سری نشستهای بررسی كتب دينی (قرآن) مجموع نقد و تحليلهاي معاصردکتر محمد جواد عظیمی@Tafakkor
انتشار: 2026/08/21 09:36 UTCدریافت: 2026/08/22 11:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 11:27 UTC
سری نشستهای بررسی كتب دينی (قرآن) مجموع نقد و تحليلهاي معاصردکتر محمد جواد عظیمی@Tafakkor
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- تفکر · تطابق دقیق — ۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۲۳:۴۰
- تفکر · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۲۷
- تفکر · تطابق دقیق — ۳۱ مرداد ۱۴۰۵، ۱۱:۲۷
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — تفکر
سری نشستهای بررسی كتب دينی (قرآن) مجموع نقد و تحليلهاي معاصردکتر محمد جواد عظیمی@Tafakkor
«تفاوت بین آرامش و پرورش این است: اگر گیاهی داری که چون آن را در کمد تاریکی نگه داشتهاید بیمار شده است و کلمات آرامشبخش برایش زمزمه میکنی، این آرامش است. اگر آن را از کمد بیرون آوری و در آفتاب بگذاری، به آن آب بدهی و بعد با آن حرف بزنی، این پرورش است.»کلاریسا پینکولا استستفسیر:کلاریسا پینکول استس با این تمثیل درخشان، مرز میان «دلداریدادن» و «رهاییبخشیدن» را نشان میدهد. بسیاری از ما در روابطمان، چه با دیگران و چه با خود، فقط بلدیم زمزمههای آرامشبخش کنیم، بیآنکه ریشهٔ تاریکی را برطرف کنیم. اما پرورش یعنی شجاعتِ تغییر شرایط؛ یعنی گیاهِ پژمرده را از کمد بیرون آوردن، به آفتاب سپردن و آب و نور را جایگزین تاریکیکردن. گاهی مهربانی واقعی، نه در کلمات تسلیبخش، که در عملِ نجاتبخش است. خودت را فقط دلداری نده؛ خودت را رشد بده.@Tafakkor
امروزدراینآیهتدبرمیکنیم👇به نام خداإِنَّ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحَاتِ سَيَجْعَلُ لَهُمُ الرَّحْمَٰنُ وُدًّاخداوند، مؤمنین نیکوکار را در چشم خلق محبوب میکند.مریم/٩۶@Tafakkor ࿐ྀུ༅࿇༅═┅ جان همه روز از لگدکوب خیالوز زیان و سود وز خوفِ زوالنی صفا میماندش نی لطف و فَرنی به سوی آسمان راهِ سفرخفته آن باشد که او از هر خیالدارد اومید و کند با او مَقالمولانا@Tafakkor
در این سرای بی کسی کسی به در نمیزندبه دشت پر ملال ما پرنده پر نمیزندگذر گهی ست پر ستم که اندرو به غیر غمیکی صلای آشنا به رهگذر نمیزندهوشنگ ابتهاج@Tafakkor
درس خوجه حاکم آلبانی به حاکم فرزانه جمهوری اسلامییدالله کریمیپورلابد از تیتر حدس زدید کدام کشور و رهبر را میگویم. انور خوجه، رهبر آلبانی. او در سیاست خارجی با همه قدرت ها درافتاد. ابتدا با یوگسلاوی تیتو، سپس با شوروی خورشچف، و سرانجام با چین دنگ شیائو؛ پیشتر هم با آمریکا و اروپا. هیچ قدرتی را شایستهی پیروی و الگوبرداری نمیدانست و نسخهی نهایی حقیقت را تنها در ایدئولوژی و شیوهی حکمرانی خودش میدید، نه بیش.سرانجام، آلبانی را به منزویترین کشور جهان بدل کرد؛ کشوری که ارتباطش با بیرون(از سرمایه گرفته تا اطلاعات خارجی و...) تقریبا بهکلی قطع شده بود. رادیو تیرانا از پگاه تا شام، رهبران جهان را توطئهگر، امپریالیست و دشمن معرفی میکرد و «خوجهایسم» را تنها راه رستگاری میخواند. حتی پس از قطع کامل مناسبات با چین، کشور به خودکفایی اجباری و انزوای مطلق پناه برد.آلبانی زیر سایهی طرح و برنامه های کمونیستی طراز خوجه، فقیرترین، بیچارهترین و کمتوسعهیافتهترین ملت-دولتِ اروپا شد؛ کشوری که با اینهمه، خود را برترین و مصلحترین میپنداشت. جاهطلبیِ نظامیگرایانه و دشمنستیزانهی خوجه چنان اوج گرفت که پدیدهای جغرافیایی بیمانند در جهان آفرید. ساخت پرهزینه و کمرشکنِ نزدیک به ۱۷۳ هزار سنگر بتونی در سراسر آلبانی، برای دفاع از «خلق» در برابر امپریالیستهایی که جز در ذهن او وجود نداشتند.خوجه در ۱۹۸۵ درگذشت، ولی یادگارهایش ماندند. کشوری فقیر، منزوی، هراسان و بیاعتماد به جهان. آلبانیِ پس از او در ۱۹۹۱ وارد دوره گذار شد، و صندوق بینالمللی پول در همان آغاز، تیرانا را فقیرترین و منزویترین کشور اروپا توصیف کرد. با ۱۷۰ هزار سنگر بتون مسلح هم هیچ نکردند، چونهیچکاری نمیتوانستند با آنها انجام دهند؛ سر جاهایشان ماندند، چون تخریبشان دهها میلیارد دلار هزینه در بر داشت.درس خوجه ساده بود: اگر همهی جهان را خطاکار و تنها خود را محق بدانی، سرانجام شاید بر جهان پیروز نشوی، ولی کشور و ملتت را از جهان جدا خواهی کرد؛ بیآنکه حتی خودت این جدایی را شکست بنامی.@Tafakkor
گذار از دیکتاتوری و دستیابی به ساختاری دموکراتیک، فراتر از تغییر چهرههای سیاسی، مستلزم یک تحول بنیادین در فرهنگ سیاسی و پذیرش اصل «تکثر» است. دیکتاتوری در جوهر خود، محصولِ «انحصار حقیقت» و «یکسانسازی اجباری» است. نظامی که در آن تنها یک روایت، یک ایدئولوژی و یک اراده بر جامعه تحمیل میشود و هرگونه تفاوت و تمایز، تهدیدی برای بقای قدرت تلقی میگردد. در مقابل، دموکراسی بیش از آنکه مجموعهای از نهادها باشد، بستری برای همزیستی نیروهای متفاوت و گاه متضاد است. تا زمانی که نخبگان سیاسی و بدنه جامعه در اندیشه جایگزینیِ یک «استبداد» با استبدادی دیگر (به نام اکثریت یا ایدئولوژی مطلوب خود) باشند و سازوکاری برای به رسمیت شناختن «دیگری» ایجاد نکنند، چرخه دیکتاتوری تکرار خواهد شد. پذیرش تکثر به معنای به رسمیت شناختن حقِ برابرِ همگان برای ابراز وجود، مشارکت و تفاوت در سلیقه و عقیده است؛ این پذیرش، زیربنای اصلی «تفاهم ملی» است که اجازه میدهد رقابت سیاسی به جای حذف فیزیکی یا روانی رقیب، در چارچوبهای قانونمدار و همافزا جریان یابد. بدون هضم این حقیقت که قدرت مطلق در دستان هیچ گروه، حزب یا طبقهای نیست و حقیقتِ سیاسی برآمده از تکثرِ آراء است، هر تلاشی برای تغییر، تنها جابهجایی در سلسلهمراتبِ قدرت خواهد بود، نه پایان دادن به ذاتِ سلطهگرِ استبداد. بنابراین، گذار واقعی، گذار از «فرهنگِ حذف» به «فرهنگِ همزیستی» است؛ جایی که تکثر نه یک تهدید، بلکه تنها ضمانتِ پایدار برای جلوگیری از بازتولید خودکامگی محسوب میشود.زهرا مهر@Tafakkor