صندلی هم شانه خالی میکند از جای تومیرود آیینه طفره از قد و بالای توباخبر بودی که دلتنگم به خوابم…
انتشار: 2026/08/20 16:36 UTCدریافت: 2026/08/22 00:21 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 00:21 UTC
صندلی هم شانه خالی میکند از جای تومیرود آیینه طفره از قد و بالای توباخبر بودی که دلتنگم به خوابم آمدی در دلم پیچید آهنگ صدای پای تودر زدی اما کسی جز باد پشت در نبودباز کردم در به روی نقش ناپیدای توحرف در حرف الفبا محو تو حیرت زدهغرق شد از ذوق و شوقش لفظ در معنای توخانه عطرآگین گل، دیوانگی از حد گذشتهر دری وا/بسته ات، هر پنجره شیدای تولحظه لحظه بودی اینجا و نبودی پیش منمانده بودم مات سایه روشن زیبای توکاش میماندی و از اینجا نمیرفتی، ولیدلخوشم حتا به خواب و دیدن رویای تودستخطی پشت شیشه، عطر باران، بوی برگیادگاری شعری از من مانده با امضای تو#شهراد_میدری🔗telegram.me/shahradmeidary🔗facebook.com/shahradmeidary🔗instagram.com/shahradmeidary7