🎨 🎨 🎨 🎨 🎨۲۷ امرداد سالروز درگذشت مردی است که تاریخ هنر معاصر با وجودش رنگ و عظمتی ویژه گرفت.#کمال…
انتشار: 2026/08/18 06:59 UTCدریافت: 2026/08/21 07:25 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 07:25 UTC
🎨 🎨 🎨 🎨 🎨۲۷ امرداد سالروز درگذشت مردی است که تاریخ هنر معاصر با وجودش رنگ و عظمتی ویژه گرفت.#کمالالملک نقاش نامدار ایرانی، نامی آشنا برای ایرانیان است.محمد غفاری نامور به #کمالالملک در ۱۲۲۶ خورشیدی در کاشان زاده شد. او پسر میرزا بزرگ و برادرزاده میرزاابوالحسن غفّاری معروف به "صنیعالملک" از اولین دانشآموختگان ایرانی در فرنگ و از افراد پرنفوذ دوره قاجار بود. دوران کودکی را در روستایی نزدیک کاشان و در چنین خانواده هنردوست و فرهنگی سپری کرد.کمالالملک از برجستهترین هنرمندانی است که دوره پیش و پس از مشروطیت را درک کرده است. در نخستین سالهای پادشاهی ناصرالدینشاه متولد شد. مادرش «حاجیه مریم خانم» وی را حامله بود که راهی تهران شدند و او در تهران به دنیا آمد. بعد از سه ماه به کاشان بازگشتند و در ۱۲سالگی محمد را به تهران نزد داییاش «آقا میرزاعلیخان مجیرالدوله» فرستادند تا به مدرسه دارالفنون برود. پس از دو سال، سالی ۲۰ تومان مواجب بر او مقرر گشت اما محمد علاقه وافری به ادامه تحصیل داشت و نشان نقره علمی را دریافت کرد.او هشت سال در دارالفنون مشغول تحصیل بود که شاه او را خواست. ۲۰سال بیشتر نداشت که چهره علیقلی میرزا اعتضادالسلطنه، وزیر سابق علوم «فرهنگ» را تصویر کرد. ناصرالدینشاه از آن همه هنر و شباهت به شور آمد. از معلم نقاشی مدرسه سراغ نقاش را گرفته و او هم میرزامحمد غفاری را معرفی کرده بود. از آن پس به وی مواجب و بیدرنگ در «عمارت بادگیر» شمسالعماره به او اتاقی دادند و شاه لقب نقاشباشی به او داد و این سمت تا اواخر سلطنت مظفرالدین شاه با او بود. از مهمترین آثارش تابلوی #تالار_آینه است که در آفرینش آن پنج سال رنج برد و خاطری خوش از آن روزگار نداشت که همراه شد با دزدی شاگرد باغبان از تخت طاوس و بریدن سر شاگرد باغبان در محضر ناصرالدینشاه که خود نقاشباشی نقل میکند: «چرا در بین افراد دربار کسی نبوده که به «ناصرالدینشاه» بگوید مرد حسابی برای چهار مثقال طلا که انسان را سر نمیبرند و از آن بدتر بر فرض که باید سربریده شود، چرا زیر چشم تو!؟میرزامحمد غفاری در سال ۱۳۱۰ ه.ق از طرف ناصرالدینشاه به کمالالملک ملقب شد. زمانی که ناصرالدینشاه کشته شد، کمالالملک در فکر سفر به اروپا بود. مظفرالدینشاه بر سر کارآمد و یک سال و نیم بعد، استاد از راه قزوین و رشت و انزلی به راستوف و فارکوف و وین و ونیز رسید و بعد به فلورانس و سپس به رم. در آنجا آتلیهای گزید و بعد به پاریس رفت و در لوور چندین پرده ساخت. زمانی که مظفرالدین شاه به فرنگ آمد تابلوهای استاد را به شاه نشان دادند. بسیار پسندید و شاه حکم کرد که کمالالملک به تهران برگردد. با این وجود استاد دو سال را در پاریس ماند و سپس به تهران بازگشت. مظفرالدین شاه در فرنگ بود که استاد راهی کربلا میشود و دو سال در عتبات میماند و در کربلا و کاظمین و بغداد تابلوهایی را میآفریند. او سرانجام قسمتی از حسینآباد نیشابور را با اندک درآمد و پساندازش خرید.در همین دوران او از طرف حکیمالملک که وزارت فرهنگ را بر عهده داشت به معاونت وزارت فرهنگ انتخاب شد و به تأسیس مدرسه صنایع مستظرفه پرداخت. چندی بعد به مشهد رهسپار شد و در نیشابور بود که از یکچشم نابینا شد. برای مداوا به تهران آمد و پس از بهبودی دوباره به نیشابور رفت و در حسینآباد تا پایان عمر اقامت گزید.سالهای زندگی در حسینآباد بهکندی و تنهایی میگذشت. استاد پیر، بیمار و تنها شده بود و کهولت سن، بدی دید و رعشه دستان مانع از نقاشی کمالالملک شده بود و بعد از مدتی روز ۲۷ مرداد ۱۳۱۹ درگذشت.کمالالملک در سالهای انحطاط صنعت مینیاتور در زمان قاجار ظهور کرد، پرسپکتیو را در نقاشی تجربی آموخته بود و بعد از سفر به اروپا با آن علمی آشنا شد و نقاشی را به سبک اروپایی یعنی استادان ایتالیا و فلاماند در ایران احیا کرد. او متمایل به ناتورالیسم بود. در سالهای جوانی فریفته رافائل بود و بعدها که در صنعت ورزیده شد به رامبراند گرایید.روانش شاد - یاد و نامش جاوید.🆔 @XeradsarayeFerdosiYazd
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- انجمن شاهنامه فردوسی یزد · تطابق دقیق — ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۵:۲۵
- خردسرای فردوسی یزد · تطابق دقیق — ۳۰ مرداد ۱۴۰۵، ۷:۲۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند