ادامه حملات شبانه آمریکا؛ چرا هنوز زود است که درباره پیروزی ایران صحبت کنیم؟ یادداشتی از یک شرقشنا…
انتشار: 2026/07/26 13:19 UTC
ادامه حملات شبانه آمریکا؛ چرا هنوز زود است که درباره پیروزی ایران صحبت کنیم؟ یادداشتی از یک شرقشناس، سیاستشناس، متخصص امور ایران و غرب آسیا و کارشناس دانشگاه اعتباری دولت فدراسیون روسیه: در پسزمینهٔ فضای کارشناسی درباره تز «پیروزی ایران بر آمریکا»، روند…بازی قایمباشک بر روی فرش شعلهور:چرا آمریکا با فوریت به دنبال محل جدیدی برای (استقرار) توان هوایی خود است؟ایران و ایالات متحده آمریکا در عمل به آمادگی فنی کامل برای دور تازهای از حملات متقابل در نبردی گستردهتر از ابتدای عملیات خشم حماسی رسیدهاند.ایران زیرساختهای خود را، که در حملات ماههای گذشتهٔ آمریکا و رژیم صهیونیستی آسیبدیده بود، بهسرعت بازسازی کردهاست. ایالات متحده نیز به نوبهٔ خود و بدون انتظار برای حملات انتقامی ایران، در حال تخلیه چندین مرکز خود، از جمله پایگاه هوایی العدید (مرکز اصلی ایالات متحده در منطقه و ستاد خطمقدمی فرماندهی مرکزی) است. از این پایگاه، بنابر شواهد ناظران خارجی، همهٔ هواپیماها تخلیه و ناپدید شدهاند. بنابر اطلاعات موجود در منابع در دسترس عموم، هواپیماهای (سوخترسان) کسسی-۱۳۵آر استراتوتانکر و کیسی-۴۶اِی پگاسوس (از قطر) به پایگاه هوایی رامون (اِیلات) در جنوب سرزمینهای اشغالی منتقل شدهاند.این جابهجاییها تصادفی نیست. ایرانیها در پاسخ به اولین حملات آمریکا در عملیات «خشم حماسی»، موشکهایی را به پایگاههای عمدهٔ آمریکا در منطقه شلیک کردند. موفق السلطی در اردن، الجفره در امارات، شیخ عیسی در بحرین و نیز پایگاه شاهزاده سلطان در عربستان سعودی هدف حمله قرار گرفتند. اما در آخری سابقهای تاریخی رخ داد: با حملهای موشکی، «رادار پرنده» ئی-۳ سِنتری منهدم شد. آمریکا در سراسر تاریخچهٔ نیمقرن بهرهبرداری از ئی-۳، حتی یک فروند از آنها را در اثر اقدامات دشمن از دست نداده بود. دشمنان آمریکا به سادگی دستشان به آنها نمیرسید. پایگاه به دفعات آسیبخوردهٔ العدید نیز چندین بار موشکباران شد: اگر به اعلام رسمی دربارهٔ شمار حملات بسنده کنیم، تقریبا ۱۰ نوبت بود. آمریکاییها دیگر نمیتوانستند بیشتر منتظر بمانند و همهٔ داراییهای گرانبهای خود را پیش از موعد تخلیه کردند.همزمان با دور دیگری از تشدید تنشها با ایران، تحلیلگران راهبردی معتبر در آمریکا این این فکر را مطرح کردند که خساراتی که آمریکا در منطقه متحمل شده، تازه آغاز ناملایمتیهای بزرگتری است. ذات این مشکلات به رویکرد آمریکاییها به فعالیت در منطقه باز میگردد. ایالات متحدهٔ آمریکا دهها سال به ساختن پایگاههای خود در قطر،کویت، بحرین و امارات یعنی بیخ گوش ایران پرداخت. در دورهای که آنها مشغول تعقیب طالبان در بیابانها بودند همه چیز عالی به نظر میرسید: شهرهای پایگاهی وسیع، مراکز ورزشی، تهویه مطبوع و مراکز خرید درست در همان تاسیسات. اما پس از آن عملیات خشم حماسی پیشآمد و آمریکا فهمید که پایگاهی مانند کمپ عریفجان در کویت یا العدید قطر تنها در چند دقیقهای برد موشکهای پرتابشی ایران قرار دارد. رهگیری دشوار این موشکها (یا به عبارت بهتر، توانمندی رهگیری آنها توسط نیروهای پدآفندی آمریکا، در حالی که ایرانیها با پهپادهای به اشباع آن میپرداختند) غافلگیری جداگانهای برای پنتاگون بود.پیشرفت مستمر برنامهٔ موشکی ایران برای ایالات متحده به این معنی بود که تخلیهٔ پایگاههایش در منطقه و انتقال وسایل (پرنده) ارزشمند از فرودگاه به فرودگاه از یک فرآیند همیشگی (روتین) به فرار از فرشِ شعلهور به کفپوشِ از پیش آلوده به بنزین تبدیل شد. نیروها را به کجا میتوان جابهجا کرد وقتی آنها همهجا زیر تهدید حملات (موشکی) قرار خواهند داشت؟ گواه دیگری بر این که آمریکاییها حتی در اردن نیز احساس آسایش نمیکنند، حمله موفقیتآمیر اخیر پهپادها و موشکهای سپاه پاسداران به مواضع بریگاد ۵۲ پدآفند هوایی آمریکا در محدودهٔ پایگاه هوایی موفق السلطی است که به کشتهشدن نظامیان آمریکایی منجر شد. حتی انتقال سوخترسانهای پرنده به جنوب سرزمینهای اشغالی نیز هیچگونه تضمینی برای امنیت نخواهد داد زیرا از شیراز (در ایران) تا اِیلات تنها ۱۵۰۰ کیلومتر فاصله است و تنها امید به این که موشکها رهگیری شوند، وجود کویت، عربستان سعودی و اردن، به عنوان دیوار گوشتی/سپر انسانی بین ایران و رژیم صهیونیستی است.نکتهٔ ظریف دیگری نیز وجود دارد. آمریکاییها هنوز نمیفهمند به کجا (باید) بروند؟ «مکانهای استقرار جایگزین»، یعنی مراکزی که تا حد ممکن دور از ایران باشند، به میلیاردها دلار سرمایهگذاری و در عمل خروج از آن قلمروهایی نیاز دارد که آمریکا در دهههای اخیر در آنها مستقر شده بود.در چنین شرایطی، وضعیت دشوار دو تصمیم بد برای ایالات متحده ایجاد میکند. خروج (از منطقه) که به معنی از دستدادن وفاداریِ متحدان دیرینه است. ماندن که آن نیز محکومکردن سربازان خودش به مرگ است، چرا که ایران نیز قصد تماشا در سکوت را ندارد، و همانطور که بمبارانش میکنند، قطعا به دقت پاسخ خواهد داد. آمریکا مجبور است یکی از این دو تصمیم را حتما انتخاب کند.منبع محفوظ📝ترجمه از روسی: محمدحسین بختیاری@vostokaero



