مصاحبه با روزنامه جهان صنعت پیرامون تشدید محاصره اقتصادی اعلام شده از سوی ترامپ: یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۴…
انتشار: 2026/08/23 08:12 UTCدریافت: 2026/08/24 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 00:35 UTC
مصاحبه با روزنامه جهان صنعت پیرامون تشدید محاصره اقتصادی اعلام شده از سوی ترامپ: یکشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۵jahanesanat.ir/?p=653647
پستهای تلگرام — کانال سید مرتضی افقه
اگر این تصمیم اجرایی شود، از نظر ماهیت با فشارها و تحریمهای قبلی تفاوت دارد و میتواند تاثیرگذاری بسیار بیشتری داشته باشد؛ آن هم در شرایطی که سالها از آغاز تحریمها گذشته و حتی پیش از جنگ نیز خزانه دولت با مشکلات جدی مواجه بود.اکنون جنگ نیز به این شرایط اضافه شده و بنا بر آنچه مسوولان بهصورت روزانه اعلام میکنند، چند ماه است که فروش نفت کشور تقریبا به صفر رسیده است بنابراین در چنین شرایطی، نخستین مساله باید تمرکز و انسجام در تصمیمگیری باشد. جریانهای تندرو و بهنظر من جریانهایی که در شرایط فعلی رویکردهای ضدملی دارند، نباید امکان تاثیرگذاری گسترده بر تصمیمات کشور داشته باشند.از سوی دیگر، در شرایط بسیار بحرانی فعلی نباید اجازه داد برخی اقتصاددانان طرفدار اقتصاد آزاد نیز تصمیمات نادرست خود را بر دولت مسعود پزشکیان تحمیل کنند. این مساله میتواند در شرایط فعلی ضربه بسیار سنگینی به اقتصاد کشور وارد کند. برای مثال، اخیرا دیدم یکی از این افراد معتقد بود آزادسازی قیمتها نباید بهصورتتدریجی انجام شود بلکه باید بهیکباره به همه قیمتها شوک وارد کرد. او برای این دیدگاه نیز نمونههایی از چند کشور را مطرح کرده بود. بهنظر من چنین مقایسهای با شرایط ایران، مقایسه درستی نیست.این رویکرد عملا میتواند برای دولت چراغسبزی باشد که در شرایطی که با کمبود منابع مالی مواجه است، بهسمت سیاستهایی برود که شاید در کوتاهمدت بخشی از مشکل مالی دولت را حل کند اما فشار بسیار سنگینی به مردم وارد خواهد کرد. بهگمان من باید در شرایط بحرانی فعلی، از تاثیرگذاری چنین جریانهایی نیز جلوگیری و تصمیمات عاقلانهای اتخاذ شود که بیش از این، فشار بر مردم را افزایش ندهد.
در چنین شرایطی، مساله مهم این است که باید دید مردم تا چه اندازه توان و آمادگی تحمل فشارهای جدید را دارند. من در ابتدای دولت مسعود پزشکیان، حتی پیش از آغاز جنگ، نامهای خطاب به ایشان منتشر کردم و گفتم که پس از هشتسال تحریم و باتوجه به وضعیت خزانه کشور، از نظر اقتصادی امکان مانور چندانی وجود ندارد بنابراین پیشنهاد کردم دستکم در حوزه فرهنگی و اجتماعی، فشارهایی را که ازسوی یک اقلیت بر جامعه وارد میشود، کاهش دهند تا بخشی از سرمایه اجتماعی کشور حفظ شود و مردم بتوانند در شرایط دشوار از حاکمیت حمایت کنند.قدرت یک کشور صرفا به قدرت نظامی محدود نمیشود. بخش مهمی از قدرت ملی، به همراهی مردم و سرمایه اجتماعی وابسته است و نمیتوان این مولفه را نادیده گرفت. بههمیندلیل، آن زمان نیز به موضوعاتی مانند اینترنت، حجاب، برخی فشارهای فرهنگی و محدودیتهایی که در زمینه برگزاری کنسرتها وجود داشت، اشاره کردم. مخاطبان این حوزهها معمولا دسترسی بیشتری به رسانه و مطبوعات دارند و صدای آنها شنیده میشود؛ برخلاف بخشهایی از جامعه که تحتفشار اقتصادی قرار دارند و اساسا دسترسی و امکان بیان مطالبات خود در رسانهها را ندارند.اگر فشار اقتصادی جدید وارد شود، ایران نتواند مسیرهای جایگزین پیدا کند و کشورهای دیگر نیز با آن همراهی کنند، اقتصاد کشور شکنندهتر خواهد شد و فشار معیشتی بر مردم افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی، دامنه مشکلات اجتماعی نیز گستردهتر خواهد شد بنابراین نباید اجازه داد در چنین وضعیتی، فشارهای فرهنگی و اجتماعی ازجمله فشارهای مرتبط با حجاب و مصوبههای اخیر، همچنان ادامه پیدا کند. اگر بتوان از این فشارها جلوگیری کرد، شاید بخشی از بدنه اجتماعی کشور همچنان آمادگی همراهی و کمک به عبور از شرایط دشوار را داشته باشد؛ در غیر این صورت، بهنظر من تحمل مردم بسیار کمتر از گذشته خواهد شد.کشور ما بخش قابلتوجهی از نیازهای غذایی و بهویژه نهادههای دامی خود را ازطریق واردات تامین میکند. اگر این واردات نیز تحتتاثیر فشارهای جدید قرار بگیرد، بازار خوراک و درنهایت بازار موادغذایی با چه وضعیتی مواجه خواهد شد؟متاسفانه بخشی از این وضعیت، نتیجه سیاستهای نادرستی است که طی سه یا چهاردهه گذشته دنبال شده است. برخلاف شعارهایی که همواره درباره کاهش وابستگی به خارج مطرح میشد، سیاستگذاریها در حوزه کشاورزی بهشکلی پیش رفت که تمرکز زیادی صرفا بر تولید محصولاتی مانند گندم قرار گرفت، درحالیکه میشد سیاستهای دیگری نیز در پیش گرفت تا نیازهایغذایی و اساسی کشور تا این اندازه به خارج وابسته نباشد.اگر تولید یا واردات مواد غذایی با مشکل مواجه شود و فشار جدید نیز به این بخش وارد شود، در گام نخست آسیبپذیری دهکهای پایین جامعه افزایش خواهد یافت. بهنظر من، در شرایط فعلی حتی ششدهک نخست جامعه میتوانند تحتتاثیر مستقیم این وضعیت قرار بگیرند و فشار بیشتری را متحمل شوند. این مساله میتواند برخی از این خانوارها را وارد مرحله بحران کند و حتی ممکن است بخشی از آنها به زیر خط فقر سقوط کنند.در کنار تبعات اقتصادی، این وضعیت میتواند پیامدهای اجتماعی و سیاسی نیز بهدنبال داشته باشد، بهویژه اگر کشور نتواند برای شرایط جدید راهکار مناسبی پیدا کند.باتوجه به شرایط فعلی، آیا به نظر شما دیگر چارهای جز حرکت بهسمت مذاکره وجود ندارد؟ بهویژه باتوجه به اینکه برخی جریانهای تندرو همچنان در مسیر مذاکره مانع ایجاد میکنند.متاسفانه دیگر فرصت چندانی برای کشور باقی نمانده است. حتی من پیشنهاد میکنم کسانی که با مذاکره مخالفت میکنند، مسوولیت اداره دولت را برعهده بگیرند و درعمل نشان دهند که چگونه میتوانند این شرایط را مدیریت کنند! البته این جریانها پیش از این نیز، فرصت آزمون داشتهاند. در دوره شهید رییسی نشان دادند که بسیاری از ادعاهایی که مطرح میکنند، در عمل قابلتحقق نیست. در دوره احمدینژاد نیز، باوجود برخورداری کشور از بالاترین درآمدهای نفتی، در سالهای پایانی دولت شرایط به مرحلهای رسید که حتی رهبری شهید نیز اجازه مذاکره با آمریکا را صادر کردند.شرایط امروز، بهمراتب وخیمتر از سالهای پایانی دولت احمدینژاد و حتی دوره شهید رییسی است. بنابراین بهنظر من، سیاستگذاران و تصمیمگیران تاثیرگذار باید فشار بیشتری وارد کنند تا جریانهای ضدمذاکره نتوانند در مسیر تصمیمگیریهای کشور مانع ایجاد کنند. در غیراین صورت، پیشبینی آینده بسیار دشوار خواهد بود.اگر بخواهید در پایان جمعبندی کلی از شرایط فعلی داشته باشید، مهمترین نکتهای که باید موردتوجه قرار گیرد چیست؟
Morteza Afghah:jahanesanat.ir/?p=653647%D8%AC%D9%87%D8%A… صنعت عواقب تهدید اقتصادی جدید ترامپ را بررسی میکند:«روز دی» تهدیدی بالاتر از تحریم!گروه بازرگانی و کشاورزیکدخبر: 653647یکشنبه ۱ شهریور ۱۴۰۵تهدید اقتصادی جدید آمریکا علیه ایران میتواند فشار معیشتی را افزایش دهد و تابآوری اقتصاد و جامعه را به چالش بکشد.جهان صنعت-جنگ حتی زمانی که صدای انفجارها فروکش میکند، لزوما بهپایان نمیرسد؛ گاهی میدان نبرد از مرزها و آسمانها به بازارها، حسابهای بانکی، مسیرهای تجارت و سفره مردم منتقل میشود. در حالی که ششمینماه جنگ رو به پایان است و نه نشانی از تبادل آتش بهچشم میخورد و نه مسیر روشنی برای مذاکرات پایان جنگ شکل گرفته، بهنظر میرسد تهران و واشنگتن وارد مرحله تازهای از رویارویی شدهاند؛ مرحلهای که سلاح اصلی آن، فشار اقتصادی است. در آستانه اعمال تحریمهای جدید آمریکا، تهدیدها دیگر تنها متوجه اقتصاد ایران نیست و این بار شرکای تجاری تهران نیز در تیررس فشارهای واشنگتن قرار گرفتهاند؛ اقدامیکه در صورت تحقق میتواند یکی از مهمترین مسیرهای تنفس اقتصادی ایران را هدف بگیرد.اقتصاد ایران سالهاست با تحریمهای گسترده دستوپنجه نرم میکند و تقریبا تمامی شریانهای اصلی آن، از انرژی و نظام مالی گرفته تا حملونقل، پیشتر طعم تحریم را چشیدهاند. ازاینرو، تحریمهای تازه را نمیتوان صرفا تکرار نسخههای قبلی دانست. آنچه این بار اهمیت دارد، تلاش برای بستن مسیرهایی است که ایران در طول سالهای گذشته برای ادامه تجارت، فروش نفت و حفظ ارتباط با اقتصاد جهانی پیدا کرده است؛ مسیری که در صورت هدف قرار گرفتن شرکای تجاری تهران، بهویژه چین، میتواند هزینه دور زدن تحریمها را بهشکل محسوسی افزایش دهد.در چنین شرایطی، تهدید «روز دی» اقتصادی علیه ایران، تنها یک هشدار سیاسی نیست بلکه میتواند آزمونی جدی برای تابآوری اقتصادی و اجتماعی کشور باشد. ایران اگرچه در برابر تحریمها بیتجربه نیست و طی سالهای گذشته سازوکارهایی برای ادامه تجارت و فروش نفت ایجاد کرده اما اقتصاد تحریمزده امروز با اقتصادی که سالها پیش نخستین تحریمها را تجربه میکرد، تفاوت دارد. جنگ، کاهش منابع مالی، فشار بر تجارت خارجی و فرسایش توان معیشتی مردم، ظرفیت تحمل اقتصاد و جامعه را محدودتر کرده است.خطر اصلی نیز دقیقا همینجاست؛ تحریمها درنهایت در نمودارهای اقتصادی متوقف نمیشوند. وقتی واردات نهادههای دامی، مواد اولیه و کالاهای اساسی دشوارتر و پرهزینهتر شود، اثر آن از بنادر و حسابهای تجاری عبور کرده و خود را در قیمت مواد غذایی و سفره خانوار نشان میدهد. فشار اقتصادی در چنین شرایطی میتواند بهجای آنکه صرفا دولت را هدف بگیرد، مستقیما متوجه دهکهای پایین و متوسط جامعه شود؛ همان بخشهایی که در سالهای گذشته نیز بیشترین هزینه تحریم و تورم را پرداختهاند.در همین نقطه است که بحث مذاکره و نحوه مواجهه با جریانهای مخالف آن دوباره به مرکز مناقشه بازمیگردد. پرسش اصلی دیگر فقط این نیست که ایران چگونه تحریمهای تازه را دور بزند؛ پرسش این است که آیا اقتصاد و جامعه ایران ظرفیت تحمل یک دور تازه از فشار حداکثری را دارد یا نه.مرتضی افقه، کارشناس مسائل اقتصادی در گفتوگو با «جهانصنعت» به بررسی این مساله میپردازد.درباره تهدید ترامپ مبنی بر اینکه شرکای تجاری ایران را آنقدر تحت فشار قرار دهد که عملا تجارت با ایران به صفر برسد، صحبتهای زیادی مطرح شده است. اگر این تهدید عملی شود، ایران با چه پیامدهایی مواجه خواهد شد؟بهنظر میرسد ترامپ کمهزینهترین راه برای رسیدن به اهداف خود را فشار اقتصادی میداند. متاسفانه اقتصاد نیز طی سالهای گذشته یکی از نقاط ضعف اصلی کشور بوده و حتی میتوان گفت در مقاطعی آسیبپذیری اقتصادی ما از آسیبپذیری نظامی بیشتر بوده است. شاید ترامپ نیز این مساله را بهدرستی تشخیص داده و از همین مسیر وارد شده است؛ مسیری که متاسفانه هزینههای جانی و مالی قابلتوجهی به مردم تحمیل کرده است.تهدید اخیر اقدام خطرناکی است. البته اگر ایران بخواهد دربرابر این فشار مقاومت کند، باید مانند گذشته راههایی برای دور زدن محدودیتها و یافتن مسیرهای جایگزین پیدا کند؛ همانطور که پس از اعمال تحریمها توانست راههایی برای ادامه فروش نفت پیدا کند.اما اگر نتوانیم راههای جایگزین ایجاد کنیم، این بار شرایط تا حد زیادی از اختیار ما خارج خواهد بود؛ چراکه فشار آمریکا صرفا متوجه ایران نیست و شرکای تجاری کشور را نیز هدف قرار میدهد. اگر کشورهایی مانند چین و روسیه و حتی یکی دو کشور دیگر بتوانند در برابر این فشار مقاومت کنند، شدت آثار آن کاهش خواهد یافت اما اگر این کشورها همراهی نکنند یا نتوانند در برابر فشار آمریکا مقاومت کنند، مشکلات اقتصادی ایران بسیار شکنندهتر از وضعیت فعلی خواهد شد.


