تو آرایشگاه، ناخنکارها داشتند درمورد نوجوونیشون و اولین رابطههاشون حرف میزدن.اینکه یکیشون یه د…
انتشار: 2026/08/20 13:09 UTCدریافت: 2026/08/24 12:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 12:15 UTC
تو آرایشگاه، ناخنکارها داشتند درمورد نوجوونیشون و اولین رابطههاشون حرف میزدن.اینکه یکیشون یه دوست پسری داشت که ۴ سال فقط میومد دم در مدرسه تا ببینن هم رو.یا اون یکی با یکی دوست شده بود در قزوین، پسره اومده با اتوبوس تهران پارک شهر، اینم کوبیده از شرق تهران رفته پارک شهر. ده دقیقه با هم راه رفتن و چون دخترگلمون باید ۵ عصر خونه میبوده اومده خونه، پسره هم سوار اتوبوس شده رفته.منم یادم افتاد آدرس خونهمون رو در یاهومسنجر داده بودم یه جوانکی که اصلا نمیدونستم چه شکلیه، اونم ورداشته بود کادو فرستاده بود ( لباس)، طبعا که مادرم پاکت پستی رو وا کرده بود، نامه رو خونده بود و اون لباس رفته بود تو سطل آشغال.