طفلی به نام شادی، دیریست گم شدهست“شفیعی کدکنی”تماشایِ آن فورانِ سرخوشانهیِ غرور درمیانِ آرژانتینی…
انتشار: 2026/07/16 07:31 UTC
طفلی به نام شادی، دیریست گم شدهست“شفیعی کدکنی”تماشایِ آن فورانِ سرخوشانهیِ غرور درمیانِ آرژانتینیها، که ثمرهیِ پیروزی در زمینِ بازی بود، بیش از آنکه روایتی از یک پیروزیِ ورزشی باشد، تصویری از ملتی شد که آرامشِ ذهنی و رهایی از دغدغههایِ زندگی را در یک لحظهیِ ناب جشن گرفته بودند. برخلافِ سرزمینِ من، که هر شادی پیش از تولد، در تنگنایِ نان و ناامنی دفن میشود و«شادی» را در مسلخِ سیاستهایِ تمامیتخواه به قربانگاه میبرد. درحالیکه جهان با گلهایِ فوتبال نفس تازه میکند، در جغرافیایِ ما، «نان» به سدی استوار بدل شده که حتی اجازهیِ نفس کشیدنِ عادی را از دهکدهیِ فلاکتزدهیِ ایران دریغ میکند. پرسشِ جانکاه این است؛ تا وقتی «قدرتطلبانِ عقیدتی»، زندگی را در انحصارِ سوگواریهایِ اجباری و تداومِ بحرانهایِ معیشتی تعریف کردهاند، چگونه میتوان انتظار داشت که تودهیِ مردم، فارغ از داغِ عزیزان و رنجِ استخوانسوزِ نان، طعمِ اصیلِ شور و شعف را بچشند؟ آن شادیِ گمشده، نه در ساقِ پایِ بازیکنان، که در ساختارهایِ پوسیدهای دفن شده است که برایِ بقایِ خویش، به «غمِ جاری» در رگهایِ این سرزمین نیازمندند. ملتی که در آرزویِ یک لحظه خندهیِ بیدغدغه، گویی به تماشایِ سرابِ آزادی نشسته است.زهرا مهر (شیرازی مهر)@Tafakkor