انسان وقتی به بلوغ فکری میرسد که ذهنش را به روی صداهای گوناگون باز بگذارد و اجازه دهد اندیشهها از…
انتشار: 2026/06/21 07:25 UTC
انسان وقتی به بلوغ فکری میرسد که ذهنش را به روی صداهای گوناگون باز بگذارد و اجازه دهد اندیشهها از مسیرهای مختلف وارد شوند، سنجیده شوند و در ترازوی عقل قرار گیرند. فکری که فقط از یک منبع تغذیه میکند، بهتدریج قدرت داوری مستقل خود را از دست میدهد؛ درست مانند آبی که اگر تنها در یک مسیر جریان یابد، سرانجام به رکود میرسد. کسی که همواره تنها یک رسانه را میبیند، فقط یک نوع کتاب میخواند، فقط به یک جریان فکری گوش میسپارد یا بیوقفه در یک حلقهی بستهی سیاسی، مذهبی یا ایدئولوژیک میچرخد، کمکم جهان را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که به او نشان دادهاند میبیند. در چنین وضعی، انتخابها دیگر از آگاهی برنمیخیزند، بلکه از عادت، تلقین و تکرار شکل میگیرند. ذهنِ بسته، بهظاهر آرام است، اما در واقع از درون تهی میشود؛ زیرا تنوعِ دیدگاههاست که اندیشه را زنده، نقاد و مستقل نگه میدارد. انسانی که از شنیدنِ نظر مخالف نمیهراسد و خود را در برابر جریانهای فکری مختلف قرار میدهد، کمتر اسیرِ فریب و سلطه میشود. اما هرکس در یک چارچوبِ بسته بماند، بیآنکه بداند، بهسوی وابستگی فکری و فرمانپذیری سوق داده میشود؛ وابستگیای که بیش از همه به سودِ کسانی است که میخواهند ذهنها را هدایت کنند، نه بیدار.زهرا مهر@Tafakkor