یادی از کشیش طاطهوس میکائیلیانقربانی سرکوب عقیده در جمهوری اسلامیورق بزنید ۳۲ سال پیش در چنین روزه…
انتشار: 2026/06/30 09:51 UTC
یادی از کشیش طاطهوس میکائیلیانقربانی سرکوب عقیده در جمهوری اسلامیورق بزنید ۳۲ سال پیش در چنین روزهایی در هشتم تیر ۱۳۷۳، کشیش طاطهوس میکائیلیان، رهبر مذهبی، رئیس شورای کشیشان پروتستان ایران و مترجم کتاب مقدس به زبان پارسی، در تهران ناپدید شد. سه روز بعد، پیکر او را در حالی یافتند که با گلولههای متعدد به قتل رسیده بود. این واقعه، نقطه عطفی تلخ در تاریخ برخورد با اقلیتهای دینی و فعالان مذهبی در ایران است.طاطهوس میکائیلیان فراتر از یک مقام مذهبی، اندیشمندی بود که بر حق دسترسی به متون مقدس به زبان مادری پافشاری میکرد. او با ترجمه دهها اثر الهیاتی و اخلاقی، کوشید بستری برای اندیشه و گفتگو فراهم سازد. فعالیتهای او بازتابدهنده باور عمیق به آزادی بیان و انتخاب عقیده بود؛ حقی که او تا پای جان بر سر آن ایستاد.او از منتقدان صریحاللهجه جمهوری اسلامی بود. یک ماه پیش از قتلش، اعلام کرده بود که مسیحیان در ایران همچون شهروندان درجهدو و «نجس» دیده میشوند؛ آنان را تشویق و حتی بهطور غیرمستقیم مجبور به مسلمان شدن میکنند؛ اجازه ساخت کلیسا یا انتشار کتاب مقدس را ندارند؛ و رهبرانشان به قتل میرسند. این سخنان، شهادتی بر فشارهای نظاممند علیه باورمندان بود.قتل او در زمره «قتلهای زنجیرهای» و ترورهای فراقضایی دهه هفتاد قرار میگیرد؛ پروندهای که نشاندهنده حذف فیزیکیِ صداهای منتقد به بهانههای امنیتی است. کشته شدن او نه تنها نقضِ حقِ حیات، بلکه تعرضی آشکار به آزادی عقیده و امنیتِ شهروندانی بود که در پیِ تجلیِ باورهای فردی خود در جامعه بودند.از منظر حقوق بشری، این رویکرد امنیتی در برابر فعالیتهای مذهبی، در تضاد با میثاقهای بینالمللی است. تبدیل عقیده به «تهدید امنیتی»، ابزاری برای محدود کردن حقوق بنیادین شهروندان شده است. محرومیت سازمانیافته از فعالیتهای دینی، بستری را فراهم کرد که در آن، ابراز باورهای متفاوت، هزینهای گزاف به نام جان انسانها در بر داشته باشد.داستان میکائیلیان، گواهی بر این حقیقت است که برای نظامهای تمامیتخواه، تفکر و باور مستقل، بزرگترین چالش محسوب میشود. مرگ او و بسیاری دیگر از فعالان در آن دوران، نمادی از سرکوب سازمانیافتهای است که سعی کرد با حذف فیزیکی افراد، بر تکثر فکری و آزادی عقیده در ایران سرپوش بگذارد.او یکی از سه رهبر مسیحی بود که در سال ۱۹۹۴ میلادی در ایران کشته شدند؛ در کنار دوست و هموطن ارمنیتبار خود، اسقف هایک هوسپیان، و نوکیش مسیحی، کشیش مهدی دیباج. نام آنان در حافظه تاریخی جامعه حقوق بشری ایران، به عنوان نمادهای ایستادگی بر حق آزادی عقیده در برابر فشارهای حکومتی باقی مانده است.#طاطاوس_میکائلیان #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا@Dialogue1402یادی از کشیش طاطهوس میکائیلیانقربانی سرکوب عقیده در جمهوری اسلامیورق بزنید ۳۲ سال پیش در چنین روزهایی در هشتم تیر ۱۳۷۳، کشیش طاطهوس میکائیلیان، رهبر مذهبی، رئیس شورای کشیشان پروتستان ایران و مترجم کتاب مقدس به زبان پارسی، در تهران ناپدید شد. سه روز بعد، پیکر او را در حالی یافتند که با گلولههای متعدد به قتل رسیده بود. این واقعه، نقطه عطفی تلخ در تاریخ برخورد با اقلیتهای دینی و فعالان مذهبی در ایران است.طاطهوس میکائیلیان فراتر از یک مقام مذهبی، اندیشمندی بود که بر حق دسترسی به متون مقدس به زبان مادری پافشاری میکرد. او با ترجمه دهها اثر الهیاتی و اخلاقی، کوشید بستری برای اندیشه و گفتگو فراهم سازد. فعالیتهای او بازتابدهنده باور عمیق به آزادی بیان و انتخاب عقیده بود؛ حقی که او تا پای جان بر سر آن ایستاد.او از منتقدان صریحاللهجه جمهوری اسلامی بود. یک ماه پیش از قتلش، اعلام کرده بود که مسیحیان در ایران همچون شهروندان درجهدو و «نجس» دیده میشوند؛ آنان را تشویق و حتی بهطور غیرمستقیم مجبور به مسلمان شدن میکنند؛ اجازه ساخت کلیسا یا انتشار کتاب مقدس را ندارند؛ و رهبرانشان به قتل میرسند. این سخنان، شهادتی بر فشارهای نظاممند علیه باورمندان بود.قتل او در زمره «قتلهای زنجیرهای» و ترورهای فراقضایی دهه هفتاد قرار میگیرد؛ پروندهای که نشاندهنده حذف فیزیکیِ صداهای منتقد به بهانههای امنیتی است. کشته شدن او نه تنها نقضِ حقِ حیات، بلکه تعرضی آشکار به آزادی عقیده و امنیتِ شهروندانی بود که در پیِ تجلیِ باورهای فردی خود در جامعه بودند.از منظر حقوق بشری، این رویکرد امنیتی در برابر فعالیتهای مذهبی، در تضاد با میثاقهای بینالمللی است. تبدیل عقیده به «تهدید امنیتی»، ابزاری برای محدود کردن حقوق بنیادین شهروندان شده است. محرومیت سازمانیافته از فعالیتهای دینی، بستری را فراهم کرد که در آن، ابراز باورهای متفاوت، هزینهای گزاف به نام جان انسانها در بر داشته باشد.داستان میکائیلیان، گواهی بر این حقیقت است که برای نظامهای تمامیتخواه، تفکر و باور مستقل، بزرگترین چالش محسوب میشود. مرگ او و بسیاری دیگر از فعالان در آن دوران، نمادی از سرکوب سازمانیافتهای است که سعی کرد با حذف فیزیکی افراد، بر تکثر فکری و آزادی عقیده در ایران سرپوش بگذارد.او یکی از سه رهبر مسیحی بود که در سال ۱۹۹۴ میلادی در ایران کشته شدند؛ در کنار دوست و هموطن ارمنیتبار خود، اسقف هایک هوسپیان، و نوکیش مسیحی، کشیش مهدی دیباج. نام آنان در حافظه تاریخی جامعه حقوق بشری ایران، به عنوان نمادهای ایستادگی بر حق آزادی عقیده در برابر فشارهای حکومتی باقی مانده است.#طاطاوس_میکائلیان #آزادی_باور #رواداری #گفتگو_توانا@Dialogue1402






