.در عرفان شیعی، حقیقت ولایت نه در زنجیرههای تاریخیِ طریقتها، که در جوهر باطنیِ امامت خلاصه میشود…
انتشار: 2026/07/17 21:09 UTC
.در عرفان شیعی، حقیقت ولایت نه در زنجیرههای تاریخیِ طریقتها، که در جوهر باطنیِ امامت خلاصه میشود. بسیاری از سلاسل صوفیه که ظاهراً به مذاهبِ رایج پیوستهاند، در باطن، همواره با نورِ علوی هماهنگ بودهاند و این زیستِ باطنی در پوستهای دیگر، نه انکارِ جوهرِ تشیع، که بقایِ آن در شرایطِ تقیّه و ادوارِ پرخفقان است. از این منظر، اختلافِ سلسلهها و انتسابِ برخی به خلفاء، نباید مایهی طردِ آنان شود؛ چرا که در نگاهِ باطنی، نسبتِ روحی بر نسبتِ تاریخی مقدّم است و آنچه آفتِ راه است، تعصّبِ کور و نادیدهگرفتنِ حقیقتِ واحد در پسِ این کثرات است. مکتبِ عرفانیِ نجف، با تلفیقِ فقهِ جواهری و سلوکِ باطنی، ظرفیّتِ بینظیری برای جذبِ همهی سلاسلِ حقه دارد؛ زیرا نه با نفیِ دیگران، بلکه با تأکید بر فقهِ اجتهادی و تهذیبِ نفس، میتواند جامعِ همهی طریقتهایی باشد که در باطن، به ولایتِ علوی معتقدند. این مکتب، پلِ اتحادِ طریقتهاست، مشروط بر آنکه نگاهِ تاریخیِ سطحی را کنار نهیم و به حقیقتِ باطنیِ آنان بنگریم؛ حقیقتی که امامِ باطنی، نه سلسلهی ظاهری، ملاکِ آن است. از این رو، نقدِ درست، نه نفیِ یک طریقت به نفعِ دیگری، که شناختِ جوهرِ مشترکِ ولایت در دلِ همهی آنان و بهرهگیری از ظرفیّتِ اتحادآفرینِ مکتبِ نجف است؛ مکتبی که همواره با بیزاری از هرگونه غشّ و فریبِ طریقتی، بر اصالتِ فقه و اجتهاد در کنارِ سلوکِ باطنی پای فشرده است.و الحمد لله ربّ العالمین..