📖 «تا اطلاع ثانوی»؛ روایت تعلیق همگانی🖌دکتر احسان قمری ⚔️ این روزها، هر پنجرهای که به سوی آینده با…
انتشار: 2026/08/23 10:55 UTCدریافت: 2026/08/24 10:45 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 10:45 UTC
📖 «تا اطلاع ثانوی»؛ روایت تعلیق همگانی🖌دکتر احسان قمری ⚔️ این روزها، هر پنجرهای که به سوی آینده باز میکنیم؛ با برچسب «تا اطلاع ثانوی» مواجه میشویم. گویی همهمان در سالن انتظار ایستگاهی نشستهایم که نه زمان حرکت قطارش مشخص است و نه مقصد نهاییاش. از وعدههای سیاسی گرفته تا برنامههای اقتصادی و رویدادهای فرهنگی، همگی در هالهای از ابهام و تعویق فرو رفتهاند.⚔️ در سیاست، وعدههای اصلاحی و گشایشهای وعدهدادهشده، یکییکی در حوالی «هفتههای آینده» گم میشوند. هر تصمیم سرنوشتسازی با مهربانی به تعویق میافتد؛ گویی نه عجله ای در کار است و نه پایانی برای این مکثِ همیشگی. اما این تعویقها، بیش از آنکه نشانی از تدبیر باشد، حکایت از فلجی ارادی دارد؛ جایی که هیچکس جرأت نمیکند قدم اول را بردارد، مبادا زمینخوردنش، بهانهای برای سرزنش تاریخ شود. نتیجه، جامعه ای است که نفسهایش به شماره افتاده و افقهایش در مهآلودترین نقطهی ممکن گم شدهاند.⚔️ در عرصهی اقتصاد و تجارت، بازار دیگر با قیمتها که با «نگاه به فردا» نفس میکشد. سرمایهدار کوچک در انتظار ثبات، کارمند ساده در انتظار حقوق موعود، و مدیران ارشد در انتظار بخشنامهای که هر لحظه ممکن است رنگ عوض کند. واردات، تولید و صادرات، همگی در برزخی از مجوزهای موقت و بخشنامههای نسخهپذیر گرفتارند. گویی «صبر»، خود به کالایی استراتژیک تبدیل شده که انبارش از طلا هم گرانتر تمام میشود؛ صبری که نه از روی رضایت، که از سرِ ناچاری به خورد جامعه داده میشود.⚔️ در فرهنگ و هنر، وضعیت غمانگیزتر است. سالنهای تئاتر نیمروشنتر از همیشهاند، کتابها با فاصلهای نامحسوس از انتشار خاک میخورند و فیلمها در راهروهای طولانی ممیزی، پیر و از رمق میافتند. هنرمند با قلمی که دیگر نه برای کشف که برای تأیید مینویسد، در میان این تعلیق همگانی، تنها یک سؤال وجود دارد: «تا اطلاع ثانوی» یعنی تا کی؟ تا وقتی که جرأت دیدن، جای خود را به عادتِ نادیدن بسپارد؟⚔️ حتی در زندگی روزمرهی ما، این تعویق نفوذ کرده است. قرارهای ملاقات، سفرهای روی کاغذ، عاشقیهای محتاطانه و تصمیمهای بزرگ زندگی، همگی با برچسب «فعلاً نه» به تعویق افتادهاند. انگار که جامعهای از آدمهای موقت ساختهایم؛ موقتاً شاد، موقتاً ناامید، موقتاً در انتظار. این تعلیقِ عادتها، آرامآرام به بخشی از هویت جمعی ما تبدیل میشود.⚔️ ریشهی این بحران چیست؟ شاید این تعویق همگانی، نشانهی بحران عمیق تصمیمگیری جمعی باشد؛ جایی که نه نهادها قدرت، پیشبینی آینده را دارند و نه افراد به افق روشنی اعتماد میکنند. «تا اطلاع ثانوی» واژهای شده برای پنهان کردن درماندگی در پشت نقابِ صبر و مدارا. اما واقعیت این است که هر روزِ تعویق، فاصلهای است میان «آنچه هست» و «آنچه میتوانست باشد»؛ فاصلهای که اگر تداوم یابد، به پرتگاهی بیبازگشت تبدیل خواهد شد.⚔️ فرجامِ این حوالهی بیپایان آن خواهد بود که اگر «تا اطلاع ثانوی» به فرهنگ ثابتِ ما بدل شود، دیگر نه فردایی در کار خواهد بود و نه امروزی. همهچیز در هالهای از گذشتهای که تکرار میشود و آیندهای که هرگز نمیرسد، محو میگردد. شاید وقت آن رسیده که از این ایستگاهِ انتظارِ ساختگی بیرون بزنیم و به خود یادآوری کنیم که خبر ثانوی را کسی نمیآورد، مگر خودمان که تصمیم بگیریم اطلاعیه را خودمان بنویسیم. تا اطلاع ثانوی، هنوز میتوانیم انتخاب کنیم که منتظر نمانیم؛ میتوانیم «ثانوی» را به «الان» تبدیل کنیم. و این، شاید تنها روزنهی امید در این حوالیِ بینهایتِ تعویق باشد.از کانال انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها