
@Shahrbanou_Tousi. شهربانوطوسی🌟هر چه دگرگونگی را سزاست ماندگاری را نادرخور.🌟 خاطرات خیال پریشان مرا همراه میشوید اینجا.#بیت_های_سرگردان🌟به کانال شاهنامه و حافظ از طریق نشانی زیر راه مییابید :https://t.me/shahnamevahafez
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 14 نمونه پست · پوشش داده: 2026/07/13 تا 2026/08/14
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 18 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
بیدارخواب و خاموش آهوی بیخیال خرامانیدر جلگههای خرّم آبم امشبآب از سرم گذشتهست اما هراس مرگم نیست من ماهیام نیلوفری گریزان بر آبم تصویر ناشکیب درختی در آبهای خوابم امشبمن در کوچه باغ خاطرهای دور فانوس چرب سوزی در دست خوابگردی غمناکم شاید فانوس نیستم من من آفتابم امشب ...#منوچهر_آتشی@sherbanoo
اگر چه دلکش و زیبا جهان اگر چه فریبا بدون لطف نگاهتکه اعتبار ندارد #شهربانو_طوسی @sherbanoo
نوشت: خیلیها مرا آنفالو کردند. « دیگر پیگیرم نیستند.»الهی خدا ما را آنفالو نکند آنفالوی دیگران را چه اعتباری ست؟😌 یارب نظر تو برنگردد . @sherbanoo
از وطن میخواهد اهریمن زمین سوخته روز تاریک و سیاه ما به چشمش روشن است قطعه قطعه سهم میخواهند از آن کفتارهااین، که میخواهند آن را تکه تکه میهن است #شهربانو_طوسی@sherbanoo
هوشمندی که به هنگامۀ مستان افتد مصلحت نیست که هوشیار نماید خود را #صائب@sherbanoo
یک شعله که از سمت تو پا میگیردمیگردد و دامن تو را میگیرددور و بر تو که شعلهها میگردندتردید نکن دل خدا میگیرد #شهربانو_طوسی @sherbanoo
اگر طوفان وزید و سرو برپا ماند و پا برجا کسی آیا ملامت میکند این ایستادن را؟#شهربانو_طوسی @sherbanoo
#عکس_نوشته همزاد با سیاهی و سردی وقتی که از قبیلهی دردی مجبوری از خودت بگریزی با غیر خویش نیز نگردی #شهربانو_طوسی ♾ @vaajeh_magazine واژه | مجله مجازی شعر جوانسپاسگزارم از گروه محترم واژه
#عکس_نوشتههمزاد با سیاهی و سردیوقتی که از قبیلهی دردیمجبوری از خودت بگریزیبا غیر خویش نیز نگردی#شهربانو_طوسی♾ @vaajeh_magazineواژه | مجله مجازی شعر جوان
یوسف عزیزم رفت ای برادران رحمی کز غمش عجب بینم حال پیر کنعانی حافظ زندگی را بسیار دوست داشتی. در هوشیاری و ناهوشیاری آرزوی زیارت کربلا بر زبانت بود. چفیۀ جبهۀ دوست، آرام بخش دردهایت از آن تومور لعنتی جاخوش کرده در سرت بود.با تنی رنجور به دیدار یار رفتی روحت شاد پهلوان مَرد. این اواخر دلم پر میکشید برای دیدنت اما تاب دیدن ناتوانیات در من نبود. روحت شاد. مهمان حضرت اباعبدالله باشی دایجون عباس عزیز ما . ابالفضل العباس ضامنت باشد. لطف شما فاتحهای بدرقۀ راه داییجان پهلوانم🙏🏻🥀@sherbanoo
نفرین به روزگار مرا از تو دور کرد یک عمر در ندیدن رویت صبور کرد #شهربانو_طوسی@sherbanoo
❇️فراخوان شرکت در برنامه رادیویی❇️📻رادیو قم برگزار می کند:برنامه رادیو قافیه 🎶دانش آموزان شاعر و دانشجویان شاعر برای شرکت در این برنامه و کسب اطلاعات بیشتر می توانند به شماره 09043665634 در پیام رسان ایتا پیام دهند.📻برنامه رادیو قافیه با هدف کشف استعداد و معرفی شاعران دانش آموز و دانشجو هر هفته چهارشنبه از ساعت ۲۲ تا ۲۳ از رادیو قم با طول موج ۹۴/۵ مگاهرتز پخش می شود.اولین برنامه رادیو قافیه چهارشنبه ۷ مرداد ۱۴۰۵ از صدای مرکز قم پخش خواهد شد.
به نامش و یاریاش«رفتار با دوست و دشمن در سخنِ #سعدی» ادبیات ما را که بخوانی شاعر و نویسندهای را شاید به اندازۀ سعدی اهل سفارش به خوی نیک و مدارا نیابی آنجا که میگوید:«به اخلاق با هرکه خواهی بساز/ اگر زیردست است و گر سرفراز» یا در جای دیگر کار این جهان را به جهان دیگر گره میزند که: «تو با خلق نیکی کن ای نیک بخت/ که فردا نگیرد خدا بر تو سخت»گاه، دیگردوستی را به آنجا میرساند که:«چو بیند کسی زهر در کام خلق/کی اش بگذرد آب نوشین به حلق؟ یا «مردی نه به قوت است و شمشیرزنی/آن است که جوری که توانی نکنی»از این دست بیتها در شعر سعدی بسیار است. سعدی گاه حتی انسان را به نرمی در برابر دشمن فرا میخواند:«به نرمی ز دشمن توان کرد دوست/ چو با دوست سختی کنی دشمن اوست»ولی به این نکته نیز توجه میدهد که: «چشم اگر با دوست داری گوش با دشمن مکن» او دربارۀ دشمنانی که همدستند و میدانی از آنها در امان نخواهی بود به راهی دیگر میرود و میگوید پیش از آنکه با هم یکدست و همدل شوند شرّ یکی از آنها را با نیرنگ و چاره از خود دور کن میان دو بدخواه کوتاه دستنه فرزانگی باشد ایمن نشستکه گر هر دو باهم سگالند رازشود دست کوتاه ایشان دراز یکی را به نیرنگ مشغول دار و دیگری را دگر را برآور ز هستی دمار اگر دشمنی پیش گیرد ستیز به شمشیر تدبیر خونش بریز برو دوستی گیر با دشمنش که زندان شود پیرهن بر تنش میبینیم مصلح الدینی که صلاح و فساد را خوب میشناسد و نرمی را از درشتی دوستتر میدارد جایی که پای دشمن ستیزنده و ستیهنده به میان میآید رنگ و بوی سخن را دگرگونه میکند و میگوید: «دگر را برآور ز هستی دمار» از هستیاش دمار برآور . «دمار» رگ و پی است رگ و پی او را از هستیاش بیرون بکش. یک راه دمار کسی را بیرون کشیدن این است که با دشمنش دوستی کنی. به قول شاعری: زخمی به او بزن عمیقتر از انزوا. و در جایی دیگر، شعرش قاعدۀ چشم در برابر چشم را یا برابری در رفتار را به یاد میآورد:«کسی که لطف کند با تو خاک پایش باش/وگر ستیزه برد در دو چشمش آکَن خاک!» یا «تو هم جنگ را باش چون کینه خواست که با کینه ور مهربانی خطاست !چو با سفله گویی به لطف و خوشیفزون گرددش کبر و گردن کشیبه اسبان تازی و مردان مردبر آر از نهاد بداندیش گرد»و نیز هوشیارانه توجه میدهد که:«مگو دشمنِ تیغزن بر در است /که انباز دشمن به شهر اندر است»این تصور را از خودت دور کن که دشمن بیرون دروازه است زیرا شریک گماشتۀ او در شهر است. و باز میگوید: «دشمن چون از همه کار فروماند سلسلۀ دوستی بجنباند.»نقطۀ ختم سخن را در پایان این سطر بگذاریم که : سعدی مخاطب خود را به هوشیاری در برابر دشمن و برگزیدن شیوههای متناسب با موقعیت فرامیخواند. #شهربانو_طوسی✍🏻#دوست#دشمن#جنگ@sherbanoo