نه به اعدامبخش اولپیام همراهان (از زندانیان سیاسی سابق)در برههای از زندگی میکنیم که هر روز با خبر…
انتشار: 2026/07/16 16:51 UTC
نه به اعدامبخش اولپیام همراهان (از زندانیان سیاسی سابق)در برههای از زندگی میکنیم که هر روز با خبر اعدام بیدار میشویم و هر شب با خبر انتقال تعدادی دیگر از زندانیان به سوئیتهای اجرای حکم میخوابیم؛ به قدری که دیگر نامها و چهرهها برای بسیاری از ما به تیترهایی تکراری در ذهن تبدیل شدهاند.اما آنچه فراتر از یک تیتر خبری است، عمق فاجعهای است که هنوز آنگونه که باید، از سوی جامعه درک نشده است. آیا اعدام حکمی سزاوارانه است یا قتلی سیستماتیک همراه با شکنجه روانی، با هدف ارعاب و کنترل یک جامعه ملتهب؟آنچه مسلم است، این است که ذیل حاکمیت جمهوری اسلامی، اعدام نه صرفاً یک حکم قضایی، بلکه به یک ایدئولوژی تبدیل شده است. این را زمانی فهمیدم که سالها پیش، در یکی از پروندههایم که بخشی از آن مربوط به کمپین «نه به اعدام نوید افکاری» بود، بهشدت تحت بازجوییهای فشرده و توهینهای بازجوها قرار گرفتم. آن روز فهمیدم که گویی انتقاد از این حکم وحشیانه، به مثابه توهین به یکی از ارکان جمهوری اسلامی تلقی میشود.اما چرا؟چرا تلاش برای نجات جان انسانها در رژیمهای توتالیتر میتواند پیامدهای سنگین داشته باشد؟چرا گره زدن جان انسانها با اتهامهایی چون «محاربه» و «بغی»، کمتر از آنچه باید مورد توجه حقوقدانان قرار گرفته است؟آیا اکثریت جامعه پذیرفتهاند که اعتراض به یک رژیم دیکتاتورمحور دینی، مصداق جنگ با خداست؟ یا محافظهکاری را به وظیفه ترجیح میدهند؟در شرایطی که بیکفایتی و ستم حاکمیت بر مردم میتواند مصداق نامشروع بودن یک حکومت باشد، چرا کمتر کسی از اصل حق مردم بر تعیین سرنوشت خود سخن میگوید؟حتی در جرائم عمومی مانند مواد مخدر، در حالی که کارتل اصلی آن ــ سپاه پاسداران ــ در حال تجارت است، چرا خردهپاها را به چوبه دار میسپارند؟و در رژیمی که میکشد، چون فقط میخواهد بکشد، راهکار مقابله با اعدامهای خودسرانه چیست؟پاسخ به پرسشهای این بخش را به حقوقدانان مستقل واگذار میکنم. در بخش بعدی، از وجه انسانی این موضوع، آنگونه که خود شاهد بودهام، خواهم گفت؛ اینکه آیا حتی در شرایط قتل، اعدام با جرم ارتکابی تناسب دارد یا خیر...#نه_به_اعدام @Tavaana_TavaanaTechنه به اعدامبخش اولپیام همراهان (از زندانیان سیاسی سابق)در برههای از زندگی میکنیم که هر روز با خبر اعدام بیدار میشویم و هر شب با خبر انتقال تعدادی دیگر از زندانیان به سوئیتهای اجرای حکم میخوابیم؛ به قدری که دیگر نامها و چهرهها برای بسیاری از ما به تیترهایی تکراری در ذهن تبدیل شدهاند.اما آنچه فراتر از یک تیتر خبری است، عمق فاجعهای است که هنوز آنگونه که باید، از سوی جامعه درک نشده است. آیا اعدام حکمی سزاوارانه است یا قتلی سیستماتیک همراه با شکنجه روانی، با هدف ارعاب و کنترل یک جامعه ملتهب؟آنچه مسلم است، این است که ذیل حاکمیت جمهوری اسلامی، اعدام نه صرفاً یک حکم قضایی، بلکه به یک ایدئولوژی تبدیل شده است. این را زمانی فهمیدم که سالها پیش، در یکی از پروندههایم که بخشی از آن مربوط به کمپین «نه به اعدام نوید افکاری» بود، بهشدت تحت بازجوییهای فشرده و توهینهای بازجوها قرار گرفتم. آن روز فهمیدم که گویی انتقاد از این حکم وحشیانه، به مثابه توهین به یکی از ارکان جمهوری اسلامی تلقی میشود.اما چرا؟چرا تلاش برای نجات جان انسانها در رژیمهای توتالیتر میتواند پیامدهای سنگین داشته باشد؟چرا گره زدن جان انسانها با اتهامهایی چون «محاربه» و «بغی»، کمتر از آنچه باید مورد توجه حقوقدانان قرار گرفته است؟آیا اکثریت جامعه پذیرفتهاند که اعتراض به یک رژیم دیکتاتورمحور دینی، مصداق جنگ با خداست؟ یا محافظهکاری را به وظیفه ترجیح میدهند؟در شرایطی که بیکفایتی و ستم حاکمیت بر مردم میتواند مصداق نامشروع بودن یک حکومت باشد، چرا کمتر کسی از اصل حق مردم بر تعیین سرنوشت خود سخن میگوید؟حتی در جرائم عمومی مانند مواد مخدر، در حالی که کارتل اصلی آن ــ سپاه پاسداران ــ در حال تجارت است، چرا خردهپاها را به چوبه دار میسپارند؟و در رژیمی که میکشد، چون فقط میخواهد بکشد، راهکار مقابله با اعدامهای خودسرانه چیست؟پاسخ به پرسشهای این بخش را به حقوقدانان مستقل واگذار میکنم. در بخش بعدی، از وجه انسانی این موضوع، آنگونه که خود شاهد بودهام، خواهم گفت؛ اینکه آیا حتی در شرایط قتل، اعدام با جرم ارتکابی تناسب دارد یا خیر...#نه_به_اعدام @Tavaana_TavaanaTech






