بهمثابه هدفروایتهای نظامی، شهر را اغلب از بالا و مانند سطحی بیجان میبینند؛ نقشهای از ساختمانها و خیابانها که در آن مردم و زندگی روزمره ناپدید شدهاند.اصطلاح «#خسارت_جانبی» نیز بخشی از همین حذف است. این عبارت، مرگ و رنج ساکنان شهر را به پیامدی فرعی و فنیِ عملیات نظامی تبدیل میکند.رویکرد #فمینیستی توجه را به کسانی برمیگرداند که زیر عنوان «خسارت جانبی» نادیده گرفته میشوند؛ بهویژه زنان و کودکان.#زنان و #کودکان معمولاً فقط بهعنوان قربانی نمایش داده میشوند؛ قربانیانی منفعل که نیازمند حمایتاند. اما چنین روایتی عاملیت سیاسی آنان را پنهان میکند.زنان در شهرهای جنگزده اغلب مسئول تأمین غذا، آب و کمکهای بشردوستانهاند. آنان از کودکان و سالمندان مراقبت میکنند، شبکه میسازند و میان خطوط دشمن مذاکره میکنند.

