🟡نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت:ای نادان !…
انتشار: 2026/07/11 05:09 UTC
🟡نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت:ای نادان ! روز و شب پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟نابینا بخندید که این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است تا با من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.حال نادان را ز نادان به نمی داند کسیگرچه در دانش فزون از بوعلی سینا بودطعن نابینا زدی ای دم ز بینایی زدهزانکه نابینا به کار خویشتن بینا بودشاعر 🖌جامی🥀🥀....🟣@TalareAndisheH🟡نابینایی در شب تاریک چراغی در دست و سبویی بر دوش در راهی می رفت. فضولی به وی رسید و گفت:ای نادان ! روز و شب پیش تو یکسان است و روشنی و تاریکی در چشم تو برابر، این چراغ را فایده چیست؟نابینا بخندید که این چراغ نه از بهر خود است، از برای چون تو کوردلان بی خرد است تا با من پهلو نزنند و سبوی مرا نشکنند.حال نادان را ز نادان به نمی داند کسیگرچه در دانش فزون از بوعلی سینا بودطعن نابینا زدی ای دم ز بینایی زدهزانکه نابینا به کار خویشتن بینا بودشاعر 🖌جامی🥀🥀....🟣@TalareAndisheH
