با گذشت ۱۰۰ روز از دستگیری پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، بازداشت و بلاتکلیفی او در زندان عاد…
انتشار: 2026/06/22 20:12 UTC
با گذشت ۱۰۰ روز از دستگیری پژمان زارع، شهروند بهائی ساکن شیراز، بازداشت و بلاتکلیفی او در زندان عادلآباد این شهر کماکان ادامه دارد. او پیشتر در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۴۰۴ توسط ماموران وزارت اطلاعات در منزل خود در شیراز بازداشت و به یکی از بازداشتگاههای امنیتی منتقل شد. آقای زارع نهایتا پس از دورهای از بازجوییها که با فشارهای جسمی و روانی همراه بوده، به زندان عادلآباد انتقال یافت.پژمان زارع پدر کودکی است که اخیرا یک ساله شده است. متن زیر بخشی از دلنوشتهٔ او خطاب به فرزندش است:«رادوین عزیزم…امروز تولد توست و اولین سالگرد زندگیات... امروز ۹۲امین روزی است که ناعادلانه به دلیل اعتقاد به آیین بهائی و تلاش برای پیشرفت کشورم، کشور مقدس ایران، در زندان به سر میبرم. در این مدت به تو فکر میکردم که در آینده چگونه این دوران را قضاوت میکنی. متأسفانه در ۹۲ روز گذشته به دلیل زندانی بودن نتوانستم وظیفهٔ پدریام را در قبال تو انجام دهم و از این بابت شرمندهام. وقتی در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بودم، بازجویان مرا پدری سنگدل توصیف میکردند که به خاطر استقامت در اصول و باورهایم در حال آسیب زدن به تو هستم و به فکر همسر و فرزندم نیستم. البته تحت تأثیر آنها قرار نمیگرفتم، ولی با خود فکر میکردم رادوین عزیزم در آینده چگونه به این ایام فکر میکند. آیا این ایام را به عنوان بخشی از مراحل رشد و تکامل خودش در ابعاد مادی و روحانی میبیند یا نبود حضور فیزیکی پدرش را کوتاهی او و آسیبزدن به خودش میداند.در بازداشتگاه، یکی از همسلولیهایم به من گفت رادوین در آینده به پدرش افتخار میکند که در راه حقیقت و کشورش استقامت کرده است. آن روز تصور کردم به خاطر دلگرمیام این حرف را میزند، ولی وقتی از بازداشتگاه به بند قرنطینه زندان عادلآباد منتقل شدم در همان شب اول مورد استقبال دهها نفر از همسلولیهای سابقم قرار گرفتم که موجب شگفتی خودم و زندانیهای دیگر شد. بعدها متوجه شدم دلیل این استقبال… این بود که ایستادگی من در راه تعالی کشور عزیزمان، ایران، برایشان ارزشمند و قابل ستایش بود.هدف همهٔ ما ایرانیان پیشرفت و رشد کشور عزیزمان است. آیندهٔ درخشانی در انتظار کشور ماست، ولی آینده ساختنی است، نه یافتنی. برای ساخت این آینده باید هزینه داد. هر ایرانی به سهم خود هزینهٔ ساخت این آینده را پرداخت میکند، برخی با جان، برخی با مال، برخی با مسجونیت و برخی با خدمات و استقامت سازنده. اما تو فرزند عزیزم، از پیش هزینهٔ این آینده را پرداخت کردی. ۹۲ روز است که از حضور پدر محروم بودهای و نتوانستی از همراهی و نقش پدر در رشد و تعالیات بهره ببری…رادوین عزیزم، در روز تولدت برایت آرزومندم که به ترقی، رشد، تعالی فکری و جسمی و روحانیات ادامه دهی و خادم حقیقی عالم انسانی شوی و زندگی سراسر سرور در پیش داشته باشی...تولدت مبارک پسر عزیزم، رادوین جاندوستت دارم، بابا پژمان ۲۴ خرداد ماه ۱۴۰۵زندان عادلآباد شیراز، بند قرنطینه»#پژمان_زارع #داستان_ما_یکیست #بهاییان_ایران #گفتگو_توانا@Dialogue1402






