اسطــوره_ قسمت_264 . صداي ضعیف دایی با تاخیر به گوشم رسید. - دانیار جان؟ لبه میز را فشردم. - دایی.…
انتشار: 2026/06/18 20:05 UTC
اسطــوره_ قسمت_264 . صداي ضعیف دایی با تاخیر به گوشم رسید. - دانیار جان؟ لبه میز را فشردم. - دایی. لعنت به این صخره. - اجازه دادن به دوربین مرکزي وصل شیم. الان اگه کامپیوترت رو روشن کنی می تونی ما رو ببینی. دکمه وبکم را زدم. راهرویی مثل راهروي تمام…اسطــوره_ قسمت_265من همه علائمش را داشتم. - نمی شه خودتون یه خبري بگیرین؟قبل از پاسخ او در اتاق باز شد و زنی سبزپوش بیرون آمد. همزمان با هجوم دایی و فرزندانش به سمت پرستار، من هم از جا پریدم. پیچ اسپیکر را تا آخر پیچاندم و همه تنم را چشم کردم و به مانیتور دوختم. "Whats up" شاهو زن عجله داشت. ماسکش را انداخت و ضربه اي به بازوي شاهو زد و گفت: . cool down - و با قدم هاي تند از معرض دید من خارج شد. داد زدم: - منظورش از آروم باشین چی بود؟ چرا گذاشتی بره؟ چرا نپرسیدي؟ اما شاهو هندزفري اش را از گوش بیرون آورده بود و صداي من را نمی شنید، اما من صداي دایی را می شنیدم. - یا امام غریب! امام غریب دیگر چه کسی بود؟ این حرف ها یعنی چه؟ چرا شاهو مات مانده؟ چرا نشمین دستش را روي دهانش گذاشته؟ فقط گفت آرام باشید. همین را گفت. آرام بودن که معنی بدي نمی داد. زن برگشت. دایی راهش را بست. من با آن فاصله التماس را در چشمانش می دیدم. کف دستانش را بهم چسباند و گفت: .Please - زن نگاهش را بین آن ها چرخاند و گفت: SO sorry ... We are missing him - دایی زانو زد و نالید: - یا علی! شاهو مشتش را به دیوار کوبید و فریاد زد: - نه. نشمین جیغ کشید: - خدا! دستم را بالا آوردم. چه شد؟ sorry که همیشه معناي تاسف نمی دهد. گاهی یعنی ببخشید. شاید منظورش این بود که ببخشید برو کنار. ببخشید وقت ندارم. ها یا missing همیشه که معناي از دست دادن نمی دهد. شاید منظورش این بوده که دلش تنگ شده. دلش تنگ شده حتما. سرم را چرخاندم. شاداب با صورت سفید و دهان باز به مانیتور نگاه می کرد. صخره را قورت دادم و گفتم: - شاداب ... sorry به فارسی چی میشه؟ با چرخاندن مردمکش هزاران قطره اشک با هم چکید. نه! این ها ترجمه بلد نبودند.


