Aeschylus: Persians — David Rosenbloom Persians آیسخولوس، که در سال ۴۷۲ پیش از میلاد در آتن به صحنه…
انتشار: 2026/08/22 08:05 UTCدریافت: 2026/08/22 16:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 16:40 UTC
Aeschylus: Persians — David Rosenbloom Persians آیسخولوس، که در سال ۴۷۲ پیش از میلاد در آتن به صحنه رفت، قدیمیترین تراژدی تاریخیِ باقیمانده و یکی از مهمترین متون برای فهم نسبت تراژدی، جنگ، امپراتوری و قدرت سیاسی در جهان یونان است. نمایش، شکست سپاه خشایارشا…آیسخولوس میتوانست داستان سالامیس را به شکل یک جشن ملی بنویسد: یونانیان آزاد، ایرانیان شکستخورده و یک پیروزی باشکوه. اما چنین نمیکند. دوربین تراژدی را به سوی بازندگان میچرخاند. ما ترس دربار ایران را میبینیم، خبر شکست را از زبان پیک میشنویم، با سوگ آتوسا مواجه میشویم، شبح داریوش را میبینیم و سرانجام خشایارشا را در وضعیت فروپاشی و سوگ مییابیم.بنابراین مسئله فقط این نیست که «چه کسی پیروز شد؟»مسئله مهمتر این است:چه چیزی یک قدرت بزرگ را به نقطه فروپاشی میرساند؟رزنبلوم کتاب خود را دقیقا حول همین پرسش سازمان میدهد. فصلهای کتاب از Fear و Pathos تا A Tragedy of Succession، The Synoptic Moment و A Harvest of Tears پیش میروند و در پایان به مسئله Interpreting and Reinterpreting the Persians میرسند. ترس؛ نخستین نشانه فروپاشی قدرتدر آغاز نمایش، هنوز شکست اتفاق نیفتاده است. اما ترس پیشاپیش وارد صحنه شده است.این نکته مهم است: قدرت سیاسی معمولا پیش از آنکه در میدان جنگ شکست بخورد، در تخیل خود دچار شکست میشود.سپاه عظیم خشایارشا از نگاه دربار نشانه قدرت است؛ اما همین عظمت، اضطراب تولید میکند. وقتی قدرت بیش از اندازه بزرگ میشود، شکست آن نیز میتواند به همان اندازه عظیم باشد.رزنبلوم این ترس را یکی از محورهای اصلی خوانش خود قرار میدهد. قدرتی که دیگر نمیتواند متوقف شودیکی از مهمترین ایدههای کتاب این است که Persians درباره مکانیزم خودشتابدهنده قدرت است.ثروت، پیروزی و قدرت در ابتدا ابزارهایی برای رسیدن به هدفاند؛ اما در یک نقطه خودِ قدرت تبدیل به هدف میشود. جامعهای که پیروز شده، دیگر نمیپرسد:«آیا باید پیشروی کنیم؟»بلکه فقط میپرسد:«چقدر بیشتر؟»و همینجا تراژدی آغاز میشود.شرح رسمی کتاب نیز دقیقا بر همین نکته تأکید میکند: نمایش درباره این گرایش درونی ثروت، قدرت و موفقیت است که میتوانند شتابی مستقل پیدا کنند و جامعه را تا آستانه نابودی پیش ببرند. این خوانش، Persians را از یک نمایش درباره جنگ ایران و یونان به یک تراژدی درباره منطق قدرت تبدیل میکند.خشایارشا؛ مسئله فقط یک «پادشاه بد» نیستخوانش سطحی ممکن است خشایارشا را صرفا یک مستبد جاهطلب ببیند.اما اهمیت نمایش در این است که مسئله پیچیدهتر از شخصیت اوست.خشایارشا محصول یک ساختار قدرت است؛ ساختاری که در آن گسترش امپراتوری، افزایش ثروت و عبور از مرزهای طبیعی، به نشانههای موفقیت تبدیل شدهاند.بنابراین سؤال آیسخولوس فقط این نیست که:«چرا خشایارشا چنین تصمیمی گرفت؟»بلکه:«چه نوع نظامی انسان را به جایی میرساند که دیگر قادر به توقف خود نیست؟»و این سؤال، برای فلسفه سیاسی امروز بسیار جدیتر از مسئله «استبداد» به معنای ساده آن است.دیگری را انسانی دیدنیکی از بزرگترین امتیازات Persians این است که دشمن را تبدیل به هیولا نمیکند.ایرانیان رنج میکشند.مادر نگران فرزندش است.پدر مرده است.مردان جوان از بین رفتهاند.پادشاه شکست خورده است.و مردم سوگوارند.این همان چیزی است که تراژدی را از تبلیغات سیاسی جدا میکند.تراژدی پیروزی را از زاویه رنجِ شکستخورده میبیند.به همین دلیل است که روزنبلوم تأکید میکند نمایش همزمان وحشت شکست یک تهاجم و شکوه دفاع موفق را نشان میدهد، اما در «ستایش آزادی غرب» متوقف نمیشود. مسئلهای برای جامعه بازاز منظر «جامعه باز»، شاید مهمترین درس Persians این باشد که قدرت وقتی خودش را مطلق میکند، ظرفیت اصلاح خود را از دست میدهد.قدرتی که هیچ «دیگری» را به رسمیت نمیشناسد، در نهایت حتی قادر نیست خودش را بشناسد.امپراتوری خشایارشا جهان را به دو قطب تقسیم میکند: مرکز قدرت و جهانِ قابل فتح. اما تراژدی نشان میدهد که همین نگاه، نهایتا قدرت را نسبت به محدودیتهای خودش کور میکند.این نکته به مسئلهای اساسی در دموکراسی وصل میشود:دموکراسی فقط حکومت اکثریت نیست؛ سازوکاری برای محدود کردن قدرت است.جامعه باز دقیقا از جایی آغاز میشود که هیچ قدرتی نتواند خود را بیخطا، نامحدود و فراتر از نقد تصور کند.در این معنا، Persians حتی اگر مستقیما درباره دموکراسی نظریهپردازی نکند، یکی از نخستین آثار ادبی است که میتوان از خلال آن درباره حدود قدرت، غرور سیاسی، امپریالیسم، مسئولیت حاکم و خطر موفقیت بدون مهار اندیشید.و شاید مهمترین نکتهPersians درباره شکست ایران نیست.حداقل فقط درباره آن نیست.در سطح عمیقتر، نمایش درباره شکستِ توهم قدرت مطلق است.آیسخولوس به ما اجازه میدهد لحظهای وارد ذهن ویرانشده دشمن شویم و ببینیم پشت شکوه یک امپراتوری چه چیزی پنهان است: ترس، فقدان، سوگ، غرور، اشتباه و ناتوانی در توقف.از این منظر، عنوان کتاب روزنبلوم بسیار فراتر از یک مطالعه کلاسیک است.

