در چنین شرایطی، مساله مهم این است که باید دید مردم تا چه اندازه توان و آمادگی تحمل فشارهای جدید را…
انتشار: 2026/08/23 10:44 UTCدریافت: 2026/08/24 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 00:35 UTC
در چنین شرایطی، مساله مهم این است که باید دید مردم تا چه اندازه توان و آمادگی تحمل فشارهای جدید را دارند. من در ابتدای دولت مسعود پزشکیان، حتی پیش از آغاز جنگ، نامهای خطاب به ایشان منتشر کردم و گفتم که پس از هشتسال تحریم و باتوجه به وضعیت خزانه کشور، از نظر اقتصادی امکان مانور چندانی وجود ندارد بنابراین پیشنهاد کردم دستکم در حوزه فرهنگی و اجتماعی، فشارهایی را که ازسوی یک اقلیت بر جامعه وارد میشود، کاهش دهند تا بخشی از سرمایه اجتماعی کشور حفظ شود و مردم بتوانند در شرایط دشوار از حاکمیت حمایت کنند.قدرت یک کشور صرفا به قدرت نظامی محدود نمیشود. بخش مهمی از قدرت ملی، به همراهی مردم و سرمایه اجتماعی وابسته است و نمیتوان این مولفه را نادیده گرفت. بههمیندلیل، آن زمان نیز به موضوعاتی مانند اینترنت، حجاب، برخی فشارهای فرهنگی و محدودیتهایی که در زمینه برگزاری کنسرتها وجود داشت، اشاره کردم. مخاطبان این حوزهها معمولا دسترسی بیشتری به رسانه و مطبوعات دارند و صدای آنها شنیده میشود؛ برخلاف بخشهایی از جامعه که تحتفشار اقتصادی قرار دارند و اساسا دسترسی و امکان بیان مطالبات خود در رسانهها را ندارند.اگر فشار اقتصادی جدید وارد شود، ایران نتواند مسیرهای جایگزین پیدا کند و کشورهای دیگر نیز با آن همراهی کنند، اقتصاد کشور شکنندهتر خواهد شد و فشار معیشتی بر مردم افزایش پیدا میکند. در چنین شرایطی، دامنه مشکلات اجتماعی نیز گستردهتر خواهد شد بنابراین نباید اجازه داد در چنین وضعیتی، فشارهای فرهنگی و اجتماعی ازجمله فشارهای مرتبط با حجاب و مصوبههای اخیر، همچنان ادامه پیدا کند. اگر بتوان از این فشارها جلوگیری کرد، شاید بخشی از بدنه اجتماعی کشور همچنان آمادگی همراهی و کمک به عبور از شرایط دشوار را داشته باشد؛ در غیر این صورت، بهنظر من تحمل مردم بسیار کمتر از گذشته خواهد شد.کشور ما بخش قابلتوجهی از نیازهای غذایی و بهویژه نهادههای دامی خود را ازطریق واردات تامین میکند. اگر این واردات نیز تحتتاثیر فشارهای جدید قرار بگیرد، بازار خوراک و درنهایت بازار موادغذایی با چه وضعیتی مواجه خواهد شد؟متاسفانه بخشی از این وضعیت، نتیجه سیاستهای نادرستی است که طی سه یا چهاردهه گذشته دنبال شده است. برخلاف شعارهایی که همواره درباره کاهش وابستگی به خارج مطرح میشد، سیاستگذاریها در حوزه کشاورزی بهشکلی پیش رفت که تمرکز زیادی صرفا بر تولید محصولاتی مانند گندم قرار گرفت، درحالیکه میشد سیاستهای دیگری نیز در پیش گرفت تا نیازهایغذایی و اساسی کشور تا این اندازه به خارج وابسته نباشد.اگر تولید یا واردات مواد غذایی با مشکل مواجه شود و فشار جدید نیز به این بخش وارد شود، در گام نخست آسیبپذیری دهکهای پایین جامعه افزایش خواهد یافت. بهنظر من، در شرایط فعلی حتی ششدهک نخست جامعه میتوانند تحتتاثیر مستقیم این وضعیت قرار بگیرند و فشار بیشتری را متحمل شوند. این مساله میتواند برخی از این خانوارها را وارد مرحله بحران کند و حتی ممکن است بخشی از آنها به زیر خط فقر سقوط کنند.در کنار تبعات اقتصادی، این وضعیت میتواند پیامدهای اجتماعی و سیاسی نیز بهدنبال داشته باشد، بهویژه اگر کشور نتواند برای شرایط جدید راهکار مناسبی پیدا کند.باتوجه به شرایط فعلی، آیا به نظر شما دیگر چارهای جز حرکت بهسمت مذاکره وجود ندارد؟ بهویژه باتوجه به اینکه برخی جریانهای تندرو همچنان در مسیر مذاکره مانع ایجاد میکنند.متاسفانه دیگر فرصت چندانی برای کشور باقی نمانده است. حتی من پیشنهاد میکنم کسانی که با مذاکره مخالفت میکنند، مسوولیت اداره دولت را برعهده بگیرند و درعمل نشان دهند که چگونه میتوانند این شرایط را مدیریت کنند! البته این جریانها پیش از این نیز، فرصت آزمون داشتهاند. در دوره شهید رییسی نشان دادند که بسیاری از ادعاهایی که مطرح میکنند، در عمل قابلتحقق نیست. در دوره احمدینژاد نیز، باوجود برخورداری کشور از بالاترین درآمدهای نفتی، در سالهای پایانی دولت شرایط به مرحلهای رسید که حتی رهبری شهید نیز اجازه مذاکره با آمریکا را صادر کردند.شرایط امروز، بهمراتب وخیمتر از سالهای پایانی دولت احمدینژاد و حتی دوره شهید رییسی است. بنابراین بهنظر من، سیاستگذاران و تصمیمگیران تاثیرگذار باید فشار بیشتری وارد کنند تا جریانهای ضدمذاکره نتوانند در مسیر تصمیمگیریهای کشور مانع ایجاد کنند. در غیراین صورت، پیشبینی آینده بسیار دشوار خواهد بود.اگر بخواهید در پایان جمعبندی کلی از شرایط فعلی داشته باشید، مهمترین نکتهای که باید موردتوجه قرار گیرد چیست؟


