سارینا اسماعیلزاده، متولد یازده تیر ۱۳۸۵، یکی از جانباختگان جنبش زن، زندگی، آزادی است؛ صدای نسلی پ…
انتشار: 2026/07/02 11:18 UTC
سارینا اسماعیلزاده، متولد یازده تیر ۱۳۸۵، یکی از جانباختگان جنبش زن، زندگی، آزادی است؛ صدای نسلی پیشرو و آگاه که بارها تکرار کرد:«مگر ما چه میخواهیم جز رفاه، رفاه، رفاه؟»سارینا نوجوان ۱۶ سالهای بود از مهرشهر کرج که در جریان اعتراضات در ۳۰ شهریور ۱۴۰۱، پس از ضربات شدید باتوم نیروهای امنیتی به سرش، کشته شد.براساس ویدئوهایی که در کانال یوتیوب خود منتشر کرده بود، دغدغههای اجتماعی داشت، مخالف حجاب اجباری بود و برای آزادی و برابری تلاش میکرد.او میگفت:«نوجوان امروز دیگر نوجوان ۲۰ سال پیش نیست؛ از اوضاع جهان باخبر است و از خودش میپرسد چه چیزی کمتر از نوجوان آمریکایی دارد که دغدغههایشان اینقدر متفاوت باشد.»سارینا در بهشت سکینه کرج به خاک سپرده شده است. او یکی از نمادهای قیام ژینا است. نمادی از زنانی که دقیقاً میدانند چه میخواهند!#نه_میبخشیم_نه_فراموش_میکنبم#زن_زندگی_آزادی@shbazneshasteganir
پستهای تلگرام — شورای بازنشستگان ایران
بیشتر بیمارستان های روانی پُر از بیمارانی است که سال ها زیر فشار مالی بوده اند و این تنش، ذهن و جسم آنها را از کار انداخته است. چنین برآورد کرده اند که نُه دهم بیماری های انسان، ناشی از فشار و محنت و نکبت است که همگی زاییده فقر می باشد...فقر سبب می شود زندان ها از بزهکاران پُر شود. فقر انسان ها را بسوی اعتیاد، فساد، فحشا و خودکشی سوق میدهد. از کودکان پاک و با استعداد و باهوش، مجرم و بزهکار می سازد. باعث می شود مردم به کارهایی دست بزنند که که اگر فقیر نبودند به فکرشان هم خطور نمی کرد. عواقب معصیت بار فقر بی انتهاست.برگرفته از قانون توانگری اثر کاترین پاندر#معیشت_اساس_زندگیست "در طبیعت خط قرمزی برای سیر کردن شکم وجود ندارد" @Shbazneshasteganir
زنان در میدان کودتا: از کاخ تا خیابانسیمین کاظمی/گفتگو با پیام ماپژوهشهای شما نشان میدهند زنان در دو جبهه مخالف و موافق کودتای ۲۸ مرداد فعالیت داشتند. مهمترین نقش و عملکرد زنان در دو جبهه را چگونه ارزیابی میکنید؟زنان ایرانی حامی کودتای ۲۸ مرداد دو گروه بودند. گروه اول زنانی از طبقه حاکم بودند (شامل زنان خانواده سلطنتی) و گروه دوم زنان روسپی که توسط کودتاچیان اجیر شده بودند. نقش زنان کاخنشین مخفیانه بود و درواقع، در پشت صحنه کودتا بودند؛ ولی زنان «شهرنو» در جلوی صحنه بودند و در آشوبهای خیابانی شرکت داشتند. از طرف دیگر، در بین طراحان خارجی کودتا نیز زنان بهویژه زنان انگلیسی حضور داشتند که بیشتر نقش مشاور و تحلیلگر داشتند و از کودتا بهنفع دولتهای انگلیس و آمریکا حمایت میکردند.در جبهه مخالفان کودتا و حامیان جنبش ملیشدن نفت کنشگران حرفهای و سازمانیافته زنان و زنان طبقه کارگر فعالیت میکردند. زنان حامی جنبش ملیشدن نفت در مخالفت با استبداد، استعمار/امپریالیسم و ارتجاع فعال بودند و همزمان از مطالبات زنان شامل حقوق اجتماعی و حق رأی دفاع میکردند. درواقع، در جبهه مخالفان کودتا، عاملیت زنانه فراتر از منافع شخصی و در جهت منافع ملی، مبارزه طبقاتی و مبارزه با تبعیض جنسیتی بود، اما در میان زنان حامی کودتا آنچه آنها را به میدان آورده بود، بیشتر منافع شخصی و زودگذر بود.نقش زنان روسپی یا زنان مرتبط با دربار چگونه به کودتا کمک کرد؟ انگیزههای آنان چه بود؟ بهعنوان مثال زنان خانواده سلطنتی مانند «اشرف پهلوی» و «ثریا اسفندیاری» چه نقشی در کودتا داشتند و چطور میتوان حضور سیاسی این زنان را تحلیل کرد؟نقش زنان روسپی برجستهتر از دو دسته دیگر، یعنی زنان دربار و زنان خارجی حامی کودتا، بود و همان موقع هم این نقش مشهود بوده است. اینها، زنان محله شهرنو بودند که توسط عوامل کودتا و با واسطه خانمرئیسها سازماندهی و بسیج شده بودند تا در خیابان علیه مصدق و بهنفع شاه شعار بدهند. علت بسیج و سازماندهی روسپیها هم این بود که جنبش ملیشدن نفت و برنامههای مصدق امیدی را در دل ملت ایران ایجاد کرده بود که با رهایی از سلطه استعماری انگلیس و مهار استبداد، وضعیت بهتری داشته باشند. بنابراین، میتوان گفت مصدق پشتوانه مردمی قوی داشت، ولی شاه از چنین پشتوانهای بینصیب بود. وقتی حکومت پهلوی و پشتیبانان انگلیسی و آمریکاییاش درصدد سرکوب جنبش ضداستعماری ملیشدن صنعت نفت برآمدند، درواقع داشتند یک دولت با پشتوانه اجتماعی وسیع را سرکوب میکردند. برای همین، بخشی از نقشه کودتاچیان این بود که کودتا را یک خواست مردمی جا بزنند و ازآنجاکه پشتوانه مردمی واقعی نداشتند، دست به اجیر کردن روسپیها و اوباش تهران زدند و در تبلیغاتشان اصرار داشتند که این اجیرشدگان را بهنام «ملت ایران» جا بزنند. پیش از کودتا، زنان روسپی یک بار در واقعه نهم اسفند (بههمراه اوباش و نظامیان با لباس مبدل) برای حمایت از شاه بسیج شده بودند، اما اوج نقشآفرینی آنها در کودتای ۲۸ مرداد بود. آنچه این دسته از زنان را وارد این معرکه کرد، میتواند چند دلیل داشته باشد. اولاً اینکه در ازای این حضور خیابانی پول گرفته بودند و اجیر شده بودند. ثانیاً اینها مقهور روابط قدرت در شهرنو بودند و مجبور بودند از دستورات خانمرئیسهایشان اطاعت کنند. ثالثاً زنان شهرنو بهواسطه شغلشان مطرودینی بودند که در انزوا بودند و از زندگی اجتماعی و جریان اصلی جامعه کنار گذاشته شده بودند. در مقطع کودتا این گروه راندهشده مورد توجه قدرت حاکم قرار گرفته بود و نقشی اجتماعی برای آنها در نظر گرفته شده بود؛ چنین نقشی برای زنان روسپی میتوانست جبرانکننده تحقیری باشد که همیشه با آن مواجه بودهاند.از بین زنان خانواده سلطنتی مشخصاً نقش اشرف پهلوی برجستهتر از دیگران است. او قبل از کودتا در خارج از ایران بود و برای انتقال پیام محرمانه نیروهای خارجی کودتا مخفیانه وارد ایران شد و آن پیام را توسط ثریا اسفندیاری به شاه رساند. «تاجالملوک آیرملو»، ثریا اسفندیاری و اشرف پهلوی بهخاطر محدودیتهایی که مصدق بر اختیارات شاه و خانواده سلطنتی اعمال کرده بود، و بهخطرافتادن منافع شخصیشان با مصدق مخالفت میکردند و در کودتا همکاری داشتند. بهدلیل آنکه فاقد جایگاه سیاسی قانونی بودند و حق مداخله رسمی در امور سیاسی را نداشتند، کنشگری آنها غیررسمی، غیرعلنی و البته غیرقانونی بود. آنها بهدنبال انتقامجویی از مصدق و جنبش ملیشدن نفت بودند و تا جایی که توانستند در برانداختن جنبش و رهبری آن تلاش کردند.ادامه در لینک:payamema.ir/payam/137764/@Shbazneshastega…
خبرگزاری حکومتی ایلنا: خط فقر ۹۰ میلیون تومان؛ حقوق کارگر جوابگوی ۹ روز!بنا بر گزارش منتشرشده توسط خبرگزاری حکومتی ایلنا به تاریخ ۲۶ مرداد ۱۴۰۵، سبد معیشت یک خانواده کارگری به رقم ۹۰ میلیون تومان رسیده است. این آمار که از دل دادههای مرکز آمار ایران بیرون آمده، به صراحت نشان میدهد که دستمزد محقر یک کارگر تنها جوابگوی ۹ روز از ماه است و مابقی روزها با فقر مطلق معنا پیدا میکند. جمهوری اسلامی با تحمیل این شرایط، طبقه کارگر و همه مزدبگیران را به شکلی سیستماتیک به لبه پرتگاه نیستی رانده است؛ چرا که اولویت حاکمیت نه سفره مردم، بلکه تزریق ثروتهای ملی به هزینه های جنگافروزیهای منطقهای و توسعه ماشین سرکوب است.وضعیت فاجعهبار اقتصادی باز هم در اعداد رسمی عیان شده است؛ جایی که خبرگزاری ایلنا نرخ تورم نقطهای خوراکیها را ۱۲۸.۱ درصد اعلام کرده است. این یعنی قیمت سبد خوراکیها نسبت به سال قبل ۲.۸ برابر شده و قیمت حداقل هشت قلم کالای اساسی در عرض یک سال بیش از ۱۰۰ درصد جهش داشته است. ثبت تورم سالانه ۶۶ درصدی و تورم نقطه به نقطه ۸۷.۹ درصدی، کارنامهای جز ویرانی کامل سفره مردم ندارد؛ سیاستی عامدانه که هزینه های نظامی و نیابتی رژیم را مستقیماً از شکم فرزندان کارگران بیرون میکشد.این فلاکت عیان، ثمره غارتگری ساختاری حکومتی است که بقای خود را در گرو سیاستهای منطقهای و گروگانگیری معیشت مردم میبیند. اما این مهندسی فقر، بیپاسخ نخواهد ماند؛ کارگرانی که با دستمزدهای چند روزه به بند کشیده شدهاند و چیزی برای از دست دادن ندارند، پتانسیل اصلی یک اعتراض بزرگ اجتماعی ناگزیر هستند. این آمارها گواهی بر ورشکستگی حکومت است و جامعه ایران را به سمت تعیین تکلیف برای رهایی از شرایطی هدایت میکند که پایانبخش این چرخه فساد و جنگطلبی خواهد بود.#زن_زندگی_آزادی@Shbazneshasteganir
یک واکسن میتواند از سرطان پیشگیری کند. با این حال، در ایران واکسن HPV هنوز در برنامه ملی واکسیناسیون قرار نگرفته است؛ برنامهای که پیش از جنگ، صحبتهایی درباره ورود آن به نظام واکسیناسیون کشور مطرح شده بود، اما متوقف شد.HPV یکی از شایعترین عفونتهای ویروسی است و برخی انواع آن میتوانند باعث سرطان دهانه رحم و چندین سرطان دیگر شوند. واکسیناسیون، بهویژه در سنین پایین و پیش از مواجهه با ویروس، یکی از مؤثرترین راههای پیشگیری از این سرطانهاست. به همین دلیل، در بسیاری از کشورهای جهان واکسن HPV بهصورت رایگان و از طریق برنامههای ملی، اغلب از دوران مدرسه، در دسترس کودکان و نوجوانان قرار میگیرد.اما در ایران، دسترسی به این واکسن عمدتاً به بازار خصوصی و توان مالی خانوادهها وابسته است. هزینه واکسن HPV خارجی از ۹ میلیون تا ۲۵ میلیون تومان و هزینه نسخه ایرانی آن حدود ۳ میلیون تومان است. یعنی پیشگیری از یک سرطان قابل پیشگیری، برای یک خانواده ممکن است در دسترس باشد و برای خانوادهای دیگر نه.این در حالی است که پیشگیری فقط به واکسن محدود نمیشود. در ایران برنامه جامع و فراگیری برای آموزش سلامت و بهداشت جنسی وجود ندارد و دسترسی به ابزارهای پیشگیری از بیماریهای مقاربتی نیز محدود شده است. توزیع رایگان اقلامی مانند کاندوم در شبکه بهداشت، برخلاف بسیاری از کشورها که این اقلام را بهصورت رایگان یا یارانهای در اختیار عموم قرار میدهند، طی سالهای اخیر در چارچوب سیاستهای افزایش جمعیت محدود شده است. نتیجه روشن است: گروههایی که بیش از همه به آموزش و ابزارهای پیشگیری نیاز دارند، ممکن است بیش از دیگران از دسترسی به آنها محروم بمانند.این فقط یک مسئله پزشکی نیست؛ یک مسئله حقوق بشری است.حق بر سلامت یعنی دولتها موظفاند دسترسی برابر به خدمات پیشگیرانه و مراقبتهای بهداشتی را فراهم کنند. ایران حتی یک نظام جامع و شفاف برای جمعآوری و انتشار دادهها درباره HPV ندارد. وقتی دادهای جمعآوری و منتشر نمیشود، چگونه میتوان برای پیشگیری سیاستگذاری کرد؟دولت ایران باید واکسن HPV را در برنامه ملی واکسیناسیون قرار دهد، دسترسی برابر و رایگان به آن را تضمین کند و دادههای مربوط به HPV و سرطانهای مرتبط با آن را بهطور شفاف جمعآوری و منتشر کند.پیشگیری از سرطان نباید یک امتیاز برای کسانی باشد که توان پرداخت دارند. سلامت، حق است؛ نه کالای لوکس.#پیشگیری_ودرمان_رایگان_حق_همگان@Shbazneshasteganir
بعد از ابلاغ رأی بدوی، تصمیم گرفتم برای اولین بار درباره پروندهای که پس از اجرای من در عمارت روبهرو تشکیل شد صحبت کنم. این ویدیو روایت من از آن اتفاق و پرسشی است که درباره رأی صادرشده دارم، با امید اینکه در روند قانونی و بر اساس قانون و محتویات پرونده پاسخ داده شود.#هیوا_سیفی_زاده #hiwaseyfizadeh #فساد_درون_ساختارست#زن_زندگی_آزادی@Shbazneshasteganir
بیانیهٔ ائتلافِ فعالان و رسانههای دانشجویی در مخالفت با اعدامدر بخشی از این بیانیه آمده است : اعدام، اجرای عدالت نیست؛ قتلِ عمدیِ انسانی است که دولت با اتکا به قانون، آن را مشروع اعلام میکند. هیچ نامی، از «حد» و «قصاص» تا «مجازاتِ قانونی» و «امنیتِ ملی»، ماهیتِ این عمل را تغییر نمیدهد.مخالفت با اعدام صرفاً مخالفت با یک مجازات نیست؛ مخالفت با یکی از بنیادیترین ابزارهای سلطه و سرکوبِ دولتی است. میانِ سرکوبِ خیابان، زندان و چوبهدار هیچ گسستی وجود ندارد؛ اینها حلقههای مختلفِ یک زنجیرهاند.از همینرو، مخالفتِ ما محدود به اعدامِ سیاسی نیست؛ مخالفتِ ما با اصلِ مجازاتِ اعدام است. هیچ دولت، دادگاه یا قانونی نباید اختیارِ سلبِ حقِ حیاتِ انسان را داشته باشد.ما با هر پروژهٔ سیاسی که عدالت را با انتقام، دادخواهی را با اعدام و گذار از استبداد را با بازتولیدِ ماشینِ کشتارِ دولت یکی بگیرد، مرزبندیِ صریح داریم.آیندهای که بر چوبهٔ دار بنا شود، امتدادِ گذشته است، نه گسست از آن.ما، دانشجویانِ امضاکنندهٔ این بیانیه، دفاع از حقِ زندگی را جداییناپذیر از مبارزه برای آزادی، برابری و دموکراسی میدانیم.ائتلافِ فعالان و رسانههای دانشجوییِ دانشگاههای تهران، بهشتی، علامه طباطبایی، علم و صنعت، خواجه نصیر، الزهرا و شیراز چهار شنبه ۲۸ مرداد ۱۴۰۵#نه_به_اعدام#زن_زندگی_آزادی@Shbazneshasteganir
